🇺🇸 English 🇪🇸 Español 🇩🇪 Deutsch 🇯🇵 日本語 🇫🇷 Français 🇧🇷 Português 🇷🇺 Русский 🇮🇹 Italiano 🇳🇱 Nederlands 🇵🇱 Polski 🇹🇷 Türkçe 🇨🇳 中文 🇮🇷 فarsi 🇻🇳 Tiếng Việt 🇨🇿 Čeština 🇮🇩 Bahasa Indonesia 🇰🇷 한국어 🇸🇦 العربية 🇭🇺 Magyar 🇸🇪 Svenska 🇷🇴 Română 🇬🇷 Ελληνικά 🇩🇰 Dansk 🇫🇮 Suomi 🇮🇱 עברית 🇸🇰 Slovenčina 🇹🇭 ไทย 🇧🇬 Български 🇭🇷 Hrvatski 🇳🇴 Norsk 🇱🇹 Lietuvių 🇷🇸 Српски 🇸🇮 Slovenščina 🇪🇸 Català 🇪🇪 Eesti 🇱🇻 Latviešu 🇮🇳 हिन्दी 🇧🇩 বাংলা 🇵🇭 Tagalog 🇲🇾 Bahasa Melayu 🇵🇰 اردو 🇦🇱 Shqip 🇻🇦 Latina 💚 Esperanto 🇦🇿 Azərbaycanca 🇪🇸 Galego 🇮🇳 தமிழ்
🇮🇷 فارسی

How to say the phrase "پرده ابریشمی نور خورشید صبحگاهی را فیلتر می کرد." in other languages

پرده ابریشمی نور خورشید صبحگاهی را فیلتر می کرد.

See how to say the phrase پرده ابریشمی نور خورشید صبحگاهی را فیلتر می کرد. in 48 languages, with available variations and pronunciation.

ترجمه به زبان‌های دیگر

🇺🇸 انگلیسی
The silk curtain filtered morning sunlight.
🇪🇸 اسپانیایی
La cortina de seda filtraba la luz del sol de la mañana.
🇩🇪 آلمانی
Der Seidenvorhang filterte das Morgensonnenlicht.
🇯🇵 ژاپنی
絹のカーテンが朝の日差しを遮っていました。
🇫🇷 فرانسوی
Le rideau de soie filtrait la lumière du soleil du matin.
🇧🇷 پرتغالی
A cortina de seda filtrava a luz do sol da manhã.
🇷🇺 روسی
Шелковая занавеска фильтровала утренний солнечный свет.
🇮🇹 ایتالیایی
La tenda di seta filtrava la luce del sole mattutino.
🇳🇱 هلندی
Het zijden gordijn filterde het ochtendzonlicht.
🇵🇱 لهستانی
Jedwabna zasłona filtrowała poranne światło słoneczne.
🇹🇷 ترکی استانبولی
İpek perde sabah güneş ışığını süzüyordu.
🇨🇳 چینی
丝绸窗帘过滤着早晨的阳光。
🇮🇷 فارسی
پرده ابریشمی نور خورشید صبحگاهی را فیلتر می کرد.
🇻🇳 ویتنامی
Tấm rèm lụa lọc ánh nắng ban mai.
🇨🇿 چکی
Hedvábný závěs filtroval ranní slunce.
🇮🇩 اندونزیایی
Tirai sutra menyaring sinar matahari pagi.
🇰🇷 کره‌ای
실크 커튼이 아침 햇살을 걸러주었습니다.
🇸🇦 عربی
ستارة الحرير ترشح ضوء الشمس في الصباح.
🇭🇺 مجاری
A selyemfüggöny szűrte a reggeli napfényt.
🇸🇪 سوئدی
Sidengardinen filtrerade morgonsolen.
🇷🇴 رومانیایی
Perdeaua de mătase filtra lumina soarelui dimineții.
🇬🇷 یونانی
Η μεταξωτή κουρτίνα φιλτράρει το πρωινό φως του ήλιου.
🇩🇰 دانمارکی
Silkegardinet filtrerede morgensollyset.
🇫🇮 فنلاندی
Silkkiverho suodatti aamun auringonvalon.
🇮🇱 عبری
וילון המשי סינן את אור השמש של הבוקר.
🇸🇰 اسلواکی
Hodvábny záves filtroval ranné slnečné svetlo.
🇹🇭 تایلندی
ม่านไหมกรองแสงแดดยามเช้า
🇧🇬 بلغاری
Копринената завеса филтрираше утринната слънчева светлина.
🇭🇷 کروات
Svileni zastor filtrirao je jutarnju sunčevu svjetlost.
🇳🇴 نروژی
Silkegardinen filtrerte morgensolen.
🇱🇹 لیتوانیایی
Šilko uždanga filtravo ryto saulės šviesą.
🇷🇸 صربی
Свилена завеса филтрирала је јутарњу сунчеву светлост.
🇸🇮 اسلوونیایی
Svilena zavesa je filtrirala jutranjo sončno svetlobo.
🇪🇸 کاتالان
La cortina de seda filtrava la llum del sol del matí.
🇪🇪 استونیایی
Siidkardin filtreeris hommikuse päikesevalguse.
🇱🇻 لتونیایی
Zīda aizkars filtrēja rīta saules gaismu.
🇮🇳 هندی
रेशम का पर्दा सुबह की धूप को छन रहा था।
🇧🇩 بنگالی
রেশমের পর্দা সকালের সূর্যের আলোকে ফিল্টার করে।
🇵🇭 فیلیپینی
Sinala ng kurtinang seda ang sikat ng araw sa umaga.
🇲🇾 مالایی
Tirai sutera menapis cahaya matahari pagi.
🇵🇰 اردو
ریشمی پردے نے صبح کی سورج کی روشنی کو چھان لیا تھا۔
🇦🇱 آلبانیایی
Perdja e mëndafshtë filtronte rrezet e diellit të mëngjesit.
🇻🇦 لاتین
Sericum velum mane solis percolantur.
💚 اسپرانتو
La silka kurteno filtris la matenan sunlumon.
👽 کلینگون
The silk curtain filtered morning sunlight.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
İpək pərdə səhər günəşinin şüalarını süzürdü.
🇪🇸 گالیسیایی
A cortina de seda filtraba a luz do sol da mañá.
🇮🇳 تامیلی
பட்டுத் திரை காலை சூரிய ஒளியை வடிகட்டியது.

عبارات مرتبط

با فریادی از درد، آن مرد زیر آفتاب سوزان بیهوش شد (ba faryadi az dard, an mard zir-e aftab-e soozan bihoosh shod) ID: 255 از مبل، میز و نوری که در باغ می‌درخشد را می‌بینم (az mobl, miz va noori ke dar bagh midrakhshad ra mibinam) ID: 268 در آسمان آبی، خورشید در روز می‌درخشد و ماه با هر ستاره در شب می‌درخشد (dar aseman-e abi, khorshid dar rooz midrakhshad va mah ba har setareh dar shab midrakhshad) ID: 281 هنگام برخاستن در صبح، او برای باز کردن پنجره، بستن در و ورود به اتاق دوید (hengam-e barkhastan dar sobh, o baraye baz kardan-e panjereh, bastan-e dar va vorood be otagh david) ID: 299 در باغ گل، پروانه ها از گلی به گل دیگر زیر آفتاب پرواز می کنند. (dar bagh gol, parvaneh cpeha az goli bah gol digar zir aftab parvaz mi konand.) ID: 315 ساحل شنی سفید، دریای آرام و خورشید قوی در آسمان منظره زیبایی را تشکیل می دهند. (sahel sheni sefid, dariyaye aram ve khorshid ghooye dar asman monazareh zibayi ra tashkil mi dahand.) ID: 322 صبحانه از ساعت هفت شروع می شود. ID: 357 چراغ آشپزخانه روشن است. ID: 376 تمام صبح باران بارید. ID: 404 میشه فردا صبح همدیگه رو ببینیم؟ ID: 538 امروز صبح ترافیک بسیار کند است. ID: 551 اتوبوس ساعت هشت صبح را از دست دادم. ID: 556 جلسه به فردا ساعت ده صبح موکول شد. ID: 604 صبح پنج کیلومتر پیاده روی کردیم. ID: 1048 خورشید در تابستان به شدت می درخشد. ID: 1052 نور خورشید صبح اتاق را روشن می کند. ID: 1093 خورشید از افق طلوع کرد و روز جدیدی را به ارمغان آورد. ID: 1114 پرده سفید در باد ملایم تاب می خورد. ID: 1148 صبح آواز پرندگان را شنیدیم. ID: 1163 برف زیر آفتاب درخشان بهاری آب شد. ID: 1164 قبل از حرکت یک صبحانه مقوی خوردیم. ID: 1183 غروب خورشید را از بالای فانوس دریایی تماشا کردیم. ID: 1215 او برای صبحانه پنکیک با عسل درست کرد. ID: 1217 او کلاه حصیری بر سر گذاشت تا از آفتاب محافظت کند. ID: 1261 نور ماه روی آب دریاچه منعکس شد. ID: 1268 نسیم صبحگاهی انرژی همه را تازه کرد. ID: 1304 پرده توری نور ملایم را از خود عبور می دهد. ID: 1308 نور چراغ قوه به یافتن راه کمک کرد. ID: 1332 پرده مخملی اتاق را تاریک نگه می داشت. ID: 1380 سایه درخت خرما از خورشید صحرا محافظت می کرد. ID: 1396 از غروب خورشید روی تپه لذت بردیم. ID: 1399 نور ستاره آسمان صاف را روشن کرد. ID: 1408 علف های باغ امروز صبح قطع شد. ID: 1412 غروب خورشید را از منظر شهر تماشا کردیم. ID: 1443 مه بالای رودخانه با آفتاب ناپدید شد. ID: 1460 نور ماه کامل راه ها را روشن می کرد. ID: 1468 نقاش به مطالعه نور و سایه پرداخت. ID: 1510 صبحانه در هتل شامل میوه های تازه و آب میوه های طبیعی است. ID: 2424 طلوع خورشید را از منظر ساحل تماشا کردیم. ID: 2425 ترافیک از صبح روی پل آرام بود. ID: 2428 غروب خورشید بر فراز خلیج، آسمان را با رنگ های نارنجی رنگ آمیزی کرد. ID: 2433 گل سرخ در آفتاب صبح شکوفا شد. ID: 2455 هنگام غروب در کنار رودخانه قدم زدیم. ID: 2470 سایه درخت شاه بلوط از آفتاب قوی بعد از ظهر محافظت می کرد. ID: 2491 بوی قهوه تازه دم صبح سرد را گرم می کرد. ID: 2503