🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "پرده مخملی اتاق را تاریک نگه می داشت." in other languages
پرده مخملی اتاق را تاریک نگه می داشت.
See how to say the phrase پرده مخملی اتاق را تاریک نگه می داشت. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The velvet curtain kept the room dark.
🇪🇸 اسپانیایی
La cortina de terciopelo mantenía la habitación a oscuras.
🇩🇪 آلمانی
Der Samtvorhang hielt den Raum dunkel.
🇯🇵 ژاپنی
ベルベットのカーテンが部屋を暗くしてくれました。
🇫🇷 فرانسوی
Le rideau de velours gardait la pièce sombre.
🇧🇷 پرتغالی
A cortina de veludo mantinha a sala escura.
🇷🇺 روسی
Бархатная занавеска сохраняла в комнате темноту.
🇮🇹 ایتالیایی
La tenda di velluto teneva la stanza buia.
🇳🇱 هلندی
Het fluwelen gordijn hield de kamer donker.
🇵🇱 لهستانی
Aksamitna zasłona zapewniała ciemność w pokoju.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Kadife perde odayı karanlık tutuyordu.
🇨🇳 چینی
天鹅绒窗帘使房间保持黑暗。
🇮🇷 فارسی
پرده مخملی اتاق را تاریک نگه می داشت.
🇻🇳 ویتنامی
Tấm rèm nhung giữ cho căn phòng tối tăm.
🇨🇿 چکی
Sametový závěs udržoval v místnosti tmu.
🇮🇩 اندونزیایی
Tirai beludru membuat ruangan tetap gelap.
🇰🇷 کرهای
벨벳 커튼이 방을 어둡게 유지해 주었어요.
🇸🇦 عربی
الستارة المخملية أبقت الغرفة مظلمة.
🇭🇺 مجاری
A bársonyfüggöny sötétben tartotta a szobát.
🇸🇪 سوئدی
Sammetsgardinen höll rummet mörkt.
🇷🇴 رومانیایی
Perdeaua de catifea a ținut camera întunecată.
🇬🇷 یونانی
Η βελούδινη κουρτίνα κρατούσε το δωμάτιο σκοτεινό.
🇩🇰 دانمارکی
Fløjlsgardinet holdt rummet mørkt.
🇫🇮 فنلاندی
Samettiverho piti huoneen pimeänä.
🇮🇱 عبری
וילון הקטיפה שמר על החדר חשוך.
🇸🇰 اسلواکی
Zamatový záves udržiaval v miestnosti tmu.
🇹🇭 تایلندی
ม่านกำมะหยี่ทำให้ห้องมืด
🇧🇬 بلغاری
Кадифената завеса поддържаше стаята тъмна.
🇭🇷 کروات
Baršunasti zastor držao je sobu mračnom.
🇳🇴 نروژی
Fløyelsgardinen holdt rommet mørkt.
🇱🇹 لیتوانیایی
Dėl aksominės užuolaidos kambaryje buvo tamsu.
🇷🇸 صربی
Завеса од сомота држала је собу мрачном.
🇸🇮 اسلوونیایی
Žametna zavesa je ohranjala temo v sobi.
🇪🇸 کاتالان
La cortina de vellut va mantenir l'habitació fosca.
🇪🇪 استونیایی
Sametkardin hoidis toa pimedana.
🇱🇻 لتونیایی
Samta aizkars uzturēja telpu tumšu.
🇮🇳 هندی
मखमली पर्दा कमरे में अँधेरा रखता था।
🇧🇩 بنگالی
মখমলের পর্দা ঘরটাকে অন্ধকার করে রেখেছিল।
🇵🇭 فیلیپینی
Ang velvet curtain ay nagpanatiling madilim sa silid.
🇲🇾 مالایی
Tirai baldu menjadikan bilik itu gelap.
🇵🇰 اردو
مخمل کے پردے نے کمرے کو اندھیرا کر رکھا تھا۔
🇦🇱 آلبانیایی
Perdja prej kadifeje e mbante dhomën të errët.
🇻🇦 لاتین
Velum holoserica cubiculum obscura servabat.
💚 اسپرانتو
La velura kurteno tenis la ĉambron malluma.
👽 کلینگون
The velvet curtain kept the room dark.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Məxmər pərdə otağı qaranlıq saxlayırdı.
🇪🇸 گالیسیایی
A cortina de veludo mantiña o cuarto escuro.
🇮🇳 تامیلی
வெல்வெட் திரை அறையை இருட்டாக வைத்திருந்தது.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
از پذیرایی، میتوانم آشپزخانه را از طریق در و خیابان را از طریق پنجره ببینم (az pazirai, mitoonam ashpazkhaneh ra az tarigh-e dar va khiaban ra az tarigh-e panjereh bebinam)
هنگام برخاستن در صبح، او برای باز کردن پنجره، بستن در و ورود به اتاق دوید (hengam-e barkhastan dar sobh, o baraye baz kardan-e panjereh, bastan-e dar va vorood be otagh david)
اتاق کنفرانس اصلی کجاست؟
میز ناهارخوری چوبی را خریدیم.
میز ناهارخوری چوبی را پیدا کرد.
میز چوبی اتاق غذاخوری را مرتب کرد.
آنها میز غذاخوری چوبی را مطالعه کردند.
من میز چوبی اتاق ناهارخوری را ترجیح می دهم.
تیم ما میز چوبی را در اتاق غذاخوری برنامه ریزی کرد.
معلم میز چوبی اتاق غذاخوری را توضیح داد.
دکتر میز چوبی اتاق غذاخوری را توصیه کرد.
از میز غذاخوری چوبی بازدید کردیم.
میز چوبی اتاق غذاخوری را آماده کرد.
میز چوبی اتاق غذاخوری را تمیز کرد.
میز چوبی را از ناهارخوری آوردند.
به میز ناهارخوری چوبی نگاه کردم.
صدای میز ناهارخوری چوبی را می شنویم.
او میز چوبی اتاق غذاخوری را طراحی کرد.
میز چوبی اتاق غذاخوری را تعمیر کرد.
میز چوبی اتاق غذاخوری را بستند.
میز ناهارخوری چوبی را باز کردم.
میز چوبی اتاق غذاخوری را انتخاب کردیم.
میز ناهارخوری چوبی را نوشت.
اتاق را برای مهمانی تزئین کردند.
نور خورشید صبح اتاق را روشن می کند.
لامپ اتاق سوخته و باید تعویض شود.
پرده سفید در باد ملایم تاب می خورد.
شومینه شعله ور اتاق را گرم نگه می داشت.
قفسه کتاب تمام دیوار اتاق را اشغال می کند.
منظره از پنجره اتاق نشیمن خیره کننده است.
کوسن ها را روی مبل اتاق نشیمن چید.
پرده توری نور ملایم را از خود عبور می دهد.
او عود چوب صندل را در اتاق روشن کرد.
او اسانس رزماری را در اتاق نشیمن پاشید.
فنجان را روی میز قهوه خانه نشیمن گذاشت.
کارشناس اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه توصیه کرد.
تیم تحقیقاتی اتاق نشیمن با مبلمان چوبی جامد را کشف کردند.
مشتری اتاق نشیمن با مبلمان چوب جامد را درخواست کرد.
ما اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد مبله کردیم.
دولت اتاق نشیمن با مبلمان چوب جامد را تأیید کرد.
متخصص تغذیه اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه پیشنهاد کرد.
وکیل اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه توضیح داد.
آنها اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد چیدند.
او اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه ارائه کرد.
او اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد خرید.
ما اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه یاد گرفتیم.
مهندس اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد طراحی کرد.
دانشجو در مورد اتاق نشیمن با مبلمان چوبی جامد تحقیق کرد.
ما اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه تماشا کردیم.
او از اتاق نشیمن با مبلمان چوبی جامد عکاسی کرد.
او اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه مرتب کرد.
دکتر اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه تجویز کرد.
معلم اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه آموزش داد.
آنها اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد کاشتند.
اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد دریافت کردم.
معمار اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه طراحی کرد.
روزنامه نگار با اتاق نشیمن با مبلمان چوبی جامد مصاحبه کرد.
تکنسین اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه آزمایش کرد.
ما اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد تجهیز کردیم.
او اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه تزئین کرد.
او اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه تمیز کرد.
آنها اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه بازسازی کردند.
راننده با مبلمان چوبی جامد به اتاق نشیمن هدایت شد.
عکاس اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه ثبت کرده است.
ما اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد جشن می گیریم.
پرده ابریشمی نور خورشید صبحگاهی را فیلتر می کرد.
نمای پنجره اتاق نشیمن رو به اقیانوس است.
یک فرش شیک برای اتاق نشیمن خریدیم.