🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "لامپ اتاق سوخته و باید تعویض شود." in other languages
لامپ اتاق سوخته و باید تعویض شود.
See how to say the phrase لامپ اتاق سوخته و باید تعویض شود. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The living room light bulb burned out and needs replacement.
🇪🇸 اسپانیایی
La bombilla de la habitación se quemó y hay que cambiarla.
🇩🇪 آلمانی
Die Glühbirne im Zimmer ist durchgebrannt und muss ausgetauscht werden.
🇯🇵 ژاپنی
部屋の電球が切れたので交換する必要があります。
🇫🇷 فرانسوی
L'ampoule de la pièce est grillée et doit être changée.
🇧🇷 پرتغالی
A lâmpada da sala queimou e precisa ser trocada.
🇷🇺 روسی
Лампочка в номере перегорела
ее нужно заменить.
🇮🇹 ایتالیایی
La lampadina nella stanza è bruciata e deve essere cambiata.
🇳🇱 هلندی
De lamp in de kamer is doorgebrand en moet worden vervangen.
🇵🇱 لهستانی
W pokoju przepaliła się żarówka i trzeba ją wymienić.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Odadaki ampul yanmış
değiştirilmesi gerekiyor.
🇨🇳 چینی
房间里的灯泡烧坏了,需要更换。
🇮🇷 فارسی
لامپ اتاق سوخته و باید تعویض شود.
🇻🇳 ویتنامی
Bóng đèn trong phòng bị cháy và cần phải thay.
🇨🇿 چکی
Žárovka v místnosti vyhořela a je třeba ji vyměnit.
🇮🇩 اندونزیایی
Bola lampu di kamar padam dan perlu diganti.
🇰🇷 کرهای
방의 전구가 나가서 교체해야 합니다.
🇸🇦 عربی
احترق المصباح الكهربائي الموجود في الغرفة ويحتاج إلى التغيير.
🇭🇺 مجاری
A szobában kiégett a villanykörte
ki kell cserélni.
🇸🇪 سوئدی
Glödlampan i rummet brann ut och måste bytas.
🇷🇴 رومانیایی
Becul din cameră s-a ars și trebuie schimbat.
🇬🇷 یونانی
Η λάμπα στο δωμάτιο κάηκε και πρέπει να αλλάξει.
🇩🇰 دانمارکی
Pæren i rummet brændte ud og skal skiftes.
🇫🇮 فنلاندی
Huoneen lamppu paloi ja pitää vaihtaa.
🇮🇱 عبری
הנורה בחדר נשרפה וצריך להחליף אותה.
🇸🇰 اسلواکی
Žiarovka v miestnosti vyhorela a je potrebné ju vymeniť.
🇹🇭 تایلندی
หลอดไฟในห้องไหม้และจำเป็นต้องเปลี่ยน
🇧🇬 بلغاری
Крушката в стаята е изгоряла и трябва да се смени.
🇭🇷 کروات
Pregorjela je žarulja u sobi i treba je promijeniti.
🇳🇴 نروژی
Lyspæren i rommet brant ut og må skiftes.
🇱🇹 لیتوانیایی
Kambaryje perdegė lemputė
ją reikia keisti.
🇷🇸 صربی
Прегорела је сијалица у просторији и треба је променити.
🇸🇮 اسلوونیایی
Žarnica v sobi je pregorela in jo je treba zamenjati.
🇪🇸 کاتالان
La bombeta de l'habitació es va cremar i cal canviar-la.
🇪🇪 استونیایی
Toas põles pirn läbi ja vajab vahetamist.
🇱🇻 لتونیایی
Istabā izdegusi spuldzīte un jāmaina.
🇮🇳 هندی
कमरे में प्रकाश बल्ब जल गया है और उसे बदलने की आवश्यकता है।
🇧🇩 بنگالی
ঘরের আলোর বাল্বটি জ্বলে গেছে এবং পরিবর্তন করতে হবে।
🇵🇭 فیلیپینی
Nasunog ang bumbilya sa silid at kailangang palitan.
🇲🇾 مالایی
Mentol lampu di dalam bilik terbakar dan perlu ditukar.
🇵🇰 اردو
کمرے میں روشنی کا بلب جل گیا ہے اور اسے تبدیل کرنے کی ضرورت ہے۔
🇦🇱 آلبانیایی
Llamba në dhomë është djegur dhe duhet ndërruar.
🇻🇦 لاتین
Lux bulbus in cubiculo exstincto mutari debet.
💚 اسپرانتو
La ampolo en la ĉambro forbrulis kaj devas esti ŝanĝita.
👽 کلینگون
The living room light bulb burned out and needs replacement.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Otaqdakı lampa yanıb
dəyişdirilməlidir.
🇪🇸 گالیسیایی
A lámpada da sala queimouse e hai que cambiala.
🇮🇳 تامیلی
அறையில் இருந்த மின்விளக்கு எரிந்ததால் அதை மாற்ற வேண்டும்.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
میتوانی دقیقتر بگویی؟ (mitovani daghigh-tar begooyi?)
دنیا میخواهد فریب بخورد، پس بگذار فریب بخورد (dunya mikhahed farib bokhorad, pas bogzar farib bokhorad)
منطقی به نظر میرسد (manteqi be nazar mi-rasad)
از پذیرایی، میتوانم آشپزخانه را از طریق در و خیابان را از طریق پنجره ببینم (az pazirai, mitoonam ashpazkhaneh ra az tarigh-e dar va khiaban ra az tarigh-e panjereh bebinam)
هنگام برخاستن در صبح، او برای باز کردن پنجره، بستن در و ورود به اتاق دوید (hengam-e barkhastan dar sobh, o baraye baz kardan-e panjereh, bastan-e dar va vorood be otagh david)
اتاق کنفرانس اصلی کجاست؟
میز ناهارخوری چوبی را خریدیم.
میز ناهارخوری چوبی را پیدا کرد.
میز چوبی اتاق غذاخوری را مرتب کرد.
آنها میز غذاخوری چوبی را مطالعه کردند.
من میز چوبی اتاق ناهارخوری را ترجیح می دهم.
تیم ما میز چوبی را در اتاق غذاخوری برنامه ریزی کرد.
معلم میز چوبی اتاق غذاخوری را توضیح داد.
دکتر میز چوبی اتاق غذاخوری را توصیه کرد.
از میز غذاخوری چوبی بازدید کردیم.
میز چوبی اتاق غذاخوری را آماده کرد.
میز چوبی اتاق غذاخوری را تمیز کرد.
میز چوبی را از ناهارخوری آوردند.
به میز ناهارخوری چوبی نگاه کردم.
صدای میز ناهارخوری چوبی را می شنویم.
او میز چوبی اتاق غذاخوری را طراحی کرد.
میز چوبی اتاق غذاخوری را تعمیر کرد.
میز چوبی اتاق غذاخوری را بستند.
میز ناهارخوری چوبی را باز کردم.
میز چوبی اتاق غذاخوری را انتخاب کردیم.
میز ناهارخوری چوبی را نوشت.
اتاق را برای مهمانی تزئین کردند.
نور خورشید صبح اتاق را روشن می کند.
شومینه شعله ور اتاق را گرم نگه می داشت.
لامپ LED باعث صرفه جویی زیادی در مصرف انرژی می شود.
قفسه کتاب تمام دیوار اتاق را اشغال می کند.
منظره از پنجره اتاق نشیمن خیره کننده است.
کوسن ها را روی مبل اتاق نشیمن چید.
او عود چوب صندل را در اتاق روشن کرد.
پرده مخملی اتاق را تاریک نگه می داشت.
او اسانس رزماری را در اتاق نشیمن پاشید.
فنجان را روی میز قهوه خانه نشیمن گذاشت.
کارشناس اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه توصیه کرد.
تیم تحقیقاتی اتاق نشیمن با مبلمان چوبی جامد را کشف کردند.
مشتری اتاق نشیمن با مبلمان چوب جامد را درخواست کرد.
ما اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد مبله کردیم.
دولت اتاق نشیمن با مبلمان چوب جامد را تأیید کرد.
متخصص تغذیه اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه پیشنهاد کرد.
وکیل اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه توضیح داد.
آنها اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد چیدند.
او اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه ارائه کرد.
او اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد خرید.
ما اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه یاد گرفتیم.
مهندس اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد طراحی کرد.
دانشجو در مورد اتاق نشیمن با مبلمان چوبی جامد تحقیق کرد.
ما اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه تماشا کردیم.
او از اتاق نشیمن با مبلمان چوبی جامد عکاسی کرد.
او اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه مرتب کرد.
دکتر اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه تجویز کرد.
معلم اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه آموزش داد.
آنها اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد کاشتند.
اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد دریافت کردم.
معمار اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه طراحی کرد.
روزنامه نگار با اتاق نشیمن با مبلمان چوبی جامد مصاحبه کرد.
تکنسین اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه آزمایش کرد.
ما اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد تجهیز کردیم.
او اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه تزئین کرد.
او اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه تمیز کرد.
آنها اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه بازسازی کردند.
راننده با مبلمان چوبی جامد به اتاق نشیمن هدایت شد.
عکاس اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه ثبت کرده است.
ما اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد جشن می گیریم.
نمای پنجره اتاق نشیمن رو به اقیانوس است.
یک فرش شیک برای اتاق نشیمن خریدیم.