🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "عکاس اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه ثبت کرده است." in other languages
عکاس اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه ثبت کرده است.
See how to say the phrase عکاس اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه ثبت کرده است. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The photographer recorded the living room with solid wood furniture.
🇪🇸 اسپانیایی
El fotógrafo capturó la sala de estar con muebles de madera maciza.
🇩🇪 آلمانی
Der Fotograf hat das Wohnzimmer mit Massivholzmöbeln festgehalten.
🇯🇵 ژاپنی
写真家は無垢材の家具が置かれたリビングルームを撮影しました。
🇫🇷 فرانسوی
Le photographe a capturé le salon avec des meubles en bois massif.
🇧🇷 پرتغالی
A fotógrafa registrou a sala de estar com móveis de madeira maciça.
🇷🇺 روسی
Фотограф запечатлел гостиную с мебелью из массива дерева.
🇮🇹 ایتالیایی
Il fotografo ha catturato il soggiorno con mobili in legno massiccio.
🇳🇱 هلندی
De fotograaf legde de woonkamer vast met massief houten meubels.
🇵🇱 لهستانی
Fotograf uchwycił salon z meblami z litego drewna.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Fotoğrafçı masif ahşap mobilyalarla donatılmış oturma odasını fotoğrafladı.
🇨🇳 چینی
摄影师拍摄了配有实木家具的客厅。
🇮🇷 فارسی
عکاس اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه ثبت کرده است.
🇻🇳 ویتنامی
Nhiếp ảnh gia đã chụp được phòng khách với nội thất bằng gỗ nguyên khối.
🇨🇿 چکی
Fotograf zachytil obývací pokoj s nábytkem z masivu.
🇮🇩 اندونزیایی
Fotografer memotret ruang tamu dengan furnitur kayu solid.
🇰🇷 کرهای
사진작가는 원목가구로 거실을 포착했습니다.
🇸🇦 عربی
التقط المصور غرفة المعيشة بأثاث من الخشب الصلب.
🇭🇺 مجاری
A fotós a nappalit tömörfa bútorokkal örökítette meg.
🇸🇪 سوئدی
Fotografen fångade vardagsrummet med möbler i massivt trä.
🇷🇴 رومانیایی
Fotograful a surprins sufrageria cu mobilier din lemn masiv.
🇬🇷 یونانی
Ο φωτογράφος απαθανάτισε το σαλόνι με έπιπλα από μασίφ ξύλο.
🇩🇰 دانمارکی
Fotografen fangede stuen med møbler i massivt træ.
🇫🇮 فنلاندی
Valokuvaaja vangitsi olohuoneen massiivipuuhuonekaluilla.
🇮🇱 عبری
הצלם לכד את הסלון עם ריהוט מעץ מלא.
🇸🇰 اسلواکی
Fotograf zachytil obývačku s nábytkom z masívneho dreva.
🇹🇭 تایلندی
ช่างภาพถ่ายภาพห้องนั่งเล่นด้วยเฟอร์นิเจอร์ไม้เนื้อแข็ง
🇧🇬 بلغاری
Фотографът е уловил хола с мебели от масивно дърво.
🇭🇷 کروات
Fotograf je uhvatio dnevni boravak s namještajem od punog drva.
🇳🇴 نروژی
Fotografen fanget stuen med møbler i heltre.
🇱🇹 لیتوانیایی
Fotografas įamžino svetainę su medžio masyvo baldais.
🇷🇸 صربی
Фотограф је снимио дневну собу са намештајем од пуног дрвета.
🇸🇮 اسلوونیایی
Fotograf je v objektiv ujel dnevno sobo s pohištvom iz masivnega lesa.
🇪🇸 کاتالان
El fotògraf va capturar la sala d'estar amb mobles de fusta massissa.
🇪🇪 استونیایی
Fotograaf jäädvustas täispuidust mööbliga elutoa.
🇱🇻 لتونیایی
Fotogrāfs iemūžināja dzīvojamo istabu ar masīvkoka mēbelēm.
🇮🇳 هندی
फ़ोटोग्राफ़र ने लिविंग रूम को ठोस लकड़ी के फ़र्निचर से कैद किया।
🇧🇩 بنگالی
ফটোগ্রাফার কাঠের শক্ত আসবাবপত্র দিয়ে বসার ঘরটি বন্দী করেন।
🇵🇭 فیلیپینی
Nakunan ng photographer ang sala na may solid wood furniture.
🇲🇾 مالایی
Jurugambar merakam ruang tamu dengan perabot kayu padu.
🇵🇰 اردو
فوٹوگرافر نے لکڑی کے ٹھوس فرنیچر کے ساتھ رہنے والے کمرے کو قید کیا۔
🇦🇱 آلبانیایی
Fotografi ka kapur dhomën e ndenjes me mobilje prej druri të fortë.
🇻🇦 لاتین
Pretium exedra cepit cum supellectile lignea solida.
💚 اسپرانتو
La fotisto kaptis la salonon per solidlignaj mebloj.
👽 کلینگون
The photographer recorded the living room with solid wood furniture.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Fotoqraf bərk ağac mebelləri olan oturma otağını çəkib.
🇪🇸 گالیسیایی
O fotógrafo capturou a sala de estar con mobles de madeira maciza.
🇮🇳 تامیلی
புகைப்படக் கலைஞர் அறையை திட மர தளபாடங்களுடன் படம் பிடித்தார்.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
از پذیرایی، میتوانم آشپزخانه را از طریق در و خیابان را از طریق پنجره ببینم (az pazirai, mitoonam ashpazkhaneh ra az tarigh-e dar va khiaban ra az tarigh-e panjereh bebinam)
هنگام برخاستن در صبح، او برای باز کردن پنجره، بستن در و ورود به اتاق دوید (hengam-e barkhastan dar sobh, o baraye baz kardan-e panjereh, bastan-e dar va vorood be otagh david)
اتاق کنفرانس اصلی کجاست؟
میز ناهارخوری چوبی را خریدیم.
میز ناهارخوری چوبی را پیدا کرد.
میز چوبی اتاق غذاخوری را مرتب کرد.
آنها میز غذاخوری چوبی را مطالعه کردند.
من میز چوبی اتاق ناهارخوری را ترجیح می دهم.
تیم ما میز چوبی را در اتاق غذاخوری برنامه ریزی کرد.
معلم میز چوبی اتاق غذاخوری را توضیح داد.
دکتر میز چوبی اتاق غذاخوری را توصیه کرد.
از میز غذاخوری چوبی بازدید کردیم.
میز چوبی اتاق غذاخوری را آماده کرد.
میز چوبی اتاق غذاخوری را تمیز کرد.
میز چوبی را از ناهارخوری آوردند.
به میز ناهارخوری چوبی نگاه کردم.
صدای میز ناهارخوری چوبی را می شنویم.
او میز چوبی اتاق غذاخوری را طراحی کرد.
میز چوبی اتاق غذاخوری را تعمیر کرد.
میز چوبی اتاق غذاخوری را بستند.
میز ناهارخوری چوبی را باز کردم.
میز چوبی اتاق غذاخوری را انتخاب کردیم.
میز ناهارخوری چوبی را نوشت.
اتاق را برای مهمانی تزئین کردند.
نور خورشید صبح اتاق را روشن می کند.
لامپ اتاق سوخته و باید تعویض شود.
شومینه شعله ور اتاق را گرم نگه می داشت.
قفسه کتاب تمام دیوار اتاق را اشغال می کند.
منظره از پنجره اتاق نشیمن خیره کننده است.
کوسن ها را روی مبل اتاق نشیمن چید.
او عود چوب صندل را در اتاق روشن کرد.
پرده مخملی اتاق را تاریک نگه می داشت.
او اسانس رزماری را در اتاق نشیمن پاشید.
فنجان را روی میز قهوه خانه نشیمن گذاشت.
کارشناس اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه توصیه کرد.
تیم تحقیقاتی اتاق نشیمن با مبلمان چوبی جامد را کشف کردند.
مشتری اتاق نشیمن با مبلمان چوب جامد را درخواست کرد.
ما اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد مبله کردیم.
دولت اتاق نشیمن با مبلمان چوب جامد را تأیید کرد.
متخصص تغذیه اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه پیشنهاد کرد.
وکیل اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه توضیح داد.
آنها اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد چیدند.
او اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه ارائه کرد.
او اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد خرید.
ما اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه یاد گرفتیم.
مهندس اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد طراحی کرد.
دانشجو در مورد اتاق نشیمن با مبلمان چوبی جامد تحقیق کرد.
ما اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه تماشا کردیم.
او از اتاق نشیمن با مبلمان چوبی جامد عکاسی کرد.
او اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه مرتب کرد.
دکتر اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه تجویز کرد.
معلم اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه آموزش داد.
آنها اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد کاشتند.
اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد دریافت کردم.
معمار اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه طراحی کرد.
روزنامه نگار با اتاق نشیمن با مبلمان چوبی جامد مصاحبه کرد.
تکنسین اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه آزمایش کرد.
ما اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد تجهیز کردیم.
او اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه تزئین کرد.
او اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه تمیز کرد.
آنها اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه بازسازی کردند.
راننده با مبلمان چوبی جامد به اتاق نشیمن هدایت شد.
ما اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی جامد جشن می گیریم.
نمای پنجره اتاق نشیمن رو به اقیانوس است.
یک فرش شیک برای اتاق نشیمن خریدیم.