🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "نقاش نقاشی قدیمی را با دقت بازسازی کرد." in other languages
نقاش نقاشی قدیمی را با دقت بازسازی کرد.
See how to say the phrase نقاش نقاشی قدیمی را با دقت بازسازی کرد. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The painter restored the old painting carefully.
🇪🇸 اسپانیایی
El pintor restauró el antiguo cuadro con esmero.
🇩🇪 آلمانی
Der Maler hat das alte Gemälde sorgfältig restauriert.
🇯🇵 ژاپنی
画家は古い絵を丁寧に修復した。
🇫🇷 فرانسوی
Le peintre a restauré le tableau ancien avec soin.
🇧🇷 پرتغالی
O pintor restaurou o quadro antigo com cuidado.
🇷🇺 روسی
Художник бережно восстановил старую картину.
🇮🇹 ایتالیایی
Il pittore ha restaurato con cura il vecchio dipinto.
🇳🇱 هلندی
De schilder heeft het oude schilderij met zorg gerestaureerd.
🇵🇱 لهستانی
Malarz starannie odrestaurował stary obraz.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Ressam eski tabloyu özenle restore etti.
🇨🇳 چینی
画家小心翼翼地修复了这幅旧画。
🇮🇷 فارسی
نقاش نقاشی قدیمی را با دقت بازسازی کرد.
🇻🇳 ویتنامی
Người họa sĩ đã cẩn thận khôi phục bức tranh cũ.
🇨🇿 چکی
Starý obraz malíř pečlivě restauroval.
🇮🇩 اندونزیایی
Pelukis itu memulihkan lukisan lama itu dengan hati-hati.
🇰🇷 کرهای
화가는 오래된 그림을 조심스럽게 복원했습니다.
🇸🇦 عربی
قام الرسام بترميم اللوحة القديمة بعناية.
🇭🇺 مجاری
A festő gondosan restaurálta a régi festményt.
🇸🇪 سوئدی
Målaren restaurerade den gamla målningen med omsorg.
🇷🇴 رومانیایی
Pictorul a restaurat vechiul tablou cu grijă.
🇬🇷 یونانی
Ο ζωγράφος αποκατέστησε τον παλιό πίνακα με προσοχή.
🇩🇰 دانمارکی
Maleren restaurerede det gamle maleri med omhu.
🇫🇮 فنلاندی
Taidemaalari kunnosti vanhan maalauksen huolellisesti.
🇮🇱 عبری
הצייר שיקם את הציור הישן בקפידה.
🇸🇰 اسلواکی
Maliar starostlivo zreštauroval starý obraz.
🇹🇭 تایلندی
จิตรกรได้บูรณะภาพวาดเก่าด้วยความเอาใจใส่
🇧🇬 بلغاری
Художникът старателно реставрира старата картина.
🇭🇷 کروات
Slikar je pažljivo restaurirao staru sliku.
🇳🇴 نروژی
Maleren restaurerte det gamle maleriet med omhu.
🇱🇹 لیتوانیایی
Dailininkas rūpestingai restauravo senąjį paveikslą.
🇷🇸 صربی
Сликар је брижљиво рестаурирао стару слику.
🇸🇮 اسلوونیایی
Slikar je skrbno obnovil staro sliko.
🇪🇸 کاتالان
El pintor va restaurar l'antic quadre amb cura.
🇪🇪 استونیایی
Maaler taastas vana maali hoolega.
🇱🇻 لتونیایی
Gleznotājs ar rūpību atjaunoja veco gleznu.
🇮🇳 هندی
चित्रकार ने पुरानी पेंटिंग को सावधानी से पुनः स्थापित किया।
🇧🇩 بنگالی
চিত্রকর যত্ন সহকারে পুরানো চিত্রটি পুনরুদ্ধার করেছিলেন।
🇵🇭 فیلیپینی
Ibinalik ng pintor ang lumang pagpipinta nang may pag-iingat.
🇲🇾 مالایی
Pelukis itu memulihkan lukisan lama dengan berhati-hati.
🇵🇰 اردو
پینٹر نے دیکھ بھال کے ساتھ پرانی پینٹنگ کو بحال کیا۔
🇦🇱 آلبانیایی
Piktori e restauroi me kujdes pikturën e vjetër.
🇻🇦 لاتین
Pictor veterem picturam cum cura restituit.
💚 اسپرانتو
La pentristo zorge restarigis la malnovan pentraĵon.
👽 کلینگون
The painter restored the old painting carefully.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Rəssam köhnə tablonu ehtiyatla bərpa etdi.
🇪🇸 گالیسیایی
O pintor restaurou o cadro antigo con coidado.
🇮🇳 تامیلی
ஓவியர் பழைய ஓவியத்தை கவனமாக மீட்டெடுத்தார்.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
هیچ نادانی مثل یک نادان پیر نیست (hich nadani mesl-e yek nadan-e pir nist)
تو فریب قدیمیترین ترفند دنیا را خوردی (to faribe ghadimitarin tarfande donya ra khordi)
داماد و عروس رازی را نگه میدارند که برای معشوق قدیمیشان یک راز سر به مهر است (damad va aroos razi ra negah midarand ke baraye mashoogh-e ghadimi-shan yek raz-e sar be mehr ast)
رنگهای نارنجی، بنفش، صورتی، قهوهای و خاکستری را برای خلق تابلو مخلوط کردم (rang-haye narenji, banafsh, صورتی, ghahve'i va khakestari ra baraye khalgh-e tablo makhloot kardam)
این نقاش جوان گفت: هیچ نقاشی هنری واقعاً زشت نیست. (in naghash javan goft: cpehich naghashi npannari vaghean zesht nist.)
یک کتاب قدیمی از کتابخانه خریدیم.
او یک کتاب قدیمی را در کتابخانه پیدا کرد.
او یک کتاب قدیمی را در کتابخانه ترتیب داد.
آنها یک کتاب قدیمی را در کتابخانه مطالعه کردند.
من یک کتاب قدیمی از کتابخانه را ترجیح می دهم.
تیم ما یک کتاب قدیمی را در کتابخانه برنامه ریزی کرد.
معلم یک کتاب قدیمی را در کتابخانه توضیح داد.
دکتر یک کتاب قدیمی را از کتابخانه توصیه کرد.
از یک کتاب قدیمی در کتابخانه بازدید کردیم.
او یک کتاب قدیمی در کتابخانه آماده کرد.
او یک کتاب قدیمی را در کتابخانه تمیز کرد.
یک کتاب قدیمی از کتابخانه آوردند.
من یک کتاب قدیمی را در کتابخانه تماشا کردم.
در کتابخانه به یک کتاب قدیمی گوش دادیم.
او یک کتاب قدیمی در کتابخانه کشید.
او یک کتاب قدیمی را در کتابخانه تعمیر کرد.
یک کتاب قدیمی را در کتابخانه بستند.
یک کتاب قدیمی را در کتابخانه باز کردم.
یک کتاب قدیمی از کتابخانه انتخاب کردیم.
او یک کتاب قدیمی در کتابخانه نوشت.
یک سنجاق سینه عتیقه روی یقه کتش گذاشت.
از عتیقه فروشی یک ساعت رومیزی عتیقه خریدیم.
نقاش از رنگ روغن روی بوم استفاده کرده است.
او نقاشی را با میخ روی دیوار گذاشت.
نقاش رنگ ها را روی پالت چوبی مخلوط کرد.
نقاش از این مدل پرتره زغالی ساخته است.
ساعت ساز مکانیسم ساعت عتیقه را تنظیم کرد.
نقاش از منظره روستایی نقاشی کشید.
مکانیک موتور ماشین قدیمی را تنظیم کرد.
صنعتگر لحاف را روی دستگاه بافندگی دستی قدیمی می بافت.
نقاش رنگ های پاییزی را روی بوم به تصویر کشیده است.
نقاش برای جزئیات از قلم موهای ظریف استفاده کرد.
آهنگ را از رادیو قدیمی شنیدیم.
ساعت جیبی عتیقه متعلق به پدربزرگش بود.
نقاش به مطالعه نور و سایه پرداخت.
نقاش از رنگ های اکریلیک روی پانل چوبی استفاده کرد.