🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "ساعت جیبی عتیقه متعلق به پدربزرگش بود." in other languages
ساعت جیبی عتیقه متعلق به پدربزرگش بود.
See how to say the phrase ساعت جیبی عتیقه متعلق به پدربزرگش بود. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The old pocket watch belonged to his grandfather.
🇪🇸 اسپانیایی
El antiguo reloj de bolsillo pertenecía a su abuelo.
🇩🇪 آلمانی
Die antike Taschenuhr gehörte seinem Großvater.
🇯🇵 ژاپنی
そのアンティークの懐中時計は彼の祖父のものでした。
🇫🇷 فرانسوی
La montre de poche ancienne appartenait à son grand-père.
🇧🇷 پرتغالی
O relógio de bolso antigo pertencia ao seu avô.
🇷🇺 روسی
Антикварные карманные часы принадлежали его деду.
🇮🇹 ایتالیایی
L'antico orologio da tasca apparteneva a suo nonno.
🇳🇱 هلندی
Het antieke zakhorloge was van zijn grootvader.
🇵🇱 لهستانی
Zabytkowy zegarek kieszonkowy należał do jego dziadka.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Antika cep saati dedesine aitti.
🇨🇳 چینی
古董怀表属于他的祖父。
🇮🇷 فارسی
ساعت جیبی عتیقه متعلق به پدربزرگش بود.
🇻🇳 ویتنامی
Chiếc đồng hồ bỏ túi cổ thuộc về ông nội của anh.
🇨🇿 چکی
Starožitné kapesní hodinky patřily jeho dědovi.
🇮🇩 اندونزیایی
Jam saku antik itu milik kakeknya.
🇰🇷 کرهای
그 골동품 회중시계는 그의 할아버지의 것이었습니다.
🇸🇦 عربی
كانت ساعة الجيب العتيقة مملوكة لجده.
🇭🇺 مجاری
Az antik zsebóra a nagyapjáé volt.
🇸🇪 سوئدی
Det antika fickuret tillhörde hans farfar.
🇷🇴 رومانیایی
Ceasul antic de buzunar i-a aparținut bunicului său.
🇬🇷 یونانی
Το ρολόι τσέπης αντίκα ανήκε στον παππού του.
🇩🇰 دانمارکی
Det antikke lommeur tilhørte hans bedstefar.
🇫🇮 فنلاندی
Antiikkinen taskukello kuului hänen isoisänsä.
🇮🇱 عبری
שעון הכיס העתיק היה שייך לסבו.
🇸🇰 اسلواکی
Starožitné vreckové hodinky patrili jeho starému otcovi.
🇹🇭 تایلندی
นาฬิกาพกโบราณเรือนนี้เป็นของปู่ของเขา
🇧🇬 بلغاری
Старинният джобен часовник е бил на дядо му.
🇭🇷 کروات
Antikni džepni sat pripadao je njegovom djedu.
🇳🇴 نروژی
Det antikke lommeuret tilhørte bestefaren hans.
🇱🇹 لیتوانیایی
Senovinis kišeninis laikrodis priklausė jo seneliui.
🇷🇸 صربی
Старински џепни сат припадао је његовом деди.
🇸🇮 اسلوونیایی
Starinska žepna ura je pripadala njegovemu dedku.
🇪🇸 کاتالان
El rellotge de butxaca antic pertanyia al seu avi.
🇪🇪 استونیایی
Antiikne taskukell kuulus tema vanaisale.
🇱🇻 لتونیایی
Antīkais kabatas pulkstenis piederēja viņa vectēvam.
🇮🇳 هندی
प्राचीन पॉकेट घड़ी उनके दादा की थी।
🇧🇩 بنگالی
অ্যান্টিক পকেট ঘড়িটি তার দাদার ছিল।
🇵🇭 فیلیپینی
Ang antigong pocket watch ay pag-aari ng kanyang lolo.
🇲🇾 مالایی
Jam poket antik itu kepunyaan datuknya.
🇵🇰 اردو
قدیم پاکٹ گھڑی ان کے دادا کی تھی۔
🇦🇱 آلبانیایی
Ora antike e xhepit ishte e gjyshit të tij.
🇻🇦 لاتین
In antiquo sinu spectaculo avo suo pertinebat.
💚 اسپرانتو
La antikva poŝhorloĝo apartenis al lia avo.
👽 کلینگون
The old pocket watch belonged to his grandfather.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Qədim cib saatı onun babasına məxsus olub.
🇪🇸 گالیسیایی
O antigo reloxo de peto pertencía ao seu avó.
🇮🇳 تامیلی
பழங்கால பாக்கெட் கடிகாரம் தாத்தாவிடம் இருந்தது.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
هیچ نادانی مثل یک نادان پیر نیست (hich nadani mesl-e yek nadan-e pir nist)
تو فریب قدیمیترین ترفند دنیا را خوردی (to faribe ghadimitarin tarfande donya ra khordi)
لبخند روی صورت پدربزرگ و مادربزرگ برای تمام خانواده خوشبختی میآورد (labkhand rooye soorate pedarbozorg va madarbozorg baraye tamame khanevadeh khoshbakhti miavarad)
داماد و عروس رازی را نگه میدارند که برای معشوق قدیمیشان یک راز سر به مهر است (damad va aroos razi ra negah midarand ke baraye mashoogh-e ghadimi-shan yek raz-e sar be mehr ast)
ساعت هر دقیقه و ثانیهای را که به سرعت میگذرد ثبت میکند (sa'at har daghigheh va saniyeh-i ra ke be sor'at migozarad sabt mikonad)
پدربزرگ و مادربزرگ از دوران جوانی خود داستان می گفتند. (pedarbozorg ve madarbozorg az doran javani khod dastan mi goftand.)
کجا می توانم ساعت هوشمند خود را شارژ کنم؟
یک کتاب قدیمی از کتابخانه خریدیم.
او یک کتاب قدیمی را در کتابخانه پیدا کرد.
او یک کتاب قدیمی را در کتابخانه ترتیب داد.
آنها یک کتاب قدیمی را در کتابخانه مطالعه کردند.
من یک کتاب قدیمی از کتابخانه را ترجیح می دهم.
تیم ما یک کتاب قدیمی را در کتابخانه برنامه ریزی کرد.
معلم یک کتاب قدیمی را در کتابخانه توضیح داد.
دکتر یک کتاب قدیمی را از کتابخانه توصیه کرد.
از یک کتاب قدیمی در کتابخانه بازدید کردیم.
او یک کتاب قدیمی در کتابخانه آماده کرد.
او یک کتاب قدیمی را در کتابخانه تمیز کرد.
یک کتاب قدیمی از کتابخانه آوردند.
من یک کتاب قدیمی را در کتابخانه تماشا کردم.
در کتابخانه به یک کتاب قدیمی گوش دادیم.
او یک کتاب قدیمی در کتابخانه کشید.
او یک کتاب قدیمی را در کتابخانه تعمیر کرد.
یک کتاب قدیمی را در کتابخانه بستند.
یک کتاب قدیمی را در کتابخانه باز کردم.
یک کتاب قدیمی از کتابخانه انتخاب کردیم.
او یک کتاب قدیمی در کتابخانه نوشت.
ساعت دیواری کاملاً کار می کند.
ساعت مچی دقیقا ظهر را نشان می داد.
یک سنجاق سینه عتیقه روی یقه کتش گذاشت.
از عتیقه فروشی یک ساعت رومیزی عتیقه خریدیم.
ساعت ساز مکانیسم ساعت عتیقه را تنظیم کرد.
نقاش نقاشی قدیمی را با دقت بازسازی کرد.
مکانیک موتور ماشین قدیمی را تنظیم کرد.
ساعت در برج دوازده بود.
صنعتگر لحاف را روی دستگاه بافندگی دستی قدیمی می بافت.
آهنگ را از رادیو قدیمی شنیدیم.
در نمایشگاه یک ساعت دیواری دست ساز خریدیم.