🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "نقاش از رنگ روغن روی بوم استفاده کرده است." in other languages
نقاش از رنگ روغن روی بوم استفاده کرده است.
See how to say the phrase نقاش از رنگ روغن روی بوم استفاده کرده است. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The painter used oil paints on the canvas.
🇪🇸 اسپانیایی
El pintor utilizó pinturas al óleo sobre el lienzo.
🇩🇪 آلمانی
Der Maler verwendete Ölfarben auf der Leinwand.
🇯🇵 ژاپنی
画家はキャンバスに油絵の具を使用した。
🇫🇷 فرانسوی
Le peintre a utilisé des peintures à l'huile sur la toile.
🇧🇷 پرتغالی
O pintor usou tintas a óleo sobre a tela.
🇷🇺 روسی
На холсте художник использовал масляные краски.
🇮🇹 ایتالیایی
Il pittore ha utilizzato colori ad olio sulla tela.
🇳🇱 هلندی
De schilder gebruikte olieverf op het doek.
🇵🇱 لهستانی
Malarz na płótnie używał farb olejnych.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Ressam tuval üzerine yağlı boya kullanmıştır.
🇨🇳 چینی
画家在画布上使用了油画颜料。
🇮🇷 فارسی
نقاش از رنگ روغن روی بوم استفاده کرده است.
🇻🇳 ویتنامی
Họa sĩ đã sử dụng sơn dầu trên canvas.
🇨🇿 چکی
Malíř použil na plátno olejové barvy.
🇮🇩 اندونزیایی
Pelukisnya menggunakan cat minyak pada kanvasnya.
🇰🇷 کرهای
화가는 캔버스에 유성 물감을 사용했습니다.
🇸🇦 عربی
استخدم الرسام الدهانات الزيتية على القماش.
🇭🇺 مجاری
A festő olajfestéket használt a vászonra.
🇸🇪 سوئدی
Målaren använde oljefärger på duken.
🇷🇴 رومانیایی
Pictorul a folosit vopsele în ulei pe pânză.
🇬🇷 یونانی
Ο ζωγράφος χρησιμοποίησε ελαιοχρωματισμούς στον καμβά.
🇩🇰 دانمارکی
Maleren brugte oliemaling på lærredet.
🇫🇮 فنلاندی
Taidemaalari käytti kankaalle öljyvärejä.
🇮🇱 عبری
הצייר השתמש בצבעי שמן על הבד.
🇸🇰 اسلواکی
Maliar použil na plátno olejové farby.
🇹🇭 تایلندی
จิตรกรใช้สีน้ำมันบนผ้าใบ
🇧🇬 بلغاری
Върху платното художникът използва маслени бои.
🇭🇷 کروات
Slikar je na platnu koristio uljane boje.
🇳🇴 نروژی
Maleren brukte oljemaling på lerretet.
🇱🇹 لیتوانیایی
Ant drobės tapytojas naudojo aliejinius dažus.
🇷🇸 صربی
Сликар је користио уљане боје на платну.
🇸🇮 اسلوونیایی
Slikar je na platnu uporabil oljne barve.
🇪🇸 کاتالان
El pintor va utilitzar pintures a l'oli a la tela.
🇪🇪 استونیایی
Maalikunstnik kasutas lõuendil õlivärve.
🇱🇻 لتونیایی
Gleznotājs uz audekla izmantoja eļļas krāsas.
🇮🇳 هندی
चित्रकार ने कैनवास पर तेल रंगों का प्रयोग किया।
🇧🇩 بنگالی
চিত্রকর ক্যানভাসে তেল রং ব্যবহার করেছেন।
🇵🇭 فیلیپینی
Gumamit ng oil paint ang pintor sa canvas.
🇲🇾 مالایی
Pelukis menggunakan cat minyak pada kanvas.
🇵🇰 اردو
پینٹر نے کینوس پر آئل پینٹ کا استعمال کیا۔
🇦🇱 آلبانیایی
Piktori përdori bojë vaji në kanavacë.
🇻🇦 لاتین
Pictor usus est in pariete oleum depingit.
💚 اسپرانتو
La pentristo uzis oleajn pentraĵojn sur la kanvaso.
👽 کلینگون
The painter used oil paints on the canvas.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Rəssam kətan üzərində yağlı boyalardan istifadə edib.
🇪🇸 گالیسیایی
O pintor utilizou pinturas ao óleo no lenzo.
🇮🇳 تامیلی
ஓவியர் கேன்வாஸில் எண்ணெய் வண்ணப்பூச்சுகளைப் பயன்படுத்தினார்.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
این نقاش جوان گفت: هیچ نقاشی هنری واقعاً زشت نیست. (in naghash javan goft: cpehich naghashi npannari vaghean zesht nist.)
صفحه لپ تاپ من از کار افتاد.
آیا می توانم صفحه نمایش خود را در حین تماس به اشتراک بگذارم؟
مکانیک روغن موتور ماشین را عوض کرد.
نقاش رنگ ها را روی پالت چوبی مخلوط کرد.
نقاش از این مدل پرتره زغالی ساخته است.
نقاش از منظره روستایی نقاشی کشید.
او صفحه مانیتور را با یک پارچه نرم پاک کرد.
نقاش نقاشی قدیمی را با دقت بازسازی کرد.
نقاش رنگ های پاییزی را روی بوم به تصویر کشیده است.
نقاش برای جزئیات از قلم موهای ظریف استفاده کرد.
نقاش به مطالعه نور و سایه پرداخت.
این کارشناس نقاشی رنگ روغن این اثر تاریخی را توصیه کرد.
تیم تحقیقاتی نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را کشف کردند.
مشتری درخواست نقاشی رنگ روغن از بنای تاریخی کرد.
ما برنامه ریزی برای نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی داریم.
دولت رنگ روغن این بنای تاریخی را تصویب کرد.
کارشناس تغذیه پیشنهاد نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را داد.
وکیل در مورد نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی توضیحاتی ارائه کرد.
آنها نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را سازماندهی کردند.
وی نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را ارائه کرد.
او نقاشی رنگ روغن را از بنای تاریخی خریداری کرد.
نقاشی رنگ روغن بنای تاریخی را یاد گرفتیم.
این مهندس نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را طراحی کرده است.
دانش آموز در مورد نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی تحقیق کرد.
نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را تماشا کردیم.
او از نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی عکاسی کرد.
نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را تعمیر کرد.
دکتر نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را تجویز کرد.
معلم نقاشی رنگ روغن اثر تاریخی را آموزش داد.
نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را کاشتند.
نقاشی رنگ روغن اثر تاریخی به دستم رسید.
معمار نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را طراحی کرد.
این روزنامه نگار با نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی مصاحبه کرد.
تکنسین نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را آزمایش کرد.
ما قرارداد رنگ روغن این بنای تاریخی را بستیم.
او نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را تزئین کرد.
او تابلوی رنگ روغن را از بنای تاریخی پاکسازی کرد.
نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را مرمت کردند.
راننده نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را رانندگی کرد.
عکاس نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را به تصویر کشیده است.
نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را گرامی می داریم.
مکانیک فیلتر روغن ماشین را عوض کرد.
نقاش از رنگ های اکریلیک روی پانل چوبی استفاده کرد.