🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "چراغ قوه مسیر تاریک جنگل را روشن می کرد." in other languages
چراغ قوه مسیر تاریک جنگل را روشن می کرد.
See how to say the phrase چراغ قوه مسیر تاریک جنگل را روشن می کرد. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The flashlight illuminated the dark path in the woods.
🇪🇸 اسپانیایی
La linterna iluminó el camino oscuro en el bosque.
🇩🇪 آلمانی
Die Taschenlampe beleuchtete den dunklen Pfad im Wald.
🇯🇵 ژاپنی
懐中電灯が森の中の暗い道を照らした。
🇫🇷 فرانسوی
La lampe de poche éclairait le chemin sombre dans les bois.
🇧🇷 پرتغالی
A lanterna iluminou o caminho escuro no bosque.
🇷🇺 روسی
Фонарик осветил темную тропинку в лесу.
🇮🇹 ایتالیایی
La torcia illuminava il sentiero buio nel bosco.
🇳🇱 هلندی
De zaklamp verlichtte het donkere pad in het bos.
🇵🇱 لهستانی
Latarka oświetlała ciemną ścieżkę w lesie.
🇹🇷 ترکی استانبولی
El feneri ormandaki karanlık yolu aydınlattı.
🇨🇳 چینی
手电筒照亮了树林里黑暗的小路。
🇮🇷 فارسی
چراغ قوه مسیر تاریک جنگل را روشن می کرد.
🇻🇳 ویتنامی
Ánh đèn pin chiếu sáng con đường tối tăm trong rừng.
🇨🇿 چکی
Baterka osvětlovala temnou cestu v lese.
🇮🇩 اندونزیایی
Senter menerangi jalan gelap di hutan.
🇰🇷 کرهای
손전등은 숲속의 어두운 길을 밝혀주었다.
🇸🇦 عربی
أضاء المصباح اليدوي الطريق المظلم في الغابة.
🇭🇺 مجاری
A zseblámpa megvilágította a sötét ösvényt az erdőben.
🇸🇪 سوئدی
Ficklampan lyste upp den mörka stigen i skogen.
🇷🇴 رومانیایی
Lanterna a luminat poteca întunecată din pădure.
🇬🇷 یونانی
Ο φακός φώτιζε το σκοτεινό μονοπάτι στο δάσος.
🇩🇰 دانمارکی
Lommelygten oplyste den mørke sti i skoven.
🇫🇮 فنلاندی
Taskulamppu valaisi pimeän polun metsässä.
🇮🇱 عبری
הפנס האיר את השביל האפל ביער.
🇸🇰 اسلواکی
Baterka osvetľovala tmavú cestu v lese.
🇹🇭 تایلندی
ไฟฉายส่องเส้นทางอันมืดมิดในป่า
🇧🇬 بلغاری
Фенерчето освети тъмната пътека в гората.
🇭🇷 کروات
Svjetiljka je osvjetljavala mračnu stazu u šumi.
🇳🇴 نروژی
Lommelykten lyste opp den mørke stien i skogen.
🇱🇹 لیتوانیایی
Žibintuvėlis apšvietė tamsų kelią miške.
🇷🇸 صربی
Батеријска лампа је осветљавала мрачну стазу у шуми.
🇸🇮 اسلوونیایی
Svetilka je osvetlila temno pot v gozdu.
🇪🇸 کاتالان
La llanterna il·luminava el camí fosc del bosc.
🇪🇪 استونیایی
Taskulamp valgustas pimedat metsarada.
🇱🇻 لتونیایی
Lukturis apgaismoja tumšo taku mežā.
🇮🇳 هندی
टॉर्च की रोशनी ने जंगल के अंधेरे रास्ते को रोशन कर दिया।
🇧🇩 بنگالی
টর্চলাইট জঙ্গলের অন্ধকার পথকে আলোকিত করে।
🇵🇭 فیلیپینی
Ang flashlight ang nagpapaliwanag sa madilim na daanan sa kakahuyan.
🇲🇾 مالایی
Lampu suluh itu menerangi laluan gelap di dalam hutan.
🇵🇰 اردو
ٹارچ نے جنگل کے تاریک راستے کو روشن کر دیا۔
🇦🇱 آلبانیایی
Elektrik dore ndriçonte shtegun e errët në pyll.
🇻🇦 لاتین
In silvis tenebris iter lampadio illustravit.
💚 اسپرانتو
La poŝlampo lumigis la malluman padon en la arbaro.
👽 کلینگون
The flashlight illuminated the dark path in the woods.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Fənər meşədəki qaranlıq yolu işıqlandırdı.
🇪🇸 گالیسیایی
A lanterna iluminaba o camiño escuro no bosque.
🇮🇳 تامیلی
காட்டின் இருண்ட பாதையை மின்விளக்கு ஒளிரச் செய்தது.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
خواستن توانستن است (khāstan tavānestan ast)
در جنگل، هر درختی برگهای سبز دارد و گلها در چمن میرویند (dar jangal, har derakhti barg-haye sabz darad va gol-ha dar chaman miroyand)
او تصمیم گرفت مسیر را بپرسد تا مجبور نباشد تمام روز به دنبال خیابان بگردد (o tasmim gereft masir ra beporsad ta majboor nabashad tamam-e rooz be donbal-e khiyaban begardad)
جادوگر از جادوی خود برای کشف راز بزرگ جنگل استفاده کرد. (jadoger az jadvi khod baraye keshof raz bozorg jangel estefadeh kard.)
جنگل بعد از پل است.
این راه امن تر است.
جاده در این قسمت باریک است.
هلال ماه در آسمان آبی تیره می درخشید.
راننده با احتیاط در جاده رانندگی کرد.
نور چراغ قوه به یافتن راه کمک کرد.
با گوش دادن به باد در میان جنگل قدم زدیم.
مه روی درختان جنگل را پوشانده بود.
او برای شام یک لباس آبی تیره پوشیده بود.
زیست شناس گیاهان کمیاب در جنگل را فهرست بندی کرد.
چراغ قوه مسیر تاریک اردوگاه را روشن کرد.
چراغ جلوی ماشین در شب جاده تاریک را روشن می کرد.
این آزمایشگاه آسفالت بزرگراه دولتی جدید را آزمایش کرد.
این کمیسیون آسفالت بزرگراه دولتی جدید را بررسی کرد.
این شورا آسفالت بزرگراه دولتی جدید را تصویب کرد.
تیم ما آسفالت بزرگراه دولتی جدید را اجرا کرد.
این دانشمند آسفالت بزرگراه ایالتی جدید را تأیید کرد.
معمار سنگفرش بزرگراه دولتی جدید را طراحی کرد.
این محقق آسفالت بزرگراه دولتی جدید را منتشر کرد.
آسفالت بزرگراه دولتی جدید را ممیزی کردیم.
او آسفالت بزرگراه دولتی جدید را بهینه کرد.
او آسفالت بزرگراه دولتی جدید را توسعه داد.
آنها آسفالت بزرگراه دولتی جدید را خودکار کردند.
این کارشناس پیشنهاد آسفالت بزرگراه دولتی جدید را داد.
هیئت مدیره مجوز آسفالت بزرگراه جدید دولتی را صادر کرد.
آسفالت بزرگراه دولتی جدید را بررسی کردیم.
او سنگفرش بزرگراه دولتی جدید را مدرن کرد.
او سنگفرش بزرگراه دولتی جدید را راه اندازی کرد.
پزشک متخصص در آسفالت بزرگراه جدید دولتی حضور یافت.
استاد فوق لیسانس بر آسفالت بزرگراه جدید دولتی نظارت داشت.
آنها سنگ فرش بزرگراه دولتی جدید را گذاشتند.
من درخواست آسفالت بزرگراه دولتی جدید را دادم.
مهندس عمران بر آسفالت بزرگراه جدید دولتی نظارت داشت.
تحلیلگر مالی آسفالت بزرگراه دولتی جدید را بررسی کرد.
تکنسین فناوری اطلاعات سنگفرش بزرگراه دولتی جدید را بازسازی کرد.
ما برای آسفالت بزرگراه دولتی جدید قرارداد بستیم.
او سنگفرش بزرگراه ایالتی جدید را سفارشی کرد.
او آسفالت بزرگراه دولتی جدید را هماهنگ کرد.
آنها بزرگراه دولتی جدید را بازسازی کردند.
خلبان آزمایشی آسفالت بزرگراه دولتی جدید را هدایت کرد.
این عکاس حرفه ای سنگفرش بزرگراه جدید ایالتی را ثبت کرد.
آسفالت بزرگراه دولتی جدید را اهدا کردیم.
شهردار از آسفالت بزرگراه جدید دولتی خبر داد.
مهندس محیط زیست آسفالت بزرگراه جدید دولتی را ارائه کرد.
شرکت ما سنگفرش بزرگراه دولتی جدید را ثبت اختراع کرد.