🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "چراغ قوه مسیر تاریک اردوگاه را روشن کرد." in other languages
چراغ قوه مسیر تاریک اردوگاه را روشن کرد.
See how to say the phrase چراغ قوه مسیر تاریک اردوگاه را روشن کرد. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The flashlight illuminated the dark path at camp.
🇪🇸 اسپانیایی
La linterna iluminó el camino oscuro del campamento.
🇩🇪 آلمانی
Die Taschenlampe beleuchtete den dunklen Pfad im Lager.
🇯🇵 ژاپنی
懐中電灯がキャンプ内の暗い道を照らした。
🇫🇷 فرانسوی
La lampe de poche éclairait le chemin sombre du camp.
🇧🇷 پرتغالی
A lanterna iluminou o caminho escuro no acampamento.
🇷🇺 روسی
Фонарик освещал темную тропинку в лагере.
🇮🇹 ایتالیایی
La torcia illuminava il sentiero oscuro nel campo.
🇳🇱 هلندی
De zaklamp verlichtte het donkere pad in het kamp.
🇵🇱 لهستانی
Latarka oświetlała ciemną ścieżkę w obozie.
🇹🇷 ترکی استانبولی
El feneri kamptaki karanlık yolu aydınlattı.
🇨🇳 چینی
手电筒照亮了营地里黑暗的小路。
🇮🇷 فارسی
چراغ قوه مسیر تاریک اردوگاه را روشن کرد.
🇻🇳 ویتنامی
Ánh đèn pin chiếu sáng con đường tối tăm trong trại.
🇨🇿 چکی
Baterka osvětlovala temnou cestu v táboře.
🇮🇩 اندونزیایی
Senter menerangi jalan gelap di kamp.
🇰🇷 کرهای
손전등은 수용소 안의 어두운 길을 밝혀주었다.
🇸🇦 عربی
أضاء المصباح اليدوي المسار المظلم في المخيم.
🇭🇺 مجاری
A zseblámpa megvilágította a tábor sötét ösvényét.
🇸🇪 سوئدی
Ficklampan lyste upp den mörka stigen i lägret.
🇷🇴 رومانیایی
Lanterna a luminat poteca întunecată din tabără.
🇬🇷 یونانی
Ο φακός φώτιζε το σκοτεινό μονοπάτι στο στρατόπεδο.
🇩🇰 دانمارکی
Lommelygten oplyste den mørke sti i lejren.
🇫🇮 فنلاندی
Taskulamppu valaisi pimeän polun leirissä.
🇮🇱 عبری
הפנס האיר את השביל החשוך במחנה.
🇸🇰 اسلواکی
Baterka osvetľovala tmavú cestu v tábore.
🇹🇭 تایلندی
ไฟฉายส่องเส้นทางอันมืดมิดในแคมป์
🇧🇬 بلغاری
Фенерчето освети тъмната пътека в лагера.
🇭🇷 کروات
Svjetiljka je osvjetljavala mračni put u logoru.
🇳🇴 نروژی
Lommelykten lyste opp den mørke stien i leiren.
🇱🇹 لیتوانیایی
Žibintuvėlis apšvietė tamsų taką stovykloje.
🇷🇸 صربی
Батеријска лампа је осветљавала мрачну стазу у логору.
🇸🇮 اسلوونیایی
Svetilka je razsvetljevala temno pot v taborišču.
🇪🇸 کاتالان
La llanterna il·luminava el camí fosc del campament.
🇪🇪 استونیایی
Taskulamp valgustas pimedat rada laagris.
🇱🇻 لتونیایی
Lukturis apgaismoja tumšo taku nometnē.
🇮🇳 هندی
टॉर्च की रोशनी ने शिविर के अंधेरे रास्ते को रोशन कर दिया।
🇧🇩 بنگالی
টর্চলাইট ক্যাম্পের অন্ধকার পথকে আলোকিত করে।
🇵🇭 فیلیپینی
Ang flashlight ang nagpapaliwanag sa madilim na daanan sa kampo.
🇲🇾 مالایی
Lampu suluh itu menerangi laluan gelap di kem itu.
🇵🇰 اردو
ٹارچ نے کیمپ کے تاریک راستے کو روشن کر دیا۔
🇦🇱 آلبانیایی
Elektrik dore ndriçonte shtegun e errët në kamp.
🇻🇦 لاتین
Lampas obscura in castris illustravit semitam.
💚 اسپرانتو
La poŝlampo lumigis la malluman padon en la tendaro.
👽 کلینگون
The flashlight illuminated the dark path at camp.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Fənər düşərgədəki qaranlıq yolu işıqlandırdı.
🇪🇸 گالیسیایی
A lanterna iluminaba o camiño escuro do campamento.
🇮🇳 تامیلی
முகாமின் இருண்ட பாதையை மின்விளக்கு ஒளிரச் செய்தது.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
خواستن توانستن است (khāstan tavānestan ast)
او تصمیم گرفت مسیر را بپرسد تا مجبور نباشد تمام روز به دنبال خیابان بگردد (o tasmim gereft masir ra beporsad ta majboor nabashad tamam-e rooz be donbal-e khiyaban begardad)
این راه امن تر است.
جاده در این قسمت باریک است.
چراغ قوه مسیر تاریک جنگل را روشن می کرد.
هلال ماه در آسمان آبی تیره می درخشید.
راننده با احتیاط در جاده رانندگی کرد.
نور چراغ قوه به یافتن راه کمک کرد.
او برای شام یک لباس آبی تیره پوشیده بود.
چراغ جلوی ماشین در شب جاده تاریک را روشن می کرد.
این آزمایشگاه آسفالت بزرگراه دولتی جدید را آزمایش کرد.
این کمیسیون آسفالت بزرگراه دولتی جدید را بررسی کرد.
این شورا آسفالت بزرگراه دولتی جدید را تصویب کرد.
تیم ما آسفالت بزرگراه دولتی جدید را اجرا کرد.
این دانشمند آسفالت بزرگراه ایالتی جدید را تأیید کرد.
معمار سنگفرش بزرگراه دولتی جدید را طراحی کرد.
این محقق آسفالت بزرگراه دولتی جدید را منتشر کرد.
آسفالت بزرگراه دولتی جدید را ممیزی کردیم.
او آسفالت بزرگراه دولتی جدید را بهینه کرد.
او آسفالت بزرگراه دولتی جدید را توسعه داد.
آنها آسفالت بزرگراه دولتی جدید را خودکار کردند.
این کارشناس پیشنهاد آسفالت بزرگراه دولتی جدید را داد.
هیئت مدیره مجوز آسفالت بزرگراه جدید دولتی را صادر کرد.
آسفالت بزرگراه دولتی جدید را بررسی کردیم.
او سنگفرش بزرگراه دولتی جدید را مدرن کرد.
او سنگفرش بزرگراه دولتی جدید را راه اندازی کرد.
پزشک متخصص در آسفالت بزرگراه جدید دولتی حضور یافت.
استاد فوق لیسانس بر آسفالت بزرگراه جدید دولتی نظارت داشت.
آنها سنگ فرش بزرگراه دولتی جدید را گذاشتند.
من درخواست آسفالت بزرگراه دولتی جدید را دادم.
مهندس عمران بر آسفالت بزرگراه جدید دولتی نظارت داشت.
تحلیلگر مالی آسفالت بزرگراه دولتی جدید را بررسی کرد.
تکنسین فناوری اطلاعات سنگفرش بزرگراه دولتی جدید را بازسازی کرد.
ما برای آسفالت بزرگراه دولتی جدید قرارداد بستیم.
او سنگفرش بزرگراه ایالتی جدید را سفارشی کرد.
او آسفالت بزرگراه دولتی جدید را هماهنگ کرد.
آنها بزرگراه دولتی جدید را بازسازی کردند.
خلبان آزمایشی آسفالت بزرگراه دولتی جدید را هدایت کرد.
این عکاس حرفه ای سنگفرش بزرگراه جدید ایالتی را ثبت کرد.
آسفالت بزرگراه دولتی جدید را اهدا کردیم.
شهردار از آسفالت بزرگراه جدید دولتی خبر داد.
مهندس محیط زیست آسفالت بزرگراه جدید دولتی را ارائه کرد.
شرکت ما سنگفرش بزرگراه دولتی جدید را ثبت اختراع کرد.