🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "قطار به این شهر از سکوی چهار حرکت می کند." in other languages
قطار به این شهر از سکوی چهار حرکت می کند.
See how to say the phrase قطار به این شهر از سکوی چهار حرکت می کند. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The train to this city leaves from platform four.
🇪🇸 اسپانیایی
El tren a esta ciudad sale del andén cuatro.
🇩🇪 آلمانی
Der Zug in diese Stadt fährt von Gleis vier ab.
🇯🇵 ژاپنی
この都市行きの電車は 4 番線ホームから出発します。
🇫🇷 فرانسوی
Le train pour cette ville part du quai quatre.
🇧🇷 پرتغالی
O trem para esta cidade sai da plataforma quatro.
🇷🇺 روسی
Поезд в этот город отправляется с четвертой платформы.
🇮🇹 ایتالیایی
Il treno per questa città parte dal binario quattro.
🇳🇱 هلندی
De trein naar deze stad vertrekt vanaf perron vier.
🇵🇱 لهستانی
Pociąg do tego miasta odjeżdża z peronu czwartego.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Bu şehre giden tren dördüncü perondan kalkıyor.
🇨🇳 چینی
开往这座城市的火车从四号站台出发。
🇮🇷 فارسی
قطار به این شهر از سکوی چهار حرکت می کند.
🇻🇳 ویتنامی
Chuyến tàu đến thành phố này khởi hành từ sân ga số bốn.
🇨🇿 چکی
Vlak do tohoto města odjíždí z nástupiště čtyři.
🇮🇩 اندونزیایی
Kereta menuju kota ini berangkat dari peron empat.
🇰🇷 کرهای
이 도시로 가는 기차는 4번 플랫폼에서 출발합니다.
🇸🇦 عربی
القطار المتجه إلى هذه المدينة يغادر من المنصة الرابعة.
🇭🇺 مجاری
A városba tartó vonat a negyedik peronról indul.
🇸🇪 سوئدی
Tåget till denna stad går från plattform fyra.
🇷🇴 رومانیایی
Trenul spre acest oraș pleacă de la peronul patru.
🇬🇷 یونانی
Το τρένο για αυτή την πόλη φεύγει από την πλατφόρμα τέσσερα.
🇩🇰 دانمارکی
Toget til denne by afgår fra perron fire.
🇫🇮 فنلاندی
Juna tähän kaupunkiin lähtee laiturilta neljä.
🇮🇱 عبری
הרכבת לעיר זו יוצאת מרציף ארבע.
🇸🇰 اسلواکی
Vlak do tohto mesta odchádza zo štvrtého nástupišťa.
🇹🇭 تایلندی
รถไฟไปยังเมืองนี้ออกจากชานชาลาที่สี่
🇧🇬 بلغاری
Влакът за този град тръгва от платформа четири.
🇭🇷 کروات
Vlak za ovaj grad polazi s perona četiri.
🇳🇴 نروژی
Toget til denne byen går fra plattform fire.
🇱🇹 لیتوانیایی
Traukinys į šį miestą išvyksta iš ketvirtos platformos.
🇷🇸 صربی
Воз за овај град полази са перона четири.
🇸🇮 اسلوونیایی
Vlak v to mesto odhaja s perona štiri.
🇪🇸 کاتالان
El tren cap a aquesta ciutat surt de l'andana quatre.
🇪🇪 استونیایی
Rong sellesse linna väljub neljandalt perroonilt.
🇱🇻 لتونیایی
Vilciens uz šo pilsētu atiet no ceturtās perona.
🇮🇳 هندی
इस शहर के लिए ट्रेन प्लेटफार्म चार से खुलती है।
🇧🇩 بنگالی
এই শহরের ট্রেন প্ল্যাটফর্ম চার থেকে ছেড়ে যায়।
🇵🇭 فیلیپینی
Ang tren papunta sa lungsod na ito ay umaalis mula sa platform four.
🇲🇾 مالایی
Kereta api ke bandar ini bertolak dari platform empat.
🇵🇰 اردو
اس شہر کے لیے ٹرین پلیٹ فارم فور سے نکلتی ہے۔
🇦🇱 آلبانیایی
Treni për në këtë qytet niset nga platforma katër.
🇻🇦 لاتین
Tramen ad hanc urbem quattuor e suggestu relinquit.
💚 اسپرانتو
La trajno al ĉi tiu urbo foriras de kajo kvar.
👽 کلینگون
The train to this city leaves from platform four.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Bu şəhərə qatar dördüncü platformadan yola düşür.
🇪🇸 گالیسیایی
O tren cara a esta cidade parte do andén catro.
🇮🇳 تامیلی
இந்த நகரத்திற்கு செல்லும் ரயில் நான்காம் நடைமேடையில் இருந்து புறப்படுகிறது.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
ایستگاه قطار کجاست? (istgah-e ghatar kojast?)
ارتش وارد شهر شد و صلح با خشونت نابود شد (artesh vahed-e shahr shod va solh ba khoshounat nabood shod)
گزینههای موجود در فرم از صفر، سه، چهار، پنج تا شش متغیر است (gozineh-haye mojood dar form az sefr, seh, chahar, panj ta shesh motaghayer ast)
در مرکز شهر، ما از کنار بیمارستان، بازار، مغازه و کلیسا عبور کردیم (dar markaz-e shahr, ma az kenar-e bimarestan, bazar, maghazeh va kelisa oboor kardim)
مردم در شهر ترجیح میدهند از ماشین استفاده کنند، دوچرخهسواری کنند یا اتوبوس سوار شوند (mardom dar shahr tarjih midahand az mashin estefade konand, docharkheh-savari konand ya otoboos savar shavand)
قطار بعدی پنج دقیقه دیگر می رسد.
پلت فرم صحیح چیست؟
به نقشه شهر نیاز دارم
این شهر موزه های زیادی دارد.
کجا می توانم بلیط قطار خود را تأیید کنم؟
می خواستم برای چهار نفر رزرو کنم.
ما یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر خریدیم.
او یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر پیدا کرد.
او یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر ترتیب داد.
آنها یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر مطالعه کردند.
من یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر را ترجیح می دهم.
تیم ما یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر برنامه ریزی کرد.
معلم یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر را توضیح داد.
دکتر یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر را توصیه کرد.
از یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر بازدید کردیم.
او یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر آماده کرد.
او یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر را تمیز کرد.
آنها یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر آوردند.
یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر دیدم.
شنیدیم یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر.
او یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر طراحی کرد.
او یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر تعمیر کرد.
آنها در یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر بسته شدند.
یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر باز کردم.
ما یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر انتخاب کردیم.
او یک آپارتمان بزرگ در مرکز شهر نوشت.
برف تمام خیابان شهر را پوشانده است.
قطار دقیقا سر ساعت مقرر رسید.
نقشه دقیق شهر را خریدیم.
از مرکز تاریخی شهر قدیمی گذشتیم.
باران شدید خیابان های شهر را شسته است.
غروب خورشید را از منظر شهر تماشا کردیم.
در باغ گیاه شناسی شهر قدم زدیم.
باران دیشب حال و هوای شهر را تازه کرد.
از مرکز تاریخی شهر استعماری گذشتیم.
این آزمایشگاه گردش کار پلت فرم فروش را آزمایش کرد.
کمیسیون گردش کار پلت فرم فروش را بررسی کرد.
هیئت مدیره گردش کار پلت فرم فروش را تایید کرد.
تیم ما گردش کار پلت فرم فروش را پیاده سازی کرد.
دانشمند گردش کار پلت فرم فروش را تأیید کرد.
معمار گردش کار پلت فرم فروش را طراحی کرد.
محقق گردش کار پلت فرم فروش را منتشر کرد.
ما گردش کار پلت فرم فروش را بررسی می کنیم.
گردش کار پلت فرم فروش را بهینه کرد.
او گردش کار پلت فرم فروش را توسعه داد.
آنها گردش کار پلت فرم فروش را خودکار کردند.
کارشناس گردش کار پلت فرم فروش را پیشنهاد کرد.
هیئت مدیره گردش کار پلت فرم فروش را مجاز کرد.
ما گردش کار پلت فرم فروش را بررسی می کنیم.
گردش کار پلت فرم فروش را مدرن کرد.
او گردش کار پلت فرم فروش را پیکربندی کرد.
پزشک متخصص در جریان کار پلت فرم فروش شرکت کرد.
استاد فوق لیسانس گردش کار پلت فرم فروش را تدریس می کرد.
آنها گردش کار پلت فرم فروش را نصب کردند.
من گردش کار پلت فرم فروش را درخواست کردم.
مهندس عمران بر گردش کار پلت فرم فروش نظارت داشت.
این تحلیلگر مالی گردش کار پلت فرم فروش را بررسی کرد.
تکنسین فناوری اطلاعات گردش کار پلت فرم فروش را بازیابی کرد.
ما گردش کار پلت فرم فروش را قرارداد می کنیم.
او گردش کار پلت فرم فروش را سفارشی کرد.
گردش کار پلت فرم فروش را همگام کرد.
آنها گردش کار پلت فرم فروش را بازنگری کردند.
پایلوت آزمایشی گردش کار پلت فرم فروش را هدایت کرد.
عکاس حرفه ای گردش کار پلت فرم فروش را ثبت کرد.
ما به گردش کار پلت فرم فروش پاداش می دهیم.
شهردار گردش کار پلت فرم فروش را اعلام کرد.
مهندس محیط زیست گردش کار پلت فرم فروش را ارائه کرد.
شرکت ما گردش کار پلت فرم فروش را به ثبت رسانده است.
هیئت نظارت گردش کار پلت فرم فروش را تایید کرد.