🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "این استاد کارشناسی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی آموزش داد." in other languages
این استاد کارشناسی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی آموزش داد.
See how to say the phrase این استاد کارشناسی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی آموزش داد. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The postgraduate professor taught the electric car prototype on the test track.
🇪🇸 اسپانیایی
El profesor de postgrado enseñó el prototipo del coche eléctrico en la pista de pruebas.
🇩🇪 آلمانی
Der Doktorand lehrte den Prototypen des Elektroautos auf der Teststrecke.
🇯🇵 ژاپنی
大学院教授はテストコースで電気自動車のプロトタイプを教えた。
🇫🇷 فرانسوی
Le professeur de troisième cycle a enseigné le prototype de la voiture électrique sur la piste d'essai.
🇧🇷 پرتغالی
A professora de pós-graduação ministrou o protótipo do carro elétrico na pista de testes.
🇷🇺 روسی
Аспирант преподавал прототип электромобиля на испытательном полигоне.
🇮🇹 ایتالیایی
Il professore post-laurea ha insegnato il prototipo dell'auto elettrica sulla pista di prova.
🇳🇱 هلندی
De postdoctorale professor leerde het prototype van de elektrische auto op de testbaan.
🇵🇱 لهستانی
Profesor studiów podyplomowych uczył prototypu samochodu elektrycznego na torze testowym.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Lisansüstü profesör
test pistinde elektrikli otomobilin prototipini öğretti.
🇨🇳 چینی
研究生教授在测试跑道上教授了电动汽车的原型。
🇮🇷 فارسی
این استاد کارشناسی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی آموزش داد.
🇻🇳 ویتنامی
Giáo sư sau đại học đã dạy nguyên mẫu ô tô điện trên đường thử.
🇨🇿 چکی
Postgraduální profesor učil prototyp elektromobilu na testovací dráze.
🇮🇩 اندونزیایی
Profesor pascasarjana tersebut mengajarkan prototipe mobil listrik di jalur uji.
🇰🇷 کرهای
대학원 교수는 테스트 트랙에서 전기 자동차의 프로토타입을 가르쳤습니다.
🇸🇦 عربی
قام أستاذ الدراسات العليا بتدريس النموذج الأولي للسيارة الكهربائية على مسار الاختبار.
🇭🇺 مجاری
A posztgraduális professzor a tesztpályán tanította meg az elektromos autó prototípusát.
🇸🇪 سوئدی
Doktoranden lärde ut prototypen av elbilen på testbanan.
🇷🇴 رومانیایی
Profesorul postuniversitar a predat prototipul mașinii electrice pe pista de testare.
🇬🇷 یونانی
Ο μεταπτυχιακός καθηγητής δίδαξε το πρωτότυπο του ηλεκτρικού αυτοκινήτου στην πίστα δοκιμών.
🇩🇰 دانمارکی
Den postgraduate professor underviste i prototypen af elbilen på testbanen.
🇫🇮 فنلاندی
Jatkoprofessori opetti testiradalla sähköauton prototyypin.
🇮🇱 عبری
הפרופסור לתואר שני לימד את אב הטיפוס של המכונית החשמלית במסלול המבחן.
🇸🇰 اسلواکی
Postgraduálny profesor učil prototyp elektromobilu na testovacej dráhe.
🇹🇭 تایلندی
ศาสตราจารย์ระดับบัณฑิตศึกษาได้สอนต้นแบบรถยนต์ไฟฟ้าในสนามทดสอบ
🇧🇬 بلغاری
Професорът за следдипломна квалификация преподава прототипа на електрическия автомобил на тестовата писта.
🇭🇷 کروات
Profesor na poslijediplomskom studiju predavao je prototip električnog automobila na testnoj stazi.
🇳🇴 نروژی
Doktorgradsprofessoren underviste i prototypen av elbilen på testbanen.
🇱🇹 لیتوانیایی
Aspirantas profesorius testų trasoje mokė elektromobilio prototipą.
🇷🇸 صربی
Постдипломски професор је предавао прототип електричног аутомобила на пробној стази.
🇸🇮 اسلوونیایی
Podiplomski profesor je na testni stezi učil prototip električnega avtomobila.
🇪🇸 کاتالان
El professor de postgrau va ensenyar el prototip del cotxe elèctric a la pista de proves.
🇪🇪 استونیایی
Aspirantuur õpetas katserajal elektriauto prototüüpi.
🇱🇻 لتونیایی
Pēcdiploma profesors testu trasē mācīja elektromobiļa prototipu.
🇮🇳 هندی
स्नातकोत्तर प्रोफेसर ने परीक्षण ट्रैक पर इलेक्ट्रिक कार का प्रोटोटाइप सिखाया।
🇧🇩 بنگالی
স্নাতকোত্তর অধ্যাপক টেস্ট ট্র্যাকে বৈদ্যুতিক গাড়ির প্রোটোটাইপ শিখিয়েছিলেন।
🇵🇭 فیلیپینی
Itinuro ng postgraduate professor ang prototype ng electric car sa test track.
🇲🇾 مالایی
Profesor lepasan ijazah mengajar prototaip kereta elektrik di landasan ujian.
🇵🇰 اردو
پوسٹ گریجویٹ پروفیسر نے ٹیسٹ ٹریک پر الیکٹرک کار کا پروٹو ٹائپ سکھایا۔
🇦🇱 آلبانیایی
Profesori pasuniversitar mësoi prototipin e makinës elektrike në pistën e provës.
🇻🇦 لاتین
Professor postgraduatus prototypum currus electrici in vestigio probati docuit.
💚 اسپرانتو
La postdiploma profesoro instruis la prototipon de la elektra aŭto sur la testtrako.
👽 کلینگون
The postgraduate professor taught the electric car prototype on the test track.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Aspirant sınaq yolunda elektromobilin prototipini öyrədib.
🇪🇸 گالیسیایی
O profesor de posgrao ensinou o prototipo do coche eléctrico na pista de probas.
🇮🇳 تامیلی
முதுகலை பேராசிரியர் சோதனை பாதையில் மின்சார காரின் முன்மாதிரியை கற்பித்தார்.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
مردم در شهر ترجیح میدهند از ماشین استفاده کنند، دوچرخهسواری کنند یا اتوبوس سوار شوند (mardom dar shahr tarjih midahand az mashin estefade konand, docharkheh-savari konand ya otoboos savar shavand)
قبل از فروش ماشین تمیز، او مجبور بود آخرین هزینه معوقه را بپردازد (ghabl az forosh-e mashin-e tamiz, o majboor bood akharin hazineh-ye moavagheh ra bepardazad)
او ماشین را تمیز و درخشان زیر آسمان بنفش عصر رها کرد. (o mashin ra tamiz ve darkhshan zir asman banfesh asr rayaa kard.)
کاپشنم تو ماشین موند.
ما ماشین جدید را در گاراژ خریدیم.
او ماشین جدید را در گاراژ پیدا کرد.
او ماشین جدید را در گاراژ مرتب کرد.
آنها ماشین جدید را در گاراژ مطالعه کردند.
من ماشین جدید در گاراژ را ترجیح می دهم.
تیم ما ماشین جدید را در گاراژ برنامه ریزی کرد.
معلم ماشین جدید را در گاراژ توضیح داد.
دکتر ماشین جدید را در گاراژ توصیه کرد.
ما از ماشین جدید در گاراژ بازدید می کنیم.
او ماشین جدید را در گاراژ آماده کرد.
او ماشین جدید را در گاراژ تمیز کرد.
ماشین جدید را به گاراژ آوردند.
من ماشین جدید را در گاراژ تماشا کردم.
صدای ماشین جدید را در گاراژ می شنویم.
او ماشین جدید را در گاراژ طراحی کرد.
او ماشین جدید را در گاراژ تعمیر کرد.
ماشین جدید را در گاراژ قفل کردند.
ماشین جدید را در گاراژ باز کردم.
ما ماشین جدید را در گاراژ انتخاب می کنیم.
او ماشین جدید را در گاراژ نوشت.
آنها در تعطیلات با ماشین در سراسر کشور سفر کردند.
مکانیک روغن موتور ماشین را عوض کرد.
چراغ های جلوی ماشین، زمین رقص را روشن می کرد.
مکانیک چرخ های ماشین را تراز کرد.
مکانیک موتور ماشین قدیمی را تنظیم کرد.
راننده چراغ های مه شکن ماشین را روشن کرد.
مکانیک فرمان ماشین را تراز کرد.
راننده برای سوخت گیری خودرو در ایستگاه توقف کرد.
کارشناس موتور الکتریکی وسیله نقلیه را توصیه کرد.
تیم تحقیقاتی موتور الکتریکی وسیله نقلیه را کشف کردند.
مشتری موتور الکتریکی وسیله نقلیه را درخواست کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را برنامه ریزی می کنیم.
دولت موتور الکتریکی برای وسیله نقلیه حمل و نقل را تصویب کرد.
متخصص تغذیه موتور الکتریکی وسیله نقلیه را پیشنهاد کرد.
وکیل موتور الکتریکی وسیله نقلیه را توضیح داد.
آنها موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را سازماندهی کردند.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه را ارائه کرد.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را خریداری کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را یاد گرفتیم.
این مهندس موتور الکتریکی را برای وسیله نقلیه حمل و نقل طراحی کرد.
دانش آموز در مورد موتور الکتریکی وسیله نقلیه تحقیق کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تماشا می کنیم.
او از موتور الکتریکی وسیله نقلیه عکسبرداری کرد.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تعمیر کرد.
دکتر موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تجویز کرد.
معلم موتور الکتریکی وسیله نقلیه را آموزش داد.
آنها موتور الکتریکی وسیله نقلیه را نصب کردند.
موتور برق را از وسیله نقلیه تحویل گرفتم.
معمار موتور الکتریکی را برای وسیله نقلیه حمل و نقل طراحی کرد.
این روزنامه نگار با موتور الکتریکی خودروی حمل و نقل مصاحبه کرد.
تکنسین موتور الکتریکی وسیله نقلیه را آزمایش کرد.
ما موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را استخدام می کنیم.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را تزئین کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تمیز کرد.
آنها موتور الکتریکی وسیله نقلیه را بازسازی کردند.
راننده موتور الکتریکی وسیله نقلیه را رانندگی کرد.
عکاس موتور الکتریکی وسیله نقلیه را ضبط کرده است.
ما موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را جشن می گیریم.
مکانیک فیلتر روغن ماشین را عوض کرد.
چراغ جلوی ماشین در شب جاده تاریک را روشن می کرد.
این آزمایشگاه نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی آزمایش کرد.
این کمیسیون نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی مورد بررسی قرار داد.
هیئت مدیره نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی تایید کرد.
تیم ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی پیاده سازی کرد.
این دانشمند نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی تایید کرد.
معمار نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش طراحی کرد.
این محقق نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی منتشر کرد.
ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش بررسی می کنیم.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی بهینه کرد.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی توسعه داد.
آنها نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی خودکار کردند.
این کارشناس نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی پیشنهاد کرد.
هیئت مدیره مجوز ساخت نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی صادر کرد.
نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر تست بررسی می کنیم.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش مدرن کرد.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی راه اندازی کرد.
پزشک متخصص از نمونه اولیه خودروی الکتریکی در مسیر آزمایشی مراقبت کرد.
آنها نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش نصب کردند.
من نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر تست درخواست کردم.
مهندس عمران بر نمونه اولیه خودروی الکتریکی در مسیر آزمایش نظارت داشت.
این تحلیلگر مالی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی بررسی کرد.
تکنسین کامپیوتر نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر تست بازسازی کرد.
ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر تست استخدام کردیم.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر تست سفارشی کرد.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی هماهنگ کرد.
آنها نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی بازسازی کردند.
راننده آزمایشی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایش رانندگی کرد.
این عکاس حرفه ای نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی ثبت کرد.
ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی اهدا کردیم.
شهردار از نمونه اولیه خودروی الکتریکی در مسیر آزمایشی خبر داد.
مهندس محیط زیست نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی ارائه کرد.
شرکت ما نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی به ثبت رساند.