🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "مکانیک فرمان ماشین را تراز کرد." in other languages
مکانیک فرمان ماشین را تراز کرد.
See how to say the phrase مکانیک فرمان ماشین را تراز کرد. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The mechanic aligned the car steering.
🇪🇸 اسپانیایی
El mecánico alineó la dirección del auto.
🇩🇪 آلمانی
Der Mechaniker richtete die Lenkung des Autos aus.
🇯🇵 ژاپنی
整備士は車のステアリングを調整した。
🇫🇷 فرانسوی
Le mécanicien a aligné la direction de la voiture.
🇧🇷 پرتغالی
O mecânico alinhou a direção do automóvel.
🇷🇺 روسی
Механик отрегулировал рулевое управление автомобиля.
🇮🇹 ایتالیایی
Il meccanico ha allineato lo sterzo dell'auto.
🇳🇱 هلندی
De monteur heeft de besturing van de auto uitgelijnd.
🇵🇱 لهستانی
Mechanik wyregulował układ kierowniczy samochodu.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Tamirci arabanın direksiyonunu ayarladı.
🇨🇳 چینی
机械师调整了汽车的转向装置。
🇮🇷 فارسی
مکانیک فرمان ماشین را تراز کرد.
🇻🇳 ویتنامی
Người thợ sửa lại tay lái cho ô tô.
🇨🇿 چکی
Mechanik srovnal řízení vozu.
🇮🇩 اندونزیایی
Mekanik menyelaraskan kemudi mobil.
🇰🇷 کرهای
정비사는 자동차의 조향을 조정했습니다.
🇸🇦 عربی
قام الميكانيكي بمحاذاة توجيه السيارة.
🇭🇺 مجاری
A szerelő beállította az autó kormányát.
🇸🇪 سوئدی
Mekanikern riktade in bilens styrning.
🇷🇴 رومانیایی
Mecanicul a aliniat direcția mașinii.
🇬🇷 یونانی
Ο μηχανικός ευθυγράμμισε το τιμόνι του αυτοκινήτου.
🇩🇰 دانمارکی
Mekanikeren justerede bilens styretøj.
🇫🇮 فنلاندی
Mekaanikko linjasi auton ohjauksen.
🇮🇱 عبری
המוסכניק יישר את ההיגוי של המכונית.
🇸🇰 اسلواکی
Mechanik vyrovnal riadenie auta.
🇹🇭 تایلندی
ช่างจัดตำแหน่งพวงมาลัยรถ
🇧🇬 بلغاری
Механикът нагласи кормилното управление на колата.
🇭🇷 کروات
Mehaničar je poravnao upravljač automobila.
🇳🇴 نروژی
Mekanikeren justerte bilens styring.
🇱🇹 لیتوانیایی
Mechanikas sureguliavo automobilio vairą.
🇷🇸 صربی
Механичар је поравнао управљач аутомобила.
🇸🇮 اسلوونیایی
Mehanik je poravnal krmiljenje avtomobila.
🇪🇸 کاتالان
El mecànic va alinear la direcció del cotxe.
🇪🇪 استونیایی
Mehaanik joondas auto rooli.
🇱🇻 لتونیایی
Mehāniķis noregulēja automašīnas stūri.
🇮🇳 هندی
मैकेनिक ने कार का स्टेयरिंग ठीक किया।
🇧🇩 بنگالی
মেকানিক গাড়ির স্টিয়ারিং সারিবদ্ধ করে।
🇵🇭 فیلیپینی
Inihanay ng mekaniko ang pagpipiloto ng sasakyan.
🇲🇾 مالایی
Mekanik itu menjajarkan stereng kereta.
🇵🇰 اردو
مکینک نے گاڑی کا اسٹیئرنگ سیدھا کیا۔
🇦🇱 آلبانیایی
Mekaniku vendosi drejtimin e makinës.
🇻🇦 لاتین
Mechanicus curru gubernaculo varius est.
💚 اسپرانتو
La mekanikisto vicigis la stirilon de la aŭto.
👽 کلینگون
The mechanic aligned the car steering.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Mexanik maşının sükanını düzəltdi.
🇪🇸 گالیسیایی
O mecánico aliñou a dirección do coche.
🇮🇳 تامیلی
மெக்கானிக் காரின் ஸ்டீயரிங்கை சீரமைத்தார்.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
مردم در شهر ترجیح میدهند از ماشین استفاده کنند، دوچرخهسواری کنند یا اتوبوس سوار شوند (mardom dar shahr tarjih midahand az mashin estefade konand, docharkheh-savari konand ya otoboos savar shavand)
قبل از فروش ماشین تمیز، او مجبور بود آخرین هزینه معوقه را بپردازد (ghabl az forosh-e mashin-e tamiz, o majboor bood akharin hazineh-ye moavagheh ra bepardazad)
او ماشین را تمیز و درخشان زیر آسمان بنفش عصر رها کرد. (o mashin ra tamiz ve darkhshan zir asman banfesh asr rayaa kard.)
کاپشنم تو ماشین موند.
ما ماشین جدید را در گاراژ خریدیم.
او ماشین جدید را در گاراژ پیدا کرد.
او ماشین جدید را در گاراژ مرتب کرد.
آنها ماشین جدید را در گاراژ مطالعه کردند.
من ماشین جدید در گاراژ را ترجیح می دهم.
تیم ما ماشین جدید را در گاراژ برنامه ریزی کرد.
معلم ماشین جدید را در گاراژ توضیح داد.
دکتر ماشین جدید را در گاراژ توصیه کرد.
ما از ماشین جدید در گاراژ بازدید می کنیم.
او ماشین جدید را در گاراژ آماده کرد.
او ماشین جدید را در گاراژ تمیز کرد.
ماشین جدید را به گاراژ آوردند.
من ماشین جدید را در گاراژ تماشا کردم.
صدای ماشین جدید را در گاراژ می شنویم.
او ماشین جدید را در گاراژ طراحی کرد.
او ماشین جدید را در گاراژ تعمیر کرد.
ماشین جدید را در گاراژ قفل کردند.
ماشین جدید را در گاراژ باز کردم.
ما ماشین جدید را در گاراژ انتخاب می کنیم.
او ماشین جدید را در گاراژ نوشت.
آنها در تعطیلات با ماشین در سراسر کشور سفر کردند.
مکانیک روغن موتور ماشین را عوض کرد.
چراغ های جلوی ماشین، زمین رقص را روشن می کرد.
مکانیک چرخ های ماشین را تراز کرد.
مکانیک ترمزهای کامیون را آزمایش کرد.
مکانیک موتور ماشین قدیمی را تنظیم کرد.
راننده چراغ های مه شکن ماشین را روشن کرد.
راننده برای سوخت گیری خودرو در ایستگاه توقف کرد.
کارشناس موتور الکتریکی وسیله نقلیه را توصیه کرد.
تیم تحقیقاتی موتور الکتریکی وسیله نقلیه را کشف کردند.
مشتری موتور الکتریکی وسیله نقلیه را درخواست کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را برنامه ریزی می کنیم.
دولت موتور الکتریکی برای وسیله نقلیه حمل و نقل را تصویب کرد.
متخصص تغذیه موتور الکتریکی وسیله نقلیه را پیشنهاد کرد.
وکیل موتور الکتریکی وسیله نقلیه را توضیح داد.
آنها موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را سازماندهی کردند.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه را ارائه کرد.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را خریداری کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را یاد گرفتیم.
این مهندس موتور الکتریکی را برای وسیله نقلیه حمل و نقل طراحی کرد.
دانش آموز در مورد موتور الکتریکی وسیله نقلیه تحقیق کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تماشا می کنیم.
او از موتور الکتریکی وسیله نقلیه عکسبرداری کرد.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تعمیر کرد.
دکتر موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تجویز کرد.
معلم موتور الکتریکی وسیله نقلیه را آموزش داد.
آنها موتور الکتریکی وسیله نقلیه را نصب کردند.
موتور برق را از وسیله نقلیه تحویل گرفتم.
معمار موتور الکتریکی را برای وسیله نقلیه حمل و نقل طراحی کرد.
این روزنامه نگار با موتور الکتریکی خودروی حمل و نقل مصاحبه کرد.
تکنسین موتور الکتریکی وسیله نقلیه را آزمایش کرد.
ما موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را استخدام می کنیم.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را تزئین کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تمیز کرد.
آنها موتور الکتریکی وسیله نقلیه را بازسازی کردند.
راننده موتور الکتریکی وسیله نقلیه را رانندگی کرد.
عکاس موتور الکتریکی وسیله نقلیه را ضبط کرده است.
ما موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را جشن می گیریم.
مکانیک فیلتر روغن ماشین را عوض کرد.
چراغ جلوی ماشین در شب جاده تاریک را روشن می کرد.
این آزمایشگاه نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی آزمایش کرد.
این کمیسیون نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی مورد بررسی قرار داد.
هیئت مدیره نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی تایید کرد.
تیم ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی پیاده سازی کرد.
این دانشمند نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی تایید کرد.
معمار نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش طراحی کرد.
این محقق نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی منتشر کرد.
ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش بررسی می کنیم.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی بهینه کرد.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی توسعه داد.
آنها نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی خودکار کردند.
این کارشناس نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی پیشنهاد کرد.
هیئت مدیره مجوز ساخت نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی صادر کرد.
نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر تست بررسی می کنیم.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش مدرن کرد.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی راه اندازی کرد.
پزشک متخصص از نمونه اولیه خودروی الکتریکی در مسیر آزمایشی مراقبت کرد.
این استاد کارشناسی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی آموزش داد.
آنها نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش نصب کردند.
من نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر تست درخواست کردم.
مهندس عمران بر نمونه اولیه خودروی الکتریکی در مسیر آزمایش نظارت داشت.
این تحلیلگر مالی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی بررسی کرد.
تکنسین کامپیوتر نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر تست بازسازی کرد.
ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر تست استخدام کردیم.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر تست سفارشی کرد.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی هماهنگ کرد.
آنها نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی بازسازی کردند.
راننده آزمایشی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایش رانندگی کرد.
این عکاس حرفه ای نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی ثبت کرد.
ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی اهدا کردیم.
شهردار از نمونه اولیه خودروی الکتریکی در مسیر آزمایشی خبر داد.
مهندس محیط زیست نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی ارائه کرد.
شرکت ما نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی به ثبت رساند.