🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "معلم موتور الکتریکی وسیله نقلیه را آموزش داد." in other languages
معلم موتور الکتریکی وسیله نقلیه را آموزش داد.
See how to say the phrase معلم موتور الکتریکی وسیله نقلیه را آموزش داد. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The teacher taught the electric motor of the transport vehicle.
🇪🇸 اسپانیایی
El profesor enseñó el motor eléctrico del vehículo de transporte.
🇩🇪 آلمانی
Der Lehrer brachte den Elektromotor des Transportfahrzeugs bei.
🇯🇵 ژاپنی
先生は輸送車両の電気モーターを教えました。
🇫🇷 فرانسوی
L'enseignant a enseigné le moteur électrique du véhicule de transport.
🇧🇷 پرتغالی
A professora ensinou o motor elétrico do veículo de transporte.
🇷🇺 روسی
Учитель обучал электродвигателю транспортного средства.
🇮🇹 ایتالیایی
L'insegnante ha insegnato il motore elettrico del veicolo da trasporto.
🇳🇱 هلندی
De leraar leerde de elektromotor van het transportvoertuig.
🇵🇱 لهستانی
Nauczyciel uczył obsługi silnika elektrycznego pojazdu transportowego.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Öğretmen ulaşım aracının elektrik motorunu öğretti.
🇨🇳 چینی
老师教的是运输车的电动机。
🇮🇷 فارسی
معلم موتور الکتریکی وسیله نقلیه را آموزش داد.
🇻🇳 ویتنامی
Thầy dạy về động cơ điện của phương tiện vận tải.
🇨🇿 چکی
Učitel učil elektromotor dopravního prostředku.
🇮🇩 اندونزیایی
Guru mengajarkan motor listrik kendaraan pengangkut.
🇰🇷 کرهای
선생님은 운송 차량의 전기 모터를 가르쳤습니다.
🇸🇦 عربی
قام المعلم بتعليم المحرك الكهربائي لمركبة النقل.
🇭🇺 مجاری
A tanárnő megtanította a szállítójármű villanymotorját.
🇸🇪 سوئدی
Läraren lärde ut transportfordonets elmotor.
🇷🇴 رومانیایی
Profesorul a predat motorul electric al vehiculului de transport.
🇬🇷 یونانی
Ο δάσκαλος δίδαξε τον ηλεκτροκινητήρα του οχήματος μεταφοράς.
🇩🇰 دانمارکی
Læreren underviste i transportkøretøjets elmotor.
🇫🇮 فنلاندی
Opettaja opetti kuljetusajoneuvon sähkömoottorin.
🇮🇱 عبری
המורה לימד את המנוע החשמלי של רכב ההובלה.
🇸🇰 اسلواکی
Učiteľka učila elektromotor dopravného prostriedku.
🇹🇭 تایلندی
ครูสอนมอเตอร์ไฟฟ้าของยานพาหนะขนส่ง
🇧🇬 بلغاری
Учителят преподава електрическия двигател на транспортното средство.
🇭🇷 کروات
Učiteljica je predavala elektromotor transportnog vozila.
🇳🇴 نروژی
Læreren lærte opp den elektriske motoren til transportkjøretøyet.
🇱🇹 لیتوانیایی
Mokytojas mokė transporto priemonės elektros variklio.
🇷🇸 صربی
Наставник је предавао електромотор транспортног возила.
🇸🇮 اسلوونیایی
Učitelj je poučeval elektromotor transportnega vozila.
🇪🇸 کاتالان
El professor va ensenyar el motor elèctric del vehicle de transport.
🇪🇪 استونیایی
Õpetaja õpetas transpordivahendi elektrimootorit.
🇱🇻 لتونیایی
Skolotāja mācīja transportlīdzekļa elektromotoru.
🇮🇳 هندی
शिक्षक ने परिवहन वाहन की इलेक्ट्रिक मोटर सिखाई।
🇧🇩 بنگالی
শিক্ষক পরিবহন যানের বৈদ্যুতিক মোটর শেখান।
🇵🇭 فیلیپینی
Itinuro ng guro ang de-kuryenteng motor ng sasakyang pang-transportasyon.
🇲🇾 مالایی
Guru mengajar motor elektrik kenderaan pengangkutan.
🇵🇰 اردو
استاد نے ٹرانسپورٹ گاڑی کی الیکٹرک موٹر سکھائی۔
🇦🇱 آلبانیایی
Mësuesi mësoi motorin elektrik të mjetit transportues.
🇻🇦 لاتین
Magister motor vehiculum onerariis electricam docuit.
💚 اسپرانتو
La instruisto instruis la elektran motoron de la transportveturilo.
👽 کلینگون
The teacher taught the electric motor of the transport vehicle.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Müəllim nəqliyyat vasitəsinin elektrik mühərrikini öyrədirdi.
🇪🇸 گالیسیایی
O profesor ensinou o motor eléctrico do vehículo de transporte.
🇮🇳 تامیلی
போக்குவரத்து வாகனத்தின் மின்சார மோட்டாரை ஆசிரியர் கற்பித்தார்.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
مردم در شهر ترجیح میدهند از ماشین استفاده کنند، دوچرخهسواری کنند یا اتوبوس سوار شوند (mardom dar shahr tarjih midahand az mashin estefade konand, docharkheh-savari konand ya otoboos savar shavand)
قبل از فروش ماشین تمیز، او مجبور بود آخرین هزینه معوقه را بپردازد (ghabl az forosh-e mashin-e tamiz, o majboor bood akharin hazineh-ye moavagheh ra bepardazad)
او ماشین را تمیز و درخشان زیر آسمان بنفش عصر رها کرد. (o mashin ra tamiz ve darkhshan zir asman banfesh asr rayaa kard.)
کاپشنم تو ماشین موند.
ما ماشین جدید را در گاراژ خریدیم.
او ماشین جدید را در گاراژ پیدا کرد.
او ماشین جدید را در گاراژ مرتب کرد.
آنها ماشین جدید را در گاراژ مطالعه کردند.
من ماشین جدید در گاراژ را ترجیح می دهم.
تیم ما ماشین جدید را در گاراژ برنامه ریزی کرد.
معلم ماشین جدید را در گاراژ توضیح داد.
دکتر ماشین جدید را در گاراژ توصیه کرد.
ما از ماشین جدید در گاراژ بازدید می کنیم.
او ماشین جدید را در گاراژ آماده کرد.
او ماشین جدید را در گاراژ تمیز کرد.
ماشین جدید را به گاراژ آوردند.
من ماشین جدید را در گاراژ تماشا کردم.
صدای ماشین جدید را در گاراژ می شنویم.
او ماشین جدید را در گاراژ طراحی کرد.
او ماشین جدید را در گاراژ تعمیر کرد.
ماشین جدید را در گاراژ قفل کردند.
ماشین جدید را در گاراژ باز کردم.
ما ماشین جدید را در گاراژ انتخاب می کنیم.
او ماشین جدید را در گاراژ نوشت.
آنها در تعطیلات با ماشین در سراسر کشور سفر کردند.
مکانیک روغن موتور ماشین را عوض کرد.
چراغ های جلوی ماشین، زمین رقص را روشن می کرد.
مکانیک چرخ های ماشین را تراز کرد.
مکانیک موتور ماشین قدیمی را تنظیم کرد.
راننده چراغ های مه شکن ماشین را روشن کرد.
مکانیک فرمان ماشین را تراز کرد.
راننده برای سوخت گیری خودرو در ایستگاه توقف کرد.
کارشناس موتور الکتریکی وسیله نقلیه را توصیه کرد.
تیم تحقیقاتی موتور الکتریکی وسیله نقلیه را کشف کردند.
مشتری موتور الکتریکی وسیله نقلیه را درخواست کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را برنامه ریزی می کنیم.
دولت موتور الکتریکی برای وسیله نقلیه حمل و نقل را تصویب کرد.
متخصص تغذیه موتور الکتریکی وسیله نقلیه را پیشنهاد کرد.
وکیل موتور الکتریکی وسیله نقلیه را توضیح داد.
آنها موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را سازماندهی کردند.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه را ارائه کرد.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را خریداری کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را یاد گرفتیم.
این مهندس موتور الکتریکی را برای وسیله نقلیه حمل و نقل طراحی کرد.
دانش آموز در مورد موتور الکتریکی وسیله نقلیه تحقیق کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تماشا می کنیم.
او از موتور الکتریکی وسیله نقلیه عکسبرداری کرد.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تعمیر کرد.
دکتر موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تجویز کرد.
آنها موتور الکتریکی وسیله نقلیه را نصب کردند.
موتور برق را از وسیله نقلیه تحویل گرفتم.
معمار موتور الکتریکی را برای وسیله نقلیه حمل و نقل طراحی کرد.
این روزنامه نگار با موتور الکتریکی خودروی حمل و نقل مصاحبه کرد.
تکنسین موتور الکتریکی وسیله نقلیه را آزمایش کرد.
ما موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را استخدام می کنیم.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را تزئین کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تمیز کرد.
آنها موتور الکتریکی وسیله نقلیه را بازسازی کردند.
راننده موتور الکتریکی وسیله نقلیه را رانندگی کرد.
عکاس موتور الکتریکی وسیله نقلیه را ضبط کرده است.
ما موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را جشن می گیریم.
مکانیک فیلتر روغن ماشین را عوض کرد.
چراغ جلوی ماشین در شب جاده تاریک را روشن می کرد.
این آزمایشگاه نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی آزمایش کرد.
این کمیسیون نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی مورد بررسی قرار داد.
هیئت مدیره نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی تایید کرد.
تیم ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی پیاده سازی کرد.
این دانشمند نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی تایید کرد.
معمار نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش طراحی کرد.
این محقق نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی منتشر کرد.
ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش بررسی می کنیم.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی بهینه کرد.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی توسعه داد.
آنها نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی خودکار کردند.
این کارشناس نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی پیشنهاد کرد.
هیئت مدیره مجوز ساخت نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی صادر کرد.
نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر تست بررسی می کنیم.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش مدرن کرد.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی راه اندازی کرد.
پزشک متخصص از نمونه اولیه خودروی الکتریکی در مسیر آزمایشی مراقبت کرد.
این استاد کارشناسی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی آموزش داد.
آنها نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش نصب کردند.
من نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر تست درخواست کردم.
مهندس عمران بر نمونه اولیه خودروی الکتریکی در مسیر آزمایش نظارت داشت.
این تحلیلگر مالی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی بررسی کرد.
تکنسین کامپیوتر نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر تست بازسازی کرد.
ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر تست استخدام کردیم.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر تست سفارشی کرد.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی هماهنگ کرد.
آنها نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی بازسازی کردند.
راننده آزمایشی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایش رانندگی کرد.
این عکاس حرفه ای نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی ثبت کرد.
ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی اهدا کردیم.
شهردار از نمونه اولیه خودروی الکتریکی در مسیر آزمایشی خبر داد.
مهندس محیط زیست نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی ارائه کرد.
شرکت ما نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی به ثبت رساند.