🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "این کمیسیون نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی مورد بررسی قرار داد." in other languages
این کمیسیون نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی مورد بررسی قرار داد.
See how to say the phrase این کمیسیون نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی مورد بررسی قرار داد. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The committee examined the electric car prototype on the test track.
🇪🇸 اسپانیایی
La comisión examinó el prototipo del vehículo eléctrico en la pista de pruebas.
🇩🇪 آلمانی
Die Kommission untersuchte den Prototypen des Elektroautos auf der Teststrecke.
🇯🇵 ژاپنی
委員会はテストトラックでプロトタイプの電気自動車を検査した。
🇫🇷 فرانسوی
La commission a examiné le prototype de voiture électrique sur la piste d'essai.
🇧🇷 پرتغالی
A comissão examinou o protótipo do carro elétrico na pista de testes.
🇷🇺 روسی
Комиссия осмотрела прототип электромобиля на испытательном треке.
🇮🇹 ایتالیایی
La commissione ha esaminato il prototipo dell'auto elettrica sulla pista di prova.
🇳🇱 هلندی
De commissie onderzocht het prototype van een elektrische auto op de testbaan.
🇵🇱 لهستانی
Komisja zbadała prototyp samochodu elektrycznego na torze testowym.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Komisyon
prototip elektrikli otomobili test pistinde inceledi.
🇨🇳 چینی
该委员会在测试跑道上检查了原型电动汽车。
🇮🇷 فارسی
این کمیسیون نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی مورد بررسی قرار داد.
🇻🇳 ویتنامی
Ủy ban đã kiểm tra nguyên mẫu ô tô điện trên đường thử.
🇨🇿 چکی
Komise prototyp elektromobilu zkoumala na testovací dráze.
🇮🇩 اندونزیایی
Komisi memeriksa prototipe mobil listrik di jalur uji.
🇰🇷 کرهای
위원회는 테스트 트랙에서 프로토타입 전기 자동차를 검사했습니다.
🇸🇦 عربی
قامت اللجنة بفحص النموذج الأولي للسيارة الكهربائية على مسار الاختبار.
🇭🇺 مجاری
A bizottság megvizsgálta az elektromos autó prototípusát a tesztpályán.
🇸🇪 سوئدی
Kommissionen undersökte prototypen av elbilen på testbanan.
🇷🇴 رومانیایی
Comisia a examinat prototipul de mașină electrică pe pista de testare.
🇬🇷 یونانی
Η επιτροπή εξέτασε το πρωτότυπο ηλεκτρικό αυτοκίνητο στην πίστα δοκιμών.
🇩🇰 دانمارکی
Kommissionen undersøgte prototypen af elbilen på testbanen.
🇫🇮 فنلاندی
Komissio tutki sähköauton prototyypin testiradalla.
🇮🇱 عبری
הוועדה בחנה את אב הטיפוס של המכונית החשמלית במסלול המבחן.
🇸🇰 اسلواکی
Komisia skúmala prototyp elektromobilu na testovacej dráhe.
🇹🇭 تایلندی
คณะกรรมการตรวจสอบรถยนต์ไฟฟ้าต้นแบบในสนามทดสอบ
🇧🇬 بلغاری
Комисията разгледа прототипа на електрически автомобил на тестовата писта.
🇭🇷 کروات
Komisija je ispitala prototip električnog automobila na testnoj stazi.
🇳🇴 نروژی
Kommisjonen undersøkte prototypen av elbilen på testbanen.
🇱🇹 لیتوانیایی
Bandymų trasoje komisija apžiūrėjo elektromobilio prototipą.
🇷🇸 صربی
Комисија је на испитној стази прегледала прототип електричног аутомобила.
🇸🇮 اسلوونیایی
Komisija je prototip električnega avtomobila pregledala na testni stezi.
🇪🇸 کاتالان
La comissió va examinar el prototip de cotxe elèctric a la pista de proves.
🇪🇪 استونیایی
Komisjon vaatas katserajal elektriauto prototüüpi.
🇱🇻 لتونیایی
Komisija testu trasē pārbaudīja elektromobiļa prototipu.
🇮🇳 هندی
आयोग ने परीक्षण ट्रैक पर प्रोटोटाइप इलेक्ट्रिक कार की जांच की।
🇧🇩 بنگالی
কমিশন টেস্ট ট্র্যাকে প্রোটোটাইপ বৈদ্যুতিক গাড়ি পরীক্ষা করে।
🇵🇭 فیلیپینی
Sinuri ng komisyon ang prototype na electric car sa test track.
🇲🇾 مالایی
Suruhanjaya meneliti kereta elektrik prototaip di landasan ujian.
🇵🇰 اردو
کمیشن نے ٹیسٹ ٹریک پر پروٹو ٹائپ الیکٹرک کار کا معائنہ کیا۔
🇦🇱 آلبانیایی
Komisioni ekzaminoi prototipin e makinës elektrike në pistën e provës.
🇻🇦 لاتین
Commissio prototypum currus electrici in vestigio vestigationis examinavit.
💚 اسپرانتو
La komisiono ekzamenis la prototipan elektran aŭton sur la testtrako.
👽 کلینگون
The committee examined the electric car prototype on the test track.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Komissiya sınaq yolunda elektromobilin prototipini yoxlayıb.
🇪🇸 گالیسیایی
A comisión examinou o prototipo de coche eléctrico na pista de proba.
🇮🇳 تامیلی
சோதனை பாதையில் முன்மாதிரி மின்சார காரை ஆணையம் ஆய்வு செய்தது.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
مردم در شهر ترجیح میدهند از ماشین استفاده کنند، دوچرخهسواری کنند یا اتوبوس سوار شوند (mardom dar shahr tarjih midahand az mashin estefade konand, docharkheh-savari konand ya otoboos savar shavand)
قبل از فروش ماشین تمیز، او مجبور بود آخرین هزینه معوقه را بپردازد (ghabl az forosh-e mashin-e tamiz, o majboor bood akharin hazineh-ye moavagheh ra bepardazad)
او ماشین را تمیز و درخشان زیر آسمان بنفش عصر رها کرد. (o mashin ra tamiz ve darkhshan zir asman banfesh asr rayaa kard.)
کاپشنم تو ماشین موند.
ما ماشین جدید را در گاراژ خریدیم.
او ماشین جدید را در گاراژ پیدا کرد.
او ماشین جدید را در گاراژ مرتب کرد.
آنها ماشین جدید را در گاراژ مطالعه کردند.
من ماشین جدید در گاراژ را ترجیح می دهم.
تیم ما ماشین جدید را در گاراژ برنامه ریزی کرد.
معلم ماشین جدید را در گاراژ توضیح داد.
دکتر ماشین جدید را در گاراژ توصیه کرد.
ما از ماشین جدید در گاراژ بازدید می کنیم.
او ماشین جدید را در گاراژ آماده کرد.
او ماشین جدید را در گاراژ تمیز کرد.
ماشین جدید را به گاراژ آوردند.
من ماشین جدید را در گاراژ تماشا کردم.
صدای ماشین جدید را در گاراژ می شنویم.
او ماشین جدید را در گاراژ طراحی کرد.
او ماشین جدید را در گاراژ تعمیر کرد.
ماشین جدید را در گاراژ قفل کردند.
ماشین جدید را در گاراژ باز کردم.
ما ماشین جدید را در گاراژ انتخاب می کنیم.
او ماشین جدید را در گاراژ نوشت.
آنها در تعطیلات با ماشین در سراسر کشور سفر کردند.
مکانیک روغن موتور ماشین را عوض کرد.
چراغ های جلوی ماشین، زمین رقص را روشن می کرد.
مکانیک چرخ های ماشین را تراز کرد.
مکانیک موتور ماشین قدیمی را تنظیم کرد.
راننده چراغ های مه شکن ماشین را روشن کرد.
مکانیک فرمان ماشین را تراز کرد.
راننده برای سوخت گیری خودرو در ایستگاه توقف کرد.
کارشناس موتور الکتریکی وسیله نقلیه را توصیه کرد.
تیم تحقیقاتی موتور الکتریکی وسیله نقلیه را کشف کردند.
مشتری موتور الکتریکی وسیله نقلیه را درخواست کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را برنامه ریزی می کنیم.
دولت موتور الکتریکی برای وسیله نقلیه حمل و نقل را تصویب کرد.
متخصص تغذیه موتور الکتریکی وسیله نقلیه را پیشنهاد کرد.
وکیل موتور الکتریکی وسیله نقلیه را توضیح داد.
آنها موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را سازماندهی کردند.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه را ارائه کرد.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را خریداری کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را یاد گرفتیم.
این مهندس موتور الکتریکی را برای وسیله نقلیه حمل و نقل طراحی کرد.
دانش آموز در مورد موتور الکتریکی وسیله نقلیه تحقیق کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تماشا می کنیم.
او از موتور الکتریکی وسیله نقلیه عکسبرداری کرد.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تعمیر کرد.
دکتر موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تجویز کرد.
معلم موتور الکتریکی وسیله نقلیه را آموزش داد.
آنها موتور الکتریکی وسیله نقلیه را نصب کردند.
موتور برق را از وسیله نقلیه تحویل گرفتم.
معمار موتور الکتریکی را برای وسیله نقلیه حمل و نقل طراحی کرد.
این روزنامه نگار با موتور الکتریکی خودروی حمل و نقل مصاحبه کرد.
تکنسین موتور الکتریکی وسیله نقلیه را آزمایش کرد.
ما موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را استخدام می کنیم.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را تزئین کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تمیز کرد.
آنها موتور الکتریکی وسیله نقلیه را بازسازی کردند.
راننده موتور الکتریکی وسیله نقلیه را رانندگی کرد.
عکاس موتور الکتریکی وسیله نقلیه را ضبط کرده است.
ما موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را جشن می گیریم.
مکانیک فیلتر روغن ماشین را عوض کرد.
چراغ جلوی ماشین در شب جاده تاریک را روشن می کرد.
این آزمایشگاه نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی آزمایش کرد.
هیئت مدیره نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی تایید کرد.
تیم ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی پیاده سازی کرد.
این دانشمند نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی تایید کرد.
معمار نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش طراحی کرد.
این محقق نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی منتشر کرد.
ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش بررسی می کنیم.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی بهینه کرد.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی توسعه داد.
آنها نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی خودکار کردند.
این کارشناس نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی پیشنهاد کرد.
هیئت مدیره مجوز ساخت نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی صادر کرد.
نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر تست بررسی می کنیم.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش مدرن کرد.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی راه اندازی کرد.
پزشک متخصص از نمونه اولیه خودروی الکتریکی در مسیر آزمایشی مراقبت کرد.
این استاد کارشناسی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی آموزش داد.
آنها نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش نصب کردند.
من نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر تست درخواست کردم.
مهندس عمران بر نمونه اولیه خودروی الکتریکی در مسیر آزمایش نظارت داشت.
این تحلیلگر مالی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی بررسی کرد.
تکنسین کامپیوتر نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر تست بازسازی کرد.
ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر تست استخدام کردیم.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر تست سفارشی کرد.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی هماهنگ کرد.
آنها نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی بازسازی کردند.
راننده آزمایشی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایش رانندگی کرد.
این عکاس حرفه ای نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی ثبت کرد.
ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی اهدا کردیم.
شهردار از نمونه اولیه خودروی الکتریکی در مسیر آزمایشی خبر داد.
مهندس محیط زیست نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی ارائه کرد.
شرکت ما نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی به ثبت رساند.