🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "دولت موتور الکتریکی برای وسیله نقلیه حمل و نقل را تصویب کرد." in other languages
دولت موتور الکتریکی برای وسیله نقلیه حمل و نقل را تصویب کرد.
See how to say the phrase دولت موتور الکتریکی برای وسیله نقلیه حمل و نقل را تصویب کرد. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The government approved the electric motor of the transport vehicle.
🇪🇸 اسپانیایی
El gobierno aprobó el motor eléctrico para el vehículo de transporte.
🇩🇪 آلمانی
Die Regierung genehmigte den Elektromotor für das Transportfahrzeug.
🇯🇵 ژاپنی
政府は輸送車両用の電気モーターを承認した。
🇫🇷 فرانسوی
Le gouvernement a approuvé le moteur électrique du véhicule de transport.
🇧🇷 پرتغالی
O governo aprovou o motor elétrico do veículo de transporte.
🇷🇺 روسی
Правительство одобрило электродвигатель для транспортного средства.
🇮🇹 ایتالیایی
Il governo ha approvato il motore elettrico per il veicolo da trasporto.
🇳🇱 هلندی
De overheid heeft de elektromotor voor het transportvoertuig goedgekeurd.
🇵🇱 لهستانی
Rząd zatwierdził silnik elektryczny do pojazdu transportowego.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Hükümet nakliye aracı için elektrik motorunu onayladı.
🇨🇳 چینی
政府批准了运输车辆的电动机。
🇮🇷 فارسی
دولت موتور الکتریکی برای وسیله نقلیه حمل و نقل را تصویب کرد.
🇻🇳 ویتنامی
Chính phủ đã phê duyệt động cơ điện cho phương tiện vận tải.
🇨🇿 چکی
Vláda schválila elektromotor pro dopravní vozidlo.
🇮🇩 اندونزیایی
Pemerintah menyetujui motor listrik untuk kendaraan pengangkut.
🇰🇷 کرهای
정부는 운송 차량용 전기 모터를 승인했습니다.
🇸🇦 عربی
وافقت الحكومة على المحرك الكهربائي لسيارة النقل.
🇭🇺 مجاری
A kormány jóváhagyta a szállítójármű elektromos motorját.
🇸🇪 سوئدی
The government approved the electric motor for the transport vehicle.
🇷🇴 رومانیایی
Guvernul a aprobat motorul electric pentru vehiculul de transport.
🇬🇷 یونانی
Η κυβέρνηση ενέκρινε τον ηλεκτροκινητήρα για το μεταφορικό όχημα.
🇩🇰 دانمارکی
Regeringen godkendte den elektriske motor til transportkøretøjet.
🇫🇮 فنلاندی
Hallitus hyväksyi kuljetusajoneuvon sähkömoottorin.
🇮🇱 عبری
הממשלה אישרה את המנוע החשמלי לרכב התחבורה.
🇸🇰 اسلواکی
Vláda schválila elektromotor pre dopravné vozidlo.
🇹🇭 تایلندی
รัฐบาลอนุมัติมอเตอร์ไฟฟ้าสำหรับยานพาหนะขนส่ง
🇧🇬 بلغاری
Правителството одобри електрическия двигател за транспортното средство.
🇭🇷 کروات
Vlada je odobrila elektromotor za transportno vozilo.
🇳🇴 نروژی
Regjeringen godkjente den elektriske motoren for transportkjøretøyet.
🇱🇹 لیتوانیایی
Vyriausybė patvirtino transporto priemonės elektros variklį.
🇷🇸 صربی
Влада је одобрила електромотор за транспортно возило.
🇸🇮 اسلوونیایی
Vlada je potrdila elektromotor za transportno vozilo.
🇪🇸 کاتالان
El govern va aprovar el motor elèctric per al vehicle de transport.
🇪🇪 استونیایی
Valitsus kinnitas transpordivahendi elektrimootori.
🇱🇻 لتونیایی
Valdība apstiprināja transportlīdzekļa elektromotoru.
🇮🇳 هندی
सरकार ने ट्रांसपोर्ट वाहन के लिए इलेक्ट्रिक मोटर को मंजूरी दे दी है.
🇧🇩 بنگالی
সরকার পরিবহন গাড়ির জন্য বৈদ্যুতিক মোটর অনুমোদন করেছে।
🇵🇭 فیلیپینی
Inaprubahan ng gobyerno ang de-koryenteng motor para sa sasakyang pang-transportasyon.
🇲🇾 مالایی
Kerajaan meluluskan motor elektrik untuk kenderaan pengangkutan.
🇵🇰 اردو
حکومت نے ٹرانسپورٹ گاڑی کے لیے الیکٹرک موٹر کی منظوری دے دی۔
🇦🇱 آلبانیایی
Qeveria miratoi motorin elektrik për automjetin e transportit.
🇻🇦 لاتین
Regimen motoris electricae ad vehiculum transportandum probavit.
💚 اسپرانتو
La registaro aprobis la elektran motoron por la transportveturilo.
👽 کلینگون
The government approved the electric motor of the transport vehicle.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Hökumət nəqliyyat vasitəsi üçün elektrik mühərrikini təsdiqlədi.
🇪🇸 گالیسیایی
O goberno aprobou o motor eléctrico para o vehículo de transporte.
🇮🇳 تامیلی
போக்குவரத்து வாகனத்திற்கான மின் மோட்டாருக்கு அரசு ஒப்புதல் அளித்துள்ளது.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
مردم در شهر ترجیح میدهند از ماشین استفاده کنند، دوچرخهسواری کنند یا اتوبوس سوار شوند (mardom dar shahr tarjih midahand az mashin estefade konand, docharkheh-savari konand ya otoboos savar shavand)
قبل از فروش ماشین تمیز، او مجبور بود آخرین هزینه معوقه را بپردازد (ghabl az forosh-e mashin-e tamiz, o majboor bood akharin hazineh-ye moavagheh ra bepardazad)
او ماشین را تمیز و درخشان زیر آسمان بنفش عصر رها کرد. (o mashin ra tamiz ve darkhshan zir asman banfesh asr rayaa kard.)
کاپشنم تو ماشین موند.
ما ماشین جدید را در گاراژ خریدیم.
او ماشین جدید را در گاراژ پیدا کرد.
او ماشین جدید را در گاراژ مرتب کرد.
آنها ماشین جدید را در گاراژ مطالعه کردند.
من ماشین جدید در گاراژ را ترجیح می دهم.
تیم ما ماشین جدید را در گاراژ برنامه ریزی کرد.
معلم ماشین جدید را در گاراژ توضیح داد.
دکتر ماشین جدید را در گاراژ توصیه کرد.
ما از ماشین جدید در گاراژ بازدید می کنیم.
او ماشین جدید را در گاراژ آماده کرد.
او ماشین جدید را در گاراژ تمیز کرد.
ماشین جدید را به گاراژ آوردند.
من ماشین جدید را در گاراژ تماشا کردم.
صدای ماشین جدید را در گاراژ می شنویم.
او ماشین جدید را در گاراژ طراحی کرد.
او ماشین جدید را در گاراژ تعمیر کرد.
ماشین جدید را در گاراژ قفل کردند.
ماشین جدید را در گاراژ باز کردم.
ما ماشین جدید را در گاراژ انتخاب می کنیم.
او ماشین جدید را در گاراژ نوشت.
آنها در تعطیلات با ماشین در سراسر کشور سفر کردند.
مکانیک روغن موتور ماشین را عوض کرد.
چراغ های جلوی ماشین، زمین رقص را روشن می کرد.
مکانیک چرخ های ماشین را تراز کرد.
مکانیک موتور ماشین قدیمی را تنظیم کرد.
راننده چراغ های مه شکن ماشین را روشن کرد.
مکانیک فرمان ماشین را تراز کرد.
راننده برای سوخت گیری خودرو در ایستگاه توقف کرد.
کارشناس موتور الکتریکی وسیله نقلیه را توصیه کرد.
تیم تحقیقاتی موتور الکتریکی وسیله نقلیه را کشف کردند.
مشتری موتور الکتریکی وسیله نقلیه را درخواست کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را برنامه ریزی می کنیم.
متخصص تغذیه موتور الکتریکی وسیله نقلیه را پیشنهاد کرد.
وکیل موتور الکتریکی وسیله نقلیه را توضیح داد.
آنها موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را سازماندهی کردند.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه را ارائه کرد.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را خریداری کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را یاد گرفتیم.
این مهندس موتور الکتریکی را برای وسیله نقلیه حمل و نقل طراحی کرد.
دانش آموز در مورد موتور الکتریکی وسیله نقلیه تحقیق کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تماشا می کنیم.
او از موتور الکتریکی وسیله نقلیه عکسبرداری کرد.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تعمیر کرد.
دکتر موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تجویز کرد.
معلم موتور الکتریکی وسیله نقلیه را آموزش داد.
آنها موتور الکتریکی وسیله نقلیه را نصب کردند.
موتور برق را از وسیله نقلیه تحویل گرفتم.
معمار موتور الکتریکی را برای وسیله نقلیه حمل و نقل طراحی کرد.
این روزنامه نگار با موتور الکتریکی خودروی حمل و نقل مصاحبه کرد.
تکنسین موتور الکتریکی وسیله نقلیه را آزمایش کرد.
ما موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را استخدام می کنیم.
او موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را تزئین کرد.
موتور الکتریکی وسیله نقلیه را تمیز کرد.
آنها موتور الکتریکی وسیله نقلیه را بازسازی کردند.
راننده موتور الکتریکی وسیله نقلیه را رانندگی کرد.
عکاس موتور الکتریکی وسیله نقلیه را ضبط کرده است.
ما موتور الکتریکی وسیله نقلیه حمل و نقل را جشن می گیریم.
مکانیک فیلتر روغن ماشین را عوض کرد.
چراغ جلوی ماشین در شب جاده تاریک را روشن می کرد.
این آزمایشگاه نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی آزمایش کرد.
این کمیسیون نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی مورد بررسی قرار داد.
هیئت مدیره نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی تایید کرد.
تیم ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی پیاده سازی کرد.
این دانشمند نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی تایید کرد.
معمار نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش طراحی کرد.
این محقق نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی منتشر کرد.
ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش بررسی می کنیم.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی بهینه کرد.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی توسعه داد.
آنها نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی خودکار کردند.
این کارشناس نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی پیشنهاد کرد.
هیئت مدیره مجوز ساخت نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی صادر کرد.
نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر تست بررسی می کنیم.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش مدرن کرد.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی راه اندازی کرد.
پزشک متخصص از نمونه اولیه خودروی الکتریکی در مسیر آزمایشی مراقبت کرد.
این استاد کارشناسی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی آموزش داد.
آنها نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایش نصب کردند.
من نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر تست درخواست کردم.
مهندس عمران بر نمونه اولیه خودروی الکتریکی در مسیر آزمایش نظارت داشت.
این تحلیلگر مالی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی بررسی کرد.
تکنسین کامپیوتر نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر تست بازسازی کرد.
ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر تست استخدام کردیم.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر تست سفارشی کرد.
او نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی هماهنگ کرد.
آنها نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی بازسازی کردند.
راننده آزمایشی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایش رانندگی کرد.
این عکاس حرفه ای نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی ثبت کرد.
ما نمونه اولیه ماشین الکتریکی را در مسیر آزمایشی اهدا کردیم.
شهردار از نمونه اولیه خودروی الکتریکی در مسیر آزمایشی خبر داد.
مهندس محیط زیست نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی ارائه کرد.
شرکت ما نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایشی به ثبت رساند.