🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "این ورزشکار ماراتن را در زمان رکورد زد." in other languages
این ورزشکار ماراتن را در زمان رکورد زد.
See how to say the phrase این ورزشکار ماراتن را در زمان رکورد زد. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The athlete ran the marathon in record time.
🇪🇸 اسپانیایی
El atleta corrió el maratón en un tiempo récord.
🇩🇪 آلمانی
Der Athlet lief den Marathon in Rekordzeit.
🇯🇵 ژاپنی
その選手は記録的な速さでマラソンを走った。
🇫🇷 فرانسوی
L'athlète a couru le marathon en un temps record.
🇧🇷 پرتغالی
O atleta correu a maratona em tempo recorde.
🇷🇺 روسی
Спортсмен пробежал марафон за рекордное время.
🇮🇹 ایتالیایی
L'atleta ha corso la maratona a tempo di record.
🇳🇱 هلندی
De atleet liep de marathon in recordtijd.
🇵🇱 لهستانی
Zawodnik przebiegł maraton w rekordowym czasie.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Sporcu maratonu rekor sürede koştu.
🇨🇳 چینی
这位运动员以创纪录的时间跑完了马拉松。
🇮🇷 فارسی
این ورزشکار ماراتن را در زمان رکورد زد.
🇻🇳 ویتنامی
Vận động viên chạy marathon trong thời gian kỷ lục.
🇨🇿 چکی
Atlet uběhl maraton v rekordním čase.
🇮🇩 اندونزیایی
Atlet tersebut berlari maraton dalam waktu singkat.
🇰🇷 کرهای
그 운동선수는 기록적인 시간 내에 마라톤을 완주했습니다.
🇸🇦 عربی
ركض الرياضي الماراثون في وقت قياسي.
🇭🇺 مجاری
A sportoló rekordidő alatt futotta le a maratont.
🇸🇪 سوئدی
Idrottaren sprang maraton på rekordtid.
🇷🇴 رومانیایی
Sportivul a alergat maratonul în timp record.
🇬🇷 یونانی
Ο αθλητής έτρεξε τον μαραθώνιο σε χρόνο ρεκόρ.
🇩🇰 دانمارکی
Atleten løb maraton på rekordtid.
🇫🇮 فنلاندی
Urheilija juoksi maratonin ennätysajassa.
🇮🇱 عبری
הספורטאי רץ את המרתון בזמן שיא.
🇸🇰 اسلواکی
Športovec zabehol maratón v rekordnom čase.
🇹🇭 تایلندی
นักกีฬาวิ่งมาราธอนด้วยเวลาเป็นประวัติการณ์
🇧🇬 بلغاری
Спортистът пробяга маратона за рекордно време.
🇭🇷 کروات
Sportaš je istrčao maraton u rekordnom vremenu.
🇳🇴 نروژی
Utøveren løp maraton på rekordtid.
🇱🇹 لیتوانیایی
Sportininkas maratoną įveikė rekordiškai greitai.
🇷🇸 صربی
Спортиста је маратон истрчао у рекордном времену.
🇸🇮 اسلوونیایی
Športnik je maraton pretekel v rekordnem času.
🇪🇸 کاتالان
L'atleta va córrer la marató en un temps rècord.
🇪🇪 استونیایی
Sportlane läbis maratoni rekordajaga.
🇱🇻 لتونیایی
Sportists maratonu veica rekordīsā laikā.
🇮🇳 هندی
एथलीट ने रिकॉर्ड समय में मैराथन दौड़ लगाई।
🇧🇩 بنگالی
অ্যাথলিট রেকর্ড সময়ে ম্যারাথন দৌড়ে।
🇵🇭 فیلیپینی
Ang atleta ay tumakbo sa marathon sa record na oras.
🇲🇾 مالایی
Atlet itu berlari maraton dalam masa yang singkat.
🇵🇰 اردو
ایتھلیٹ نے ریکارڈ وقت میں میراتھن دوڑی۔
🇦🇱 آلبانیایی
Atletja vrapoi maratonën në kohë rekord.
🇻🇦 لاتین
Athleta Marathone recordatio temporis cucurrit.
💚 اسپرانتو
La atleto kuris la maratonon en rekorda tempo.
👽 کلینگون
The athlete ran the marathon in record time.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
İdmançı marafonda rekord müddətdə qaçıb.
🇪🇸 گالیسیایی
O deportista correu a maratón nun tempo récord.
🇮🇳 تامیلی
தடகள வீரர் சாதனை நேரத்தில் மாரத்தான் ஓட்டத்தை நடத்தினார்.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
این اتلاف وقت است (in etlaf-e vaght ast)
ورزشکار در قفسه سینه، شکم، پا، زانو و پاهایش احساس خستگی کرد (varzeshkar dar ghafaseh-ye sineh, shekam, pa, zanoo va pahayash ehsas-e khastegi kard)
اعتماد زمان می برد تا رشد کند.
از اینجا تا فرودگاه چقدر طول می کشد؟
پرواز به دلیل بدی آب و هوا دو ساعت تاخیر داشت.
این کارشناس اثرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را توصیه کرد.
تیم تحقیقاتی تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را کشف کردند.
مشتری تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را درخواست کرد.
ما تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را برنامه ریزی می کنیم.
دولت اثرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را تایید کرد.
این متخصص تغذیه تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را پیشنهاد کرد.
این وکیل تاثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را توضیح داد.
آنها تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را سازماندهی کردند.
او تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را ارائه کرد.
او تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را درک کرد.
ما تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را آموختیم.
مهندس تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را ترسیم کرد.
دانش آموز در مورد تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه تحقیق کرد.
ما شاهد تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه هستیم.
او از تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه عکس گرفت.
او تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را ثابت کرد.
دکتر اثرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را تجویز کرد.
معلم تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را آموزش داد.
آنها تأثیرات آب و هوا را بر کشاورزی منطقه کاشتند.
من تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را دریافت کردم.
معمار تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را برنامه ریزی کرد.
این روزنامه نگار با تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه مصاحبه کرد.
این تکنسین تأثیرات آب و هوا را بر کشاورزی منطقه آزمایش کرد.
ما تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را در نظر می گیریم.
او تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را حفظ کرد.
تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را پاکسازی کرد.
آنها تأثیرات آب و هوا را بر کشاورزی منطقه احیا کردند.
راننده در مورد تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه بحث کرد.
این عکاس تاثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را ثبت کرده است.
ما تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را جشن می گیریم.