🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "تیم به هدف فروش در ماه رسید." in other languages
تیم به هدف فروش در ماه رسید.
See how to say the phrase تیم به هدف فروش در ماه رسید. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The team hit the sales goal for the month.
🇪🇸 اسپانیایی
El equipo alcanzó el objetivo de ventas del mes.
🇩🇪 آلمانی
Das Team hat das Umsatzziel für den Monat erreicht.
🇯🇵 ژاپنی
チームはその月の売上目標を達成しました。
🇫🇷 فرانسوی
L'équipe a atteint l'objectif de ventes pour le mois.
🇧🇷 پرتغالی
A equipe bateu a meta de vendas do mês.
🇷🇺 روسی
Команда достигла цели по продажам за месяц.
🇮🇹 ایتالیایی
Il team ha raggiunto l'obiettivo di vendita del mese.
🇳🇱 هلندی
Het team bereikte de verkoopdoelstelling voor de maand.
🇵🇱 لهستانی
Zespół osiągnął docelowy poziom sprzedaży na dany miesiąc.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Ekip bu ayki satış hedefine ulaştı.
🇨🇳 چینی
团队完成了当月的销售目标。
🇮🇷 فارسی
تیم به هدف فروش در ماه رسید.
🇻🇳 ویتنامی
Nhóm đã đạt được mục tiêu bán hàng trong tháng.
🇨🇿 چکی
Tým dosáhl prodejního cíle pro daný měsíc.
🇮🇩 اندونزیایی
Tim mencapai target penjualan untuk bulan tersebut.
🇰🇷 کرهای
팀은 이번 달 판매 목표를 달성했습니다.
🇸🇦 عربی
وصل الفريق إلى هدف المبيعات لهذا الشهر.
🇭🇺 مجاری
A csapat elérte a havi értékesítési célt.
🇸🇪 سوئدی
Teamet nådde försäljningsmålet för månaden.
🇷🇴 رومانیایی
Echipa a atins obiectivul de vânzări pentru luna.
🇬🇷 یونانی
Η ομάδα πέτυχε τον στόχο πωλήσεων του μήνα.
🇩🇰 دانمارکی
Holdet nåede salgsmålet for måneden.
🇫🇮 فنلاندی
Ryhmä saavutti kuukauden myyntitavoitteen.
🇮🇱 عبری
הצוות הגיע ליעד המכירות לחודש.
🇸🇰 اسلواکی
Tím dosiahol predajný cieľ za mesiac.
🇹🇭 تایلندی
ทีมงานบรรลุเป้าหมายยอดขายประจำเดือนนี้แล้ว
🇧🇬 بلغاری
Екипът достигна целта за продажби за месеца.
🇭🇷 کروات
Tim je postigao cilj prodaje za ovaj mjesec.
🇳🇴 نروژی
Teamet nådde salgsmålet for måneden.
🇱🇹 لیتوانیایی
Komanda pasiekė mėnesio pardavimo tikslą.
🇷🇸 صربی
Тим је постигао циљ продаје за месец.
🇸🇮 اسلوونیایی
The team reached the sales target for the month.
🇪🇸 کاتالان
L'equip va assolir l'objectiu de vendes per al mes.
🇪🇪 استونیایی
Meeskond saavutas kuu müügieesmärgi.
🇱🇻 لتونیایی
Komanda sasniedza mēneša pārdošanas mērķi.
🇮🇳 هندی
टीम महीने के बिक्री लक्ष्य तक पहुंच गई।
🇧🇩 بنگالی
দলটি মাসের জন্য বিক্রয় লক্ষ্যে পৌঁছেছে।
🇵🇭 فیلیپینی
Naabot ng team ang target na benta para sa buwan.
🇲🇾 مالایی
Pasukan mencapai sasaran jualan untuk bulan tersebut.
🇵🇰 اردو
ٹیم مہینے کے لیے سیلز ہدف تک پہنچ گئی۔
🇦🇱 آلبانیایی
Ekipi arriti objektivin e shitjeve për muajin.
🇻🇦 لاتین
Turma venditionis scopum ad mensem attigit.
💚 اسپرانتو
La teamo atingis la vendocelon por la monato.
👽 کلینگون
The team hit the sales goal for the month.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Komanda ayın satış hədəfinə çatdı.
🇪🇸 گالیسیایی
O equipo alcanzou o obxectivo de vendas para o mes.
🇮🇳 تامیلی
குழு மாதத்திற்கான விற்பனை இலக்கை அடைந்தது.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
دیروز ماه را بستیم، اکنون سال را آغاز میکنیم و فردا برنامهریزی میکنیم (dirooz mah ra bastim, aknoon sal ra aghaz mikonim va farda barnameh-rizi mikonim)
آرزو و هدف بزرگ من ساختن آینده ای بهتر برای همه است. (arezo ve cpehdaf bozorg man sakhtan ayandeh i bacpehtar baraye cpehmeh est.)
برای تحقق بخشیدن به رویای خود و رسیدن به هدف، به شجاعت زیادی نیاز دارید. (baraye tahgh bakhshidan bah royaye khod ve residan bah cpehdaf, bah shojaat zyadi niaz darid.)
هدف من صحبت کردن به زبان دیگری است.
قیمت این دستگاه در این ماه کاهش چشمگیری داشته است.
در این ماه باید در مصرف برق صرفه جویی کنیم.
متخصص یک کارمند جدید را به تیم فروش توصیه کرد.
تیم تحقیقاتی یک کارمند جدید برای تیم فروش کشف کردند.
مشتری یک کارمند جدید برای تیم فروش درخواست کرد.
ما یک کارمند جدید برای تیم فروش تعیین کرده ایم.
دولت کارمند جدیدی را برای تیم فروش تایید کرد.
متخصص تغذیه کارمند جدیدی را برای تیم فروش پیشنهاد کرد.
وکیل یک کارمند جدید را به تیم فروش توضیح داد.
آنها کارمند جدیدی را برای تیم فروش سازماندهی کردند.
او یک کارمند جدید را به تیم فروش معرفی کرد.
او یک کارمند جدید برای تیم فروش خرید.
ما یک کارمند جدید به تیم فروش اضافه کرده ایم.
مهندس کارمند جدیدی را برای تیم فروش طراحی کرد.
دانش آموز در مورد یک کارمند جدید برای تیم فروش تحقیق کرد.
ما به یک کارمند جدید در تیم فروش خوش آمد می گوییم.
او از یک کارمند جدید برای تیم فروش عکس گرفت.
او یک کارمند جدید را برای تیم فروش تعمیر کرد.
دکتر کارمند جدیدی را برای تیم فروش تجویز کرد.
معلم به یک کارمند جدید برای تیم فروش آموزش داد.
آنها یک کارمند جدید در تیم فروش کاشتند.
من به یک کارمند جدید در تیم فروش خوش آمد گفتم.
معمار یک کارمند جدید برای تیم فروش برنامه ریزی کرد.
روزنامه نگار با یک کارمند جدید تیم فروش مصاحبه کرد.
تکنسین کارمند جدیدی را برای تیم فروش آزمایش کرد.
ما یک کارمند جدید برای تیم فروش استخدام کردیم.
او یک کارمند جدید را برای تیم فروش تزئین کرد.
او یک کارمند جدید را برای تیم فروش ترخیص کرد.
آنها یک کارمند جدید را به تیم فروش بازگرداندند.
راننده یک کارمند جدید را به تیم فروش هدایت کرد.
عکاس یک کارمند جدید برای تیم فروش ثبت کرد.
ما اضافه شدن جدید به تیم فروش را جشن می گیریم.
این آزمایشگاه گردش کار پلت فرم فروش را آزمایش کرد.
کمیسیون گردش کار پلت فرم فروش را بررسی کرد.
هیئت مدیره گردش کار پلت فرم فروش را تایید کرد.
تیم ما گردش کار پلت فرم فروش را پیاده سازی کرد.
دانشمند گردش کار پلت فرم فروش را تأیید کرد.
معمار گردش کار پلت فرم فروش را طراحی کرد.
محقق گردش کار پلت فرم فروش را منتشر کرد.
ما گردش کار پلت فرم فروش را بررسی می کنیم.
گردش کار پلت فرم فروش را بهینه کرد.
او گردش کار پلت فرم فروش را توسعه داد.
آنها گردش کار پلت فرم فروش را خودکار کردند.
کارشناس گردش کار پلت فرم فروش را پیشنهاد کرد.
هیئت مدیره گردش کار پلت فرم فروش را مجاز کرد.
ما گردش کار پلت فرم فروش را بررسی می کنیم.
گردش کار پلت فرم فروش را مدرن کرد.
او گردش کار پلت فرم فروش را پیکربندی کرد.
پزشک متخصص در جریان کار پلت فرم فروش شرکت کرد.
استاد فوق لیسانس گردش کار پلت فرم فروش را تدریس می کرد.
آنها گردش کار پلت فرم فروش را نصب کردند.
من گردش کار پلت فرم فروش را درخواست کردم.
مهندس عمران بر گردش کار پلت فرم فروش نظارت داشت.
این تحلیلگر مالی گردش کار پلت فرم فروش را بررسی کرد.
تکنسین فناوری اطلاعات گردش کار پلت فرم فروش را بازیابی کرد.
ما گردش کار پلت فرم فروش را قرارداد می کنیم.
او گردش کار پلت فرم فروش را سفارشی کرد.
گردش کار پلت فرم فروش را همگام کرد.
آنها گردش کار پلت فرم فروش را بازنگری کردند.
پایلوت آزمایشی گردش کار پلت فرم فروش را هدایت کرد.
عکاس حرفه ای گردش کار پلت فرم فروش را ثبت کرد.
ما به گردش کار پلت فرم فروش پاداش می دهیم.
شهردار گردش کار پلت فرم فروش را اعلام کرد.
مهندس محیط زیست گردش کار پلت فرم فروش را ارائه کرد.
شرکت ما گردش کار پلت فرم فروش را به ثبت رسانده است.
هیئت نظارت گردش کار پلت فرم فروش را تایید کرد.