🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "هیئت مدیره به سبد سرمایه گذاری مشتریان مجوز داد." in other languages
هیئت مدیره به سبد سرمایه گذاری مشتریان مجوز داد.
See how to say the phrase هیئت مدیره به سبد سرمایه گذاری مشتریان مجوز داد. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The board authorized the clients' investment portfolio.
🇪🇸 اسپانیایی
El directorio autorizó la cartera de inversiones de los clientes.
🇩🇪 آلمانی
Der Vorstand genehmigte das Anlageportfolio der Kunden.
🇯🇵 ژاپنی
理事会は顧客の投資ポートフォリオを承認した。
🇫🇷 فرانسوی
Le conseil d'administration a autorisé le portefeuille de placements des clients.
🇧🇷 پرتغالی
A diretoria autorizou a carteira de investimentos dos clientes.
🇷🇺 روسی
Совет утвердил инвестиционный портфель клиентов.
🇮🇹 ایتالیایی
Il consiglio ha autorizzato il portafoglio di investimenti dei clienti.
🇳🇱 هلندی
Het bestuur heeft toestemming gegeven voor de beleggingsportefeuille van de klant.
🇵🇱 لهستانی
Zarząd zatwierdził portfel inwestycyjny klientów.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Kurul müşterilerin yatırım portföyüne yetki verdi.
🇨🇳 چینی
董事会授权客户的投资组合。
🇮🇷 فارسی
هیئت مدیره به سبد سرمایه گذاری مشتریان مجوز داد.
🇻🇳 ویتنامی
Hội đồng quản trị đã phê duyệt danh mục đầu tư của khách hàng.
🇨🇿 چکی
Představenstvo schválilo investiční portfolio klientů.
🇮🇩 اندونزیایی
Dewan mengesahkan portofolio investasi klien.
🇰🇷 کرهای
이사회는 고객의 투자 포트폴리오를 승인했습니다.
🇸🇦 عربی
وافق مجلس الإدارة على المحفظة الاستثمارية للعملاء.
🇭🇺 مجاری
Az igazgatóság engedélyezte az ügyfelek befektetési portfólióját.
🇸🇪 سوئدی
Styrelsen godkände kundernas investeringsportfölj.
🇷🇴 رومانیایی
Consiliul de administrație a autorizat portofoliul de investiții al clienților.
🇬🇷 یونانی
Το διοικητικό συμβούλιο ενέκρινε το επενδυτικό χαρτοφυλάκιο των πελατών.
🇩🇰 دانمارکی
Bestyrelsen godkendte kundernes investeringsportefølje.
🇫🇮 فنلاندی
Hallitus hyväksyi asiakkaiden sijoitussalkun.
🇮🇱 عبری
הדירקטוריון אישר את תיק ההשקעות של הלקוחות.
🇸🇰 اسلواکی
Predstavenstvo schválilo investičné portfólio klientov.
🇹🇭 تایلندی
คณะกรรมการอนุมัติพอร์ตการลงทุนของลูกค้า
🇧🇬 بلغاری
Бордът разреши инвестиционния портфейл на клиентите.
🇭🇷 کروات
Odbor je odobrio investicijski portfelj klijenata.
🇳🇴 نروژی
Styret godkjente kundenes investeringsportefølje.
🇱🇹 لیتوانیایی
Valdyba patvirtino klientų investicijų portfelį.
🇷🇸 صربی
Одбор је одобрио инвестициони портфолио клијената.
🇸🇮 اسلوونیایی
Upravni odbor je odobril naložbeni portfelj strank.
🇪🇸 کاتالان
El consell va autoritzar la cartera d'inversions dels clients.
🇪🇪 استونیایی
Juhatus kinnitas klientide investeerimisportfelli.
🇱🇻 لتونیایی
Valde apstiprināja klientu ieguldījumu portfeli.
🇮🇳 هندی
बोर्ड ने ग्राहकों के निवेश पोर्टफोलियो को अधिकृत किया।
🇧🇩 بنگالی
বোর্ড গ্রাহকদের বিনিয়োগ পোর্টফোলিও অনুমোদিত.
🇵🇭 فیلیپینی
Pinahintulutan ng board ang portfolio ng pamumuhunan ng mga kliyente.
🇲🇾 مالایی
Lembaga membenarkan portfolio pelaburan pelanggan.
🇵🇰 اردو
بورڈ نے کلائنٹس کے انویسٹمنٹ پورٹ فولیو کی اجازت دی۔
🇦🇱 آلبانیایی
Bordi autorizoi portofolin e investimeve të klientëve.
🇻🇦 لاتین
Tabula auctoritate clientium portfolio.
💚 اسپرانتو
La estraro rajtigis investan biletujon de la klientoj.
👽 کلینگون
The board authorized the clients' investment portfolio.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Şura müştərilərin investisiya portfelinə icazə verib.
🇪🇸 گالیسیایی
O consello autorizou a carteira de investimentos dos clientes.
🇮🇳 تامیلی
வாரியம் வாடிக்கையாளர்களின் முதலீட்டு இலாகாவை அங்கீகரித்துள்ளது.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
این آزمایشگاه سبد سرمایه گذاری مشتریان را مورد آزمایش قرار داد.
این کمیسیون سبد سرمایه گذاری مشتریان را مورد بررسی قرار داد.
هیئت مدیره سبد سرمایه گذاری مشتریان را تایید کرد.
تیم ما سبد سرمایه گذاری مشتریان را اجرا کرد.
این دانشمند سبد سرمایه گذاری مشتریان را تایید کرد.
معمار سبد سرمایه گذاری مشتریان را طراحی کرد.
محقق سبد سرمایه گذاری مشتریان را منتشر کرد.
ما سبد سرمایه گذاری مشتریان را ممیزی می کنیم.
او سبد سرمایه گذاری مشتریان را بهینه کرد.
او سبد سرمایه گذاری مشتریان را توسعه داد.
آنها سبد سرمایه گذاری مشتریان را خودکار کردند.
این متخصص سبد سرمایه گذاری مشتریان را پیشنهاد کرد.
ما سبد سرمایه گذاری مشتریان را بررسی می کنیم.
این سبد سرمایه گذاری مشتریان را مدرن کرد.
او سبد سرمایه گذاری مشتریان را پیکربندی کرد.
دکتر متخصص به سبد سرمایه گذاری مشتریان رسیدگی کرد.
استاد کارشناس ارشد به آموزش سبد سرمایه گذاری مشتریان پرداخت.
آنها سبد سرمایه گذاری مشتریان را نصب کردند.
من سبد سرمایه گذاری مشتریان را درخواست کردم.
مهندس عمران بر سبد سرمایه گذاری مشتریان نظارت داشت.
تحلیلگر مالی سبد سرمایه گذاری مشتریان را بررسی کرد.
تکنسین فناوری اطلاعات سبد سرمایه گذاری مشتریان را بازسازی کرد.
ما سبد سرمایه گذاری مشتریان را قرارداد می کنیم.
او سبد سرمایه گذاری مشتریان را شخصی کرد.
این سبد سرمایه گذاری مشتریان را هماهنگ کرد.
آنها سبد سرمایه گذاری مشتریان را اصلاح کرده اند.
آزمایشی نمونه کارها سرمایه گذاری مشتریان را انجام داد.
عکاس حرفه ای از مجموعه سرمایه گذاری مشتریان عکس گرفت.
ما به پرتفوی سرمایه گذاری مشتریان پاداش می دهیم.
شهردار سبد سرمایه گذاری مددجویان را اعلام کرد.
مهندس محیط زیست سبد سرمایه گذاری مشتریان را ارائه کرد.
شرکت ما سبد سرمایه گذاری مشتریان را به ثبت رسانده است.