🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "این کمیسیون سبد سرمایه گذاری مشتریان را مورد بررسی قرار داد." in other languages
این کمیسیون سبد سرمایه گذاری مشتریان را مورد بررسی قرار داد.
See how to say the phrase این کمیسیون سبد سرمایه گذاری مشتریان را مورد بررسی قرار داد. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The committee examined the clients' investment portfolio.
🇪🇸 اسپانیایی
La comisión examinó la cartera de inversiones de los clientes.
🇩🇪 آلمانی
Die Kommission untersuchte das Anlageportfolio der Kunden.
🇯🇵 ژاپنی
委員会は顧客の投資ポートフォリオを調査した。
🇫🇷 فرانسوی
La commission a examiné le portefeuille d'investissement des clients.
🇧🇷 پرتغالی
A comissão examinou a carteira de investimentos dos clientes.
🇷🇺 روسی
Комиссия рассмотрела инвестиционный портфель клиентов.
🇮🇹 ایتالیایی
La commissione ha esaminato il portafoglio di investimenti dei clienti.
🇳🇱 هلندی
De commissie heeft de beleggingsportefeuille van de klanten onderzocht.
🇵🇱 لهستانی
Komisja zbadała portfel inwestycyjny klientów.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Komisyon müşterilerin yatırım portföyünü inceledi.
🇨🇳 چینی
该委员会审查了客户的投资组合。
🇮🇷 فارسی
این کمیسیون سبد سرمایه گذاری مشتریان را مورد بررسی قرار داد.
🇻🇳 ویتنامی
Ủy ban đã kiểm tra danh mục đầu tư của khách hàng.
🇨🇿 چکی
Komise zkoumala investiční portfolio klientů.
🇮🇩 اندونزیایی
Komisi memeriksa portofolio investasi klien.
🇰🇷 کرهای
위원회는 고객의 투자 포트폴리오를 조사했습니다.
🇸🇦 عربی
وقامت اللجنة بفحص المحفظة الاستثمارية للعملاء.
🇭🇺 مجاری
A bizottság megvizsgálta az ügyfelek befektetési portfólióját.
🇸🇪 سوئدی
Kommissionen granskade kundernas investeringsportfölj.
🇷🇴 رومانیایی
Comisia a examinat portofoliul de investiții al clienților.
🇬🇷 یونانی
Η επιτροπή εξέτασε το επενδυτικό χαρτοφυλάκιο των πελατών.
🇩🇰 دانمارکی
Kommissionen undersøgte kundernes investeringsportefølje.
🇫🇮 فنلاندی
Komissio tutki asiakkaiden sijoitussalkun.
🇮🇱 عبری
הוועדה בחנה את תיק ההשקעות של הלקוחות.
🇸🇰 اسلواکی
Komisia skúmala investičné portfólio klientov.
🇹🇭 تایلندی
คณะกรรมการตรวจสอบพอร์ตการลงทุนของลูกค้า
🇧🇬 بلغاری
Комисията провери инвестиционния портфейл на клиентите.
🇭🇷 کروات
Komisija je pregledala investicijski portfelj klijenata.
🇳🇴 نروژی
Kommisjonen undersøkte kundenes investeringsportefølje.
🇱🇹 لیتوانیایی
Komisija išnagrinėjo klientų investicijų portfelį.
🇷🇸 صربی
Комисија је испитала инвестициони портфолио клијената.
🇸🇮 اسلوونیایی
Komisija je pregledala naložbeni portfelj strank.
🇪🇸 کاتالان
La comissió va examinar la cartera d'inversions dels clients.
🇪🇪 استونیایی
Komisjon uuris klientide investeerimisportfelli.
🇱🇻 لتونیایی
Komisija pārbaudīja klientu ieguldījumu portfeli.
🇮🇳 هندی
आयोग ने ग्राहकों के निवेश पोर्टफोलियो की जांच की।
🇧🇩 بنگالی
কমিশন গ্রাহকদের বিনিয়োগ পোর্টফোলিও পরীক্ষা করেছে।
🇵🇭 فیلیپینی
Sinuri ng komisyon ang portfolio ng pamumuhunan ng mga kliyente.
🇲🇾 مالایی
Suruhanjaya meneliti portfolio pelaburan pelanggan.
🇵🇰 اردو
کمیشن نے گاہکوں کے سرمایہ کاری کے پورٹ فولیو کی جانچ کی۔
🇦🇱 آلبانیایی
Komisioni shqyrtoi portofolin e investimeve të klientëve.
🇻🇦 لاتین
Commissio librarium obsidionis clientium examinavit.
💚 اسپرانتو
La komisiono ekzamenis la investan biletujon de la klientoj.
👽 کلینگون
The committee examined the clients' investment portfolio.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Komissiya müştərilərin investisiya portfelini araşdırıb.
🇪🇸 گالیسیایی
A comisión examinou a carteira de investimentos dos clientes.
🇮🇳 تامیلی
வாடிக்கையாளர்களின் முதலீட்டு இலாகாவை ஆணையம் ஆய்வு செய்தது.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
این آزمایشگاه سبد سرمایه گذاری مشتریان را مورد آزمایش قرار داد.
هیئت مدیره سبد سرمایه گذاری مشتریان را تایید کرد.
تیم ما سبد سرمایه گذاری مشتریان را اجرا کرد.
این دانشمند سبد سرمایه گذاری مشتریان را تایید کرد.
معمار سبد سرمایه گذاری مشتریان را طراحی کرد.
محقق سبد سرمایه گذاری مشتریان را منتشر کرد.
ما سبد سرمایه گذاری مشتریان را ممیزی می کنیم.
او سبد سرمایه گذاری مشتریان را بهینه کرد.
او سبد سرمایه گذاری مشتریان را توسعه داد.
آنها سبد سرمایه گذاری مشتریان را خودکار کردند.
این متخصص سبد سرمایه گذاری مشتریان را پیشنهاد کرد.
هیئت مدیره به سبد سرمایه گذاری مشتریان مجوز داد.
ما سبد سرمایه گذاری مشتریان را بررسی می کنیم.
این سبد سرمایه گذاری مشتریان را مدرن کرد.
او سبد سرمایه گذاری مشتریان را پیکربندی کرد.
دکتر متخصص به سبد سرمایه گذاری مشتریان رسیدگی کرد.
استاد کارشناس ارشد به آموزش سبد سرمایه گذاری مشتریان پرداخت.
آنها سبد سرمایه گذاری مشتریان را نصب کردند.
من سبد سرمایه گذاری مشتریان را درخواست کردم.
مهندس عمران بر سبد سرمایه گذاری مشتریان نظارت داشت.
تحلیلگر مالی سبد سرمایه گذاری مشتریان را بررسی کرد.
تکنسین فناوری اطلاعات سبد سرمایه گذاری مشتریان را بازسازی کرد.
ما سبد سرمایه گذاری مشتریان را قرارداد می کنیم.
او سبد سرمایه گذاری مشتریان را شخصی کرد.
این سبد سرمایه گذاری مشتریان را هماهنگ کرد.
آنها سبد سرمایه گذاری مشتریان را اصلاح کرده اند.
آزمایشی نمونه کارها سرمایه گذاری مشتریان را انجام داد.
عکاس حرفه ای از مجموعه سرمایه گذاری مشتریان عکس گرفت.
ما به پرتفوی سرمایه گذاری مشتریان پاداش می دهیم.
شهردار سبد سرمایه گذاری مددجویان را اعلام کرد.
مهندس محیط زیست سبد سرمایه گذاری مشتریان را ارائه کرد.
شرکت ما سبد سرمایه گذاری مشتریان را به ثبت رسانده است.