🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "معمار اتوبوس توریستی را در مسیر کوهستانی طراحی کرد." in other languages
معمار اتوبوس توریستی را در مسیر کوهستانی طراحی کرد.
See how to say the phrase معمار اتوبوس توریستی را در مسیر کوهستانی طراحی کرد. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The architect planned the tour bus along the mountain route.
🇪🇸 اسپانیایی
El arquitecto proyectó el autobús turístico a lo largo de la ruta de montaña.
🇩🇪 آلمانی
Der Architekt plante den Touristenbus entlang der Bergstrecke.
🇯🇵 ژاپنی
建築家は山岳ルートに沿った観光バスを計画した。
🇫🇷 فرانسوی
L'architecte a prévu le bus touristique le long de la route de montagne.
🇧🇷 پرتغالی
O arquiteto planejou o ônibus de turismo pela rota das montanhas.
🇷🇺 روسی
Архитектор спланировал туристический автобус по горному маршруту.
🇮🇹 ایتالیایی
L'architetto ha progettato l'autobus turistico lungo il percorso di montagna.
🇳🇱 هلندی
De architect plande de toeristenbus langs de bergroute.
🇵🇱 لهستانی
Architekt zaplanował autobus turystyczny na trasie górskiej.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Mimar turist otobüsünü dağ yolu boyunca planladı.
🇨🇳 چینی
建筑师规划了沿着山路行驶的旅游巴士。
🇮🇷 فارسی
معمار اتوبوس توریستی را در مسیر کوهستانی طراحی کرد.
🇻🇳 ویتنامی
Kiến trúc sư đã quy hoạch xe buýt du lịch dọc theo tuyến đường núi.
🇨🇿 چکی
Turistický autobus architekt naplánoval podél horské trasy.
🇮🇩 اندونزیایی
Arsitek merencanakan bus wisata di sepanjang jalur pegunungan.
🇰🇷 کرهای
건축가는 산길을 따라 관광버스를 계획했다.
🇸🇦 عربی
خطط المهندس المعماري للحافلة السياحية على طول الطريق الجبلي.
🇭🇺 مجاری
Az építész a turistabuszt a hegyi útvonal mentén tervezte.
🇸🇪 سوئدی
Arkitekten planerade turistbussen längs bergsvägen.
🇷🇴 رومانیایی
Arhitectul a proiectat autobuzul turistic de-a lungul traseului montan.
🇬🇷 یونانی
Ο αρχιτέκτονας σχεδίασε το τουριστικό λεωφορείο κατά μήκος της ορεινής διαδρομής.
🇩🇰 دانمارکی
Arkitekten planlagde turistbussen langs bjergruten.
🇫🇮 فنلاندی
Arkkitehti suunnitteli turistibussin vuoristoreitin varrelle.
🇮🇱 عبری
האדריכל תכנן את אוטובוס התיירים לאורך תוואי ההר.
🇸🇰 اسلواکی
Turistický autobus architekt naplánoval po horskej trase.
🇹🇭 تایلندی
สถาปนิกได้วางแผนรถบัสท่องเที่ยวไปตามเส้นทางภูเขา
🇧🇬 بلغاری
Архитектът планира туристическия автобус по планинския маршрут.
🇭🇷 کروات
Arhitekt je planirao turistički autobus duž planinske rute.
🇳🇴 نروژی
Arkitekten planla turistbussen langs fjellveien.
🇱🇹 لیتوانیایی
Turistinį autobusą architektas suplanavo kalnų maršrutu.
🇷🇸 صربی
Архитекта је планирао туристички аутобус планинском рутом.
🇸🇮 اسلوونیایی
Turistični avtobus je arhitekt načrtoval po planinski poti.
🇪🇸 کاتالان
L'arquitecte va projectar l'autobús turístic al llarg de la ruta de muntanya.
🇪🇪 استونیایی
Arhitekt kavandas turismibussi mööda mägiteed.
🇱🇻 لتونیایی
Arhitekts tūristu autobusu plānoja pa kalnu maršrutu.
🇮🇳 هندی
वास्तुकार ने पर्वतीय मार्ग पर पर्यटक बस की योजना बनाई।
🇧🇩 بنگالی
পাহাড়ি পথ ধরে ট্যুরিস্ট বাসের পরিকল্পনা করেছিলেন স্থপতি।
🇵🇭 فیلیپینی
Pinlano ng arkitekto ang bus ng turista sa ruta ng bundok.
🇲🇾 مالایی
Arkitek merancang bas pelancong di sepanjang laluan gunung.
🇵🇰 اردو
معمار نے پہاڑی راستے کے ساتھ ٹورسٹ بس کا منصوبہ بنایا۔
🇦🇱 آلبانیایی
Arkitekti planifikoi autobusin turistik përgjatë rrugës malore.
🇻🇦 لاتین
Faber iter urbis bus per montem cogitavit.
💚 اسپرانتو
La arkitekto planis la turisman buson laŭ la montara vojo.
👽 کلینگون
The architect planned the tour bus along the mountain route.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Memar turist avtobusunu dağ yolu ilə planlaşdırıb.
🇪🇸 گالیسیایی
O arquitecto proxectou o autobús turístico ao longo da ruta da montaña.
🇮🇳 تامیلی
கட்டிடக் கலைஞர் மலைப் பாதையில் சுற்றுலாப் பேருந்தைத் திட்டமிட்டார்.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
مردم در شهر ترجیح میدهند از ماشین استفاده کنند، دوچرخهسواری کنند یا اتوبوس سوار شوند (mardom dar shahr tarjih midahand az mashin estefade konand, docharkheh-savari konand ya otoboos savar shavand)
آیا این اتوبوس به مرکز می رود؟
معمار یک خانه مدرن طراحی کرد.
با هم منتظر اتوبوس هستند.
اتوبوس ساعت هشت صبح را از دست دادم.
معمار نقشه های خانه جدید را ترسیم کرد.
معمار یک ساختمان مدرن طراحی کرد.
این کارشناس اتوبوس توریستی را از مسیر کوهستانی توصیه کرد.
تیم تحقیقاتی اتوبوس تور را از طریق مسیر کوهستانی کشف کردند.
مشتری اتوبوس تور را از طریق مسیر کوهستانی درخواست کرد.
اتوبوس تور را از مسیر کوهستانی رزرو کردیم.
دولت اتوبوس توریستی در مسیر کوهستانی را تصویب کرد.
متخصص تغذیه اتوبوس توریستی را از مسیر کوهستانی پیشنهاد کرد.
وکیل اتوبوس تور را در مسیر کوهستان توضیح داد.
آنها اتوبوس تور را در مسیر کوهستانی سازماندهی کردند.
او اتوبوس تور را در مسیر کوهستانی معرفی کرد.
اتوبوس تور را برای مسیر کوهستانی خرید.
با اتوبوس تور از مسیر کوهستانی عبور کردیم.
مهندس اتوبوس توریستی را در مسیر کوهستان طراحی کرد.
دانش آموز در مورد اتوبوس توریستی در مسیر کوهستان تحقیق کرد.
اتوبوس تور را در مسیر کوهستان تماشا کردیم.
او از اتوبوس تور در مسیر کوهستان عکاسی کرد.
اتوبوس تور را در مسیر کوهستان تعمیر کرد.
دکتر اتوبوس توریستی را از مسیر کوهستانی تجویز کرد.
معلم اتوبوس توریستی را در مسیر کوهستان آموزش داد.
اتوبوس تور را در مسیر کوهستان کاشتند.
اتوبوس تور را از مسیر کوهستان دریافت کردم.
معمار یک رژیم غذایی جدید غنی از ویتامین ها را برنامه ریزی کرد.
معمار جزئیات قرارداد کار جدید را برنامه ریزی کرد.
معمار نصب سیستم انرژی خورشیدی را برنامه ریزی کرد.
معمار یک کنفرانس آنلاین در مورد پایداری برنامه ریزی کرد.
معمار لایحه جدید حفاظت از محیط زیست را برنامه ریزی کرد.
معمار یک برنامه ورزشی روتین برای سلامت ستون فقرات برنامه ریزی کرد.
معمار حقوق مصرف کنندگان در معامله را برنامه ریزی کرد.
معمار یک رویداد فرهنگی رایگان برای جامعه برنامه ریزی کرد.
معمار پیشنهاد نوآوری فناوری را برای شرکت برنامه ریزی کرد.
معمار تجهیزات پیشرفته ای را برای دفتر برنامه ریزی کرد.
معمار برنامه نویسی پیشرفته و تکنیک های هوش مصنوعی را برنامه ریزی کرد.
معمار نقشه هیدرولیک ساختمان مسکونی را طراحی کرد.
معمار تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را برنامه ریزی کرد.
معمار یک مستند جذاب در مورد زندگی دریایی طراحی کرد.
معمار مناظر خیره کننده را در طول سفر برنامه ریزی کرد.
معمار موتور الکتریکی را برای وسیله نقلیه حمل و نقل طراحی کرد.
معمار یک درمان مدرن و موثر در برابر آنفولانزا را طراحی کرد.
معمار مفاهیم اساسی ادبیات کلاسیک را برنامه ریزی کرد.
معمار درختان بومی را در میدان مرکزی محله برنامه ریزی کرد.
معمار یک ایمیل تأیید با همه بلیط ها برنامه ریزی کرد.
معمار طراحی داخلی خانه ساحلی را برنامه ریزی کرد.
معمار دیروز کارشناس امنیت سایبری را برنامه ریزی کرد.
معمار عملیات سرور ابری جدید را برنامه ریزی کرد.
معمار یک کارمند جدید برای تیم فروش برنامه ریزی کرد.
معمار اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه طراحی کرد.
معمار فیلتر هوا را برای سیستم تهویه طراحی کرد.
معمار نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را طراحی کرد.
معمار در طول جشنواره موسیقی لحظات فراموش نشدنی را برنامه ریزی کرد.
معمار برای پیروزی تیم در مسابقات قهرمانی منطقه برنامه ریزی کرد.
خبرنگار با اتوبوس تور در مسیر کوهستانی مصاحبه کرد.
تکنسین اتوبوس تور را در مسیر کوهستان آزمایش کرد.
اتوبوس تور را برای مسیر کوهستانی کرایه کردیم.
او اتوبوس تور را در مسیر کوهستان تزئین کرد.
او اتوبوس تور را در مسیر کوهستان تمیز کرد.
آنها اتوبوس تور را در مسیر کوهستانی بازسازی کردند.
راننده اتوبوس تور را در مسیر کوهستانی رانندگی کرد.
عکاس اتوبوس تور در مسیر کوهستان را شکار کرده است.
اتوبوس تور را در مسیر کوهستان جشن گرفتیم.