🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "معمار درختان بومی را در میدان مرکزی محله برنامه ریزی کرد." in other languages
معمار درختان بومی را در میدان مرکزی محله برنامه ریزی کرد.
See how to say the phrase معمار درختان بومی را در میدان مرکزی محله برنامه ریزی کرد. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The architect planned native trees in the neighborhood central square.
🇪🇸 اسپانیایی
El arquitecto proyectó árboles autóctonos en la plaza central del barrio.
🇩🇪 آلمانی
Der Architekt plante einheimische Bäume auf dem zentralen Platz des Viertels.
🇯🇵 ژاپنی
建築家は近所の中央広場に自生の木を植えることを計画した。
🇫🇷 فرانسوی
L'architecte a prévu des arbres indigènes sur la place centrale du quartier.
🇧🇷 پرتغالی
O arquiteto planejou árvores nativas na praça central do bairro.
🇷🇺 روسی
Архитектор спроектировал местные деревья на центральной площади района.
🇮🇹 ایتالیایی
L'architetto ha progettato alberi autoctoni nella piazza centrale del quartiere.
🇳🇱 هلندی
De architect plande inheemse bomen op het centrale plein van de wijk.
🇵🇱 لهستانی
Architekt zaplanował rodzime drzewa na centralnym placu dzielnicy.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Mimar mahallenin merkez meydanında yerli ağaçlar planladı.
🇨🇳 چینی
建筑师在附近的中心广场规划了本土树木。
🇮🇷 فارسی
معمار درختان بومی را در میدان مرکزی محله برنامه ریزی کرد.
🇻🇳 ویتنامی
Kiến trúc sư đã quy hoạch cây bản địa ở quảng trường trung tâm của khu phố.
🇨🇿 چکی
Architekt naplánoval původní stromy na centrálním náměstí v sousedství.
🇮🇩 اندونزیایی
Arsitek merencanakan pepohonan asli di alun-alun pusat lingkungan itu.
🇰🇷 کرهای
건축가는 동네 중앙 광장에 자생 나무를 계획했습니다.
🇸🇦 عربی
خطط المهندس المعماري للأشجار المحلية في الساحة المركزية بالحي.
🇭🇺 مجاری
Az építész őshonos fákat tervezett a környék központi terére.
🇸🇪 سوئدی
Arkitekten planerade inhemska träd på kvarterets centrala torg.
🇷🇴 رومانیایی
Arhitectul a planificat arbori nativi în piața centrală a cartierului.
🇬🇷 یونانی
Ο αρχιτέκτονας σχεδίασε αυτοφυή δέντρα στην κεντρική πλατεία της γειτονιάς.
🇩🇰 دانمارکی
Arkitekten planlagde indfødte træer på kvarterets centrale plads.
🇫🇮 فنلاندی
Arkkitehti suunnitteli alkuperäisiä puita naapuruston keskusaukiolle.
🇮🇱 عبری
האדריכל תכנן עצים מקומיים בכיכר המרכזית של השכונה.
🇸🇰 اسلواکی
Architekt naplánoval pôvodné stromy na centrálnom námestí v susedstve.
🇹🇭 تایلندی
สถาปนิกได้วางแผนต้นไม้พื้นเมืองในจัตุรัสกลางของย่านนี้
🇧🇬 بلغاری
Архитектът е планирал местни дървета на централния площад в квартала.
🇭🇷 کروات
Arhitekt je planirao autohtono drveće na središnjem trgu u četvrti.
🇳🇴 نروژی
Arkitekten planla innfødte trær på nabolagets sentrale torg.
🇱🇹 لیتوانیایی
Vietinius medžius architektas suplanavo mikrorajono centrinėje aikštėje.
🇷🇸 صربی
Архитекта је планирао аутохтоно дрвеће на централном тргу у комшилуку.
🇸🇮 اسلوونیایی
Arhitekt je načrtoval avtohtona drevesa na osrednjem trgu soseske.
🇪🇸 کاتالان
L'arquitecte va projectar arbres autòctons a la plaça central del barri.
🇪🇪 استونیایی
Naabruskonna keskväljakule kavandas arhitekt põlispuud.
🇱🇻 لتونیایی
Apkaimes centrālajā laukumā arhitekts plānoja vietējos kokus.
🇮🇳 هندی
वास्तुकार ने पड़ोस के केंद्रीय चौराहे पर देशी पेड़ों की योजना बनाई।
🇧🇩 بنگالی
স্থপতি আশেপাশের কেন্দ্রীয় চত্বরে দেশীয় গাছের পরিকল্পনা করেছিলেন।
🇵🇭 فیلیپینی
Ang arkitekto ay nagplano ng mga katutubong puno sa gitnang plaza ng kapitbahayan.
🇲🇾 مالایی
Arkitek merancang pokok asli di dataran tengah kejiranan.
🇵🇰 اردو
معمار نے محلے کے مرکزی چوک میں مقامی درختوں کی منصوبہ بندی کی۔
🇦🇱 آلبانیایی
Arkitekti planifikoi pemë vendase në sheshin qendror të lagjes.
🇻🇦 لاتین
Faber arbores indigenas in platea media viciniae cogitavit.
💚 اسپرانتو
La arkitekto planis indiĝenajn arbojn en la centra placo de la najbareco.
👽 کلینگون
The architect planned native trees in the neighborhood central square.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Memar məhəllənin mərkəzi meydanında yerli ağacları planlaşdırıb.
🇪🇸 گالیسیایی
O arquitecto proxectou árbores autóctonas na praza central do barrio.
🇮🇳 تامیلی
கட்டிடக் கலைஞர் சுற்றுப்புறத்தின் மத்திய சதுக்கத்தில் பூர்வீக மரங்களைத் திட்டமிட்டார்.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
در این کشور، هر خیابان از هر محله به یک میدان تاریخی زیبا منتهی میشود (dar in keshvar, har khiyaban az har mahalleh be yek meydan-e tarikhi-ye ziba montehi mishavad)
شب ها محله خلوت است.
معمار یک خانه مدرن طراحی کرد.
معمار نقشه های خانه جدید را ترسیم کرد.
در میدان محله درخت کاشتیم.
آبنمای وسط میدان زیباست.
معمار یک ساختمان مدرن طراحی کرد.
این کارشناس درختان بومی را در میدان مرکزی محله توصیه کرد.
تیم تحقیقاتی درختان بومی را در میدان مرکزی محله کشف کردند.
مشتری درخواست درختان بومی میدان مرکزی محله را داشت.
درختان بومی را در میدان مرکزی محله برنامه ریزی می کنیم.
دولت درختان بومی را در میدان مرکزی محله تایید کرد.
متخصص تغذیه درختان بومی میدان مرکزی محله را پیشنهاد کرد.
وکیل درختان بومی میدان مرکزی محله را توضیح داد.
آنها درختان بومی را در میدان مرکزی محله سازماندهی کردند.
او درختان بومی را در میدان مرکزی محله ارائه کرد.
او درختان بومی را در میدان مرکزی محله خرید.
با درختان بومی میدان مرکزی محله آشنا شدیم.
این مهندس درختان بومی را در میدان مرکزی محله طراحی کرد.
دانش آموز در مورد درختان بومی میدان مرکزی محله تحقیق کرد.
درختان بومی را در میدان مرکزی محله تماشا کردیم.
او از درختان بومی در میدان مرکزی محله عکاسی کرد.
او درختان بومی میدان مرکزی محله را تعمیر کرد.
دکتر درختان بومی میدان مرکزی محله را تجویز کرد.
معلم درختان بومی را در میدان مرکزی محله آموزش داد.
در میدان مرکزی محله درختان بومی کاشتند.
درختان بومی را در میدان مرکزی محله دریافت کردم.
معمار یک رژیم غذایی جدید غنی از ویتامین ها را برنامه ریزی کرد.
معمار جزئیات قرارداد کار جدید را برنامه ریزی کرد.
معمار نصب سیستم انرژی خورشیدی را برنامه ریزی کرد.
معمار یک کنفرانس آنلاین در مورد پایداری برنامه ریزی کرد.
معمار لایحه جدید حفاظت از محیط زیست را برنامه ریزی کرد.
معمار یک برنامه ورزشی روتین برای سلامت ستون فقرات برنامه ریزی کرد.
معمار حقوق مصرف کنندگان در معامله را برنامه ریزی کرد.
معمار یک رویداد فرهنگی رایگان برای جامعه برنامه ریزی کرد.
معمار پیشنهاد نوآوری فناوری را برای شرکت برنامه ریزی کرد.
معمار تجهیزات پیشرفته ای را برای دفتر برنامه ریزی کرد.
معمار برنامه نویسی پیشرفته و تکنیک های هوش مصنوعی را برنامه ریزی کرد.
معمار نقشه هیدرولیک ساختمان مسکونی را طراحی کرد.
معمار تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه را برنامه ریزی کرد.
معمار یک مستند جذاب در مورد زندگی دریایی طراحی کرد.
معمار مناظر خیره کننده را در طول سفر برنامه ریزی کرد.
معمار موتور الکتریکی را برای وسیله نقلیه حمل و نقل طراحی کرد.
معمار یک درمان مدرن و موثر در برابر آنفولانزا را طراحی کرد.
معمار مفاهیم اساسی ادبیات کلاسیک را برنامه ریزی کرد.
معمار یک ایمیل تأیید با همه بلیط ها برنامه ریزی کرد.
معمار طراحی داخلی خانه ساحلی را برنامه ریزی کرد.
معمار دیروز کارشناس امنیت سایبری را برنامه ریزی کرد.
معمار عملیات سرور ابری جدید را برنامه ریزی کرد.
معمار یک کارمند جدید برای تیم فروش برنامه ریزی کرد.
معمار اتاق نشیمن را با مبلمان چوبی یکپارچه طراحی کرد.
معمار فیلتر هوا را برای سیستم تهویه طراحی کرد.
معمار نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را طراحی کرد.
معمار اتوبوس توریستی را در مسیر کوهستانی طراحی کرد.
معمار در طول جشنواره موسیقی لحظات فراموش نشدنی را برنامه ریزی کرد.
معمار برای پیروزی تیم در مسابقات قهرمانی منطقه برنامه ریزی کرد.
این روزنامه نگار با درختان بومی میدان مرکزی محله مصاحبه کرد.
تکنسین درختان بومی را در میدان مرکزی محله آزمایش کرد.
درختان بومی را در میدان مرکزی محله استخدام کردیم.
او درختان بومی میدان مرکزی محله را تزئین کرد.
او درختان بومی میدان مرکزی محله را پاکسازی کرد.
آنها درختان بومی میدان مرکزی محله را بازسازی کردند.
راننده درختان بومی را وارد میدان مرکزی محله کرد.
عکاس از درختان بومی در میدان مرکزی محله عکس گرفت.
درختان بومی را در میدان مرکزی محله جشن می گیریم.
از پیاده رو درختکاری شده تا میدان مرکزی راه افتادیم.