🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "پروژه با موفقیت به پایان رسید" in other languages
پروژه با موفقیت به پایان رسید (prozheh ba movafaghiyat be payan rasid)
See how to say the phrase پروژه با موفقیت به پایان رسید in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The project was completed successfully.
🇪🇸 اسپانیایی
El proyecto se completó con éxito.
🇩🇪 آلمانی
Das Projekt wurde erfolgreich abgeschlossen.
🇯🇵 ژاپنی
プロジェクトは無事に完了しました (purojekuto wa buji ni kanryō shimashita)
🇫🇷 فرانسوی
Le projet a été mené à bien avec succès.
🇧🇷 پرتغالی
O projeto foi concluído com sucesso.
🇷🇺 روسی
Проект был успешно завершен (Proyekt byl uspeshno zavershen)
🇮🇹 ایتالیایی
Il progetto è stato completato con successo.
🇳🇱 هلندی
Het project is met succes afgerond.
🇵🇱 لهستانی
Projekt zakończył się sukcesem.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Proje başarıyla tamamlandı.
🇨🇳 چینی
该项目已成功完成 (gāi xiàngmù yǐ chénggōng wánchéng)
🇮🇷 فارسی
پروژه با موفقیت به پایان رسید (prozheh ba movafaghiyat be payan rasid)
🇻🇳 ویتنامی
Dự án đã được hoàn thành thành công.
🇨🇿 چکی
Projekt byl úspěšně dokončen.
🇮🇩 اندونزیایی
Proyek telah berhasil diselesaikan.
🇰🇷 کرهای
프로젝트가 성공적으로 완료되었습니다 (peurojekteuga seonggongjeogeuro wanryodeoieotseumnida)
🇸🇦 عربی
تم إكمال المشروع بنجاح (tamma ikmal al-mashru' binajah)
🇭🇺 مجاری
A projekt sikeresen befejeződött.
🇸🇪 سوئدی
Projektet slutfördes framgångsrikt.
🇷🇴 رومانیایی
Proiectul a fost finalizat cu succes.
🇬🇷 یونانی
Το έργο ολοκληρώθηκε με επιτυχία (To érgo olokliróthike me epitychía)
🇩🇰 دانمارکی
Projektet blev gennemført med succes.
🇫🇮 فنلاندی
Projekti saatiin onnistuneesti päätökseen.
🇮🇱 عبری
הפרויקט הושלם בהצלחה (ha-proyekt hushlam be-hatzlahah)
🇸🇰 اسلواکی
Projekt bol úspešne dokončený.
🇹🇭 تایلندی
โครงการเสร็จสิ้นลงด้วยดี (khrong-kan set sin long duai di)
🇧🇬 بلغاری
Проектът беше завършен успешно (Proektat beshe zavarshen uspeshno)
🇭🇷 کروات
Projekt je uspješno završen.
🇳🇴 نروژی
Prosjektet ble fullført med suksess.
🇱🇹 لیتوانیایی
Projektas buvo sėkmingai užbaigtas.
🇷🇸 صربی
Пројекат је успешно завршен (Projekat je uspešno završen)
🇸🇮 اسلوونیایی
Projekt je bil uspešno zaključen.
🇪🇸 کاتالان
El projecte s'ha completat amb èxit.
🇪🇪 استونیایی
Projekt viidi edukalt lõpule.
🇱🇻 لتونیایی
Projekts tika veiksmīgi pabeigts.
🇮🇳 هندی
परियोजना सफलतापूर्वक पूरी हुई (pariyojana safaltapoorvak poori hui)
🇧🇩 بنگالی
প্রকল্পটি সফলভাবে সম্পন্ন হয়েছে (prokolpoti shofolbhabe shomponno hoyechhe)
🇵🇭 فیلیپینی
Matagumpay na natapos ang proyekto (matagumpay na natapos ang proyekto)
🇲🇾 مالایی
Projek telah berjaya disiapkan.
🇵🇰 اردو
منصوبہ کامیابی سے مکمل ہو گیا (mansooba kamyabi se mukammal ho gaya)
🇦🇱 آلبانیایی
Projekti u përfundua me sukses.
🇻🇦 لاتین
Inceptum prospere perfectum est.
💚 اسپرانتو
La projekto estis sukcese finita.
👽 کلینگون
vumta' Qapla'
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Layihə müvəffəqiyyətlə başa çatdı.
🇪🇸 گالیسیایی
O proxecto completouse con éxito.
🇮🇳 تامیلی
திட்டம் வெற்றிகரமாக முடிக்கப்பட்டது (tiṭṭam veṟṟikaramāka muṭikkappaṭṭatu)
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
ما باید پروژه را بدون فراموش کردن گذشته ادامه دهیم تا درسها را به خود یادآوری کنیم (ma bayad projeh ra bedoone faramoosh kardan-e gozashteh edameh dahim ta dars-ha ra be khod yad-avari konim)
من باید این پروژه را تمام کنم.
من یک ایده برای پروژه دارم.
موفقیت نیاز به کار روزانه دارد.
برای شما آرزوی موفقیت در کارتان دارم.
شورا طرح پیشنهادی جدید را تصویب کرد.
ما یک پروژه خلاقانه برای شرکت خریدیم.
او یک پروژه نوآورانه برای شرکت پیدا کرد.
او یک پروژه نوآورانه برای این شرکت ترتیب داد.
آنها یک پروژه نوآورانه را برای این شرکت مطالعه کردند.
من یک پروژه نوآورانه را برای شرکت ترجیح می دهم.
تیم ما یک پروژه نوآورانه برای شرکت برنامه ریزی کرد.
استاد یک پروژه نوآورانه را برای شرکت توضیح داد.
دکتر یک پروژه نوآورانه را برای شرکت توصیه کرد.
ما از یک پروژه نوآورانه برای شرکت بازدید کردیم.
او یک پروژه نوآورانه برای این شرکت آماده کرد.
او یک پروژه نوآورانه را برای شرکت تأیید کرد.
آنها یک پروژه نوآورانه را به شرکت آوردند.
من شاهد یک پروژه نوآورانه برای شرکت بودم.
ما یک پروژه نوآورانه برای این شرکت شنیدیم.
او یک پروژه خلاقانه برای این شرکت طراحی کرد.
او یک پروژه نوآورانه را برای شرکت تعمیر کرد.
آنها یک پروژه نوآورانه را برای شرکت بستند.
من یک پروژه نوآورانه برای شرکت افتتاح کردم.
ما یک پروژه نوآورانه را برای شرکت انتخاب کردیم.
او یک پروژه خلاقانه برای این شرکت نوشت.
این کارشناس لایحه جدید حفظ محیط زیست را توصیه کرد.
تیم تحقیقاتی لایحه جدید حفاظت از محیط زیست را کشف کردند.
مشتری لایحه جدید حفظ محیط زیست را درخواست کرد.
لایحه جدید حفظ محیط زیست را برنامه ریزی کردیم.
دولت لایحه جدید حفظ محیط زیست را تصویب کرد.
این متخصص تغذیه لایحه جدید حفظ محیط زیست را پیشنهاد کرد.
این وکیل لایحه جدید حفظ محیط زیست را تشریح کرد.
آنها لایحه جدید حفاظت از محیط زیست را سازماندهی کردند.
او لایحه جدید حفظ محیط زیست را ارائه کرد.
او لایحه جدید حفظ محیط زیست را خرید.
لایحه جدید حفظ محیط زیست را یاد گرفتیم.
این مهندس لایحه جدید حفاظت از محیط زیست را طراحی کرد.
دانشجو در مورد لایحه جدید حفاظت از محیط زیست تحقیق کرد.
لایحه جدید حفظ محیط زیست را تماشا کردیم.
او از لایحه جدید حفاظت از محیط زیست عکس گرفت.
او لایحه جدید حفظ محیط زیست را اصلاح کرد.
دکتر لایحه جدید حفظ محیط زیست را تجویز کرد.
معلم لایحه جدید حفظ محیط زیست را آموزش داد.
آنها لایحه جدید حفظ محیط زیست را وضع کردند.
لایحه جدید حفظ محیط زیست را دریافت کردم.
معمار لایحه جدید حفاظت از محیط زیست را برنامه ریزی کرد.
این روزنامه نگار با لایحه جدید حفاظت از محیط زیست مصاحبه کرد.
تکنسین لایحه جدید در مورد حفظ محیط زیست را آزمایش کرد.
لایحه جدید حفظ محیط زیست را امضا کردیم.
او لایحه جدید حفظ محیط زیست را حفظ کرد.
او لایحه جدید حفاظت از محیط زیست را تصویب کرد.
آنها لایحه جدید حفاظت از محیط زیست را بازسازی کردند.
راننده لایحه جدید در مورد حفظ محیط زیست را رهبری کرد.
عکاس لایحه جدید حفظ محیط زیست را ثبت کرد.
لایحه جدید حفاظت از محیط زیست را جشن می گیریم.
این آزمایشگاه طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را آزمایش کرد.
این کمیسیون طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را بررسی کرد.
شورا طرح سازه بلندمرتبه مسکونی را تصویب کرد.
تیم ما طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را اجرا کرد.
این دانشمند طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را تایید کرد.
معمار طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را طراحی کرده است.
این محقق طرح ساختاری آسمان خراش مسکونی را منتشر کرد.
ما طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را بررسی می کنیم.
او طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را بهینه کرد.
او طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را توسعه داد.
آنها طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را خودکار کردند.
کارشناس طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را پیشنهاد کرد.
هیئت مدیره مجوز طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را صادر کرد.
ما طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را بررسی می کنیم.
او طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را مدرن کرد.
او طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را پیکربندی کرد.
دکتر متخصص در طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی شرکت کرد.
استاد کارشناسی ارشد طراحی سازه آسمان خراش مسکونی را تدریس کرد.
آنها طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را نصب کردند.
من طرح سازه آسمان خراش مسکونی را درخواست کردم.
مهندس عمران بر طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی نظارت داشت.
این تحلیلگر مالی طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را بررسی کرد.
تکنسین کامپیوتر طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را بازسازی کرد.
ما قرارداد طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را بستیم.
او طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را سفارشی کرد.
او طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را هماهنگ کرد.
آنها طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را بازسازی کردند.
خلبان آزمایشی طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را رهبری کرد.
این عکاس حرفه ای طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را به تصویر کشیده است.
ما طرح ساختاری آسمان خراش مسکونی را اعطا کردیم.
شهردار از طراحی سازه آسمان خراش مسکونی خبر داد.
مهندس محیط زیست طرح سازه آسمان خراش مسکونی را ارائه کرد.
شرکت ما طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را به ثبت رسانده است.
هیئت نظارت طرح ساختاری آسمان خراش مسکونی را تایید کرد.