🇺🇸 English 🇪🇸 Español 🇩🇪 Deutsch 🇯🇵 日本語 🇫🇷 Français 🇧🇷 Português 🇷🇺 Русский 🇮🇹 Italiano 🇳🇱 Nederlands 🇵🇱 Polski 🇹🇷 Türkçe 🇨🇳 中文 🇮🇷 فarsi 🇻🇳 Tiếng Việt 🇨🇿 Čeština 🇮🇩 Bahasa Indonesia 🇰🇷 한국어 🇸🇦 العربية 🇭🇺 Magyar 🇸🇪 Svenska 🇷🇴 Română 🇬🇷 Ελληνικά 🇩🇰 Dansk 🇫🇮 Suomi 🇮🇱 עברית 🇸🇰 Slovenčina 🇹🇭 ไทย 🇧🇬 Български 🇭🇷 Hrvatski 🇳🇴 Norsk 🇱🇹 Lietuvių 🇷🇸 Српски 🇸🇮 Slovenščina 🇪🇸 Català 🇪🇪 Eesti 🇱🇻 Latviešu 🇮🇳 हिन्दी 🇧🇩 বাংলা 🇵🇭 Tagalog 🇲🇾 Bahasa Melayu 🇵🇰 اردو 🇦🇱 Shqip 🇻🇦 Latina 💚 Esperanto 🇦🇿 Azərbaycanca 🇪🇸 Galego 🇮🇳 தமிழ்
🇮🇷 فارسی

How to say the phrase "خلبان آزمایشی برنامه های تیم توسعه را هدایت کرد." in other languages

خلبان آزمایشی برنامه های تیم توسعه را هدایت کرد.

See how to say the phrase خلبان آزمایشی برنامه های تیم توسعه را هدایت کرد. in 48 languages, with available variations and pronunciation.

ترجمه به زبان‌های دیگر

🇺🇸 انگلیسی
The test pilot drove the development team's schedules.
🇪🇸 اسپانیایی
El piloto de pruebas guió los cronogramas del equipo de desarrollo.
🇩🇪 آلمانی
Der Testpilot steuerte die Zeitpläne des Entwicklungsteams.
🇯🇵 ژاپنی
テストパイロットは開発チームのスケジュールを推進しました。
🇫🇷 فرانسوی
Le pilote d'essai a piloté les plannings de l'équipe de développement.
🇧🇷 پرتغالی
O piloto de testes conduziu as agendas da equipe de desenvolvimento.
🇷🇺 روسی
Пилот-испытатель контролировал графики команды разработчиков.
🇮🇹 ایتالیایی
Il pilota collaudatore ha guidato i programmi del team di sviluppo.
🇳🇱 هلندی
De testpiloot leidde de schema's van het ontwikkelingsteam.
🇵🇱 لهستانی
Pilot testowy kierował harmonogramem zespołu programistów.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Test pilotu
geliştirme ekibinin programlarını yönlendirdi.
🇨🇳 چینی
试飞员推动了开发团队的日程安排。
🇮🇷 فارسی
خلبان آزمایشی برنامه های تیم توسعه را هدایت کرد.
🇻🇳 ویتنامی
Phi công thử nghiệm đã điều khiển lịch trình của nhóm phát triển.
🇨🇿 چکی
Testovací pilot řídil plány vývojového týmu.
🇮🇩 اندونزیایی
Uji coba mengarahkan jadwal tim pengembangan.
🇰🇷 کره‌ای
테스트 파일럿은 개발팀의 일정을 주도했습니다.
🇸🇦 عربی
قاد طيار الاختبار جداول فريق التطوير.
🇭🇺 مجاری
A tesztpilóta vezette a fejlesztőcsapat ütemtervét.
🇸🇪 سوئدی
Testpiloten körde utvecklingsteamets scheman.
🇷🇴 رومانیایی
Pilotul de testare a condus programul echipei de dezvoltare.
🇬🇷 یونانی
Ο πιλότος δοκιμής οδήγησε τα χρονοδιαγράμματα της ομάδας ανάπτυξης.
🇩🇰 دانمارکی
Testpiloten kørte udviklingsteamets tidsplaner.
🇫🇮 فنلاندی
Testipilotti ajoi kehitysryhmän aikatauluja.
🇮🇱 عبری
טייס הניסוי הניע את לוחות הזמנים של צוות הפיתוח.
🇸🇰 اسلواکی
Skúšobný pilot riadi plány vývojového tímu.
🇹🇭 تایلندی
นักบินทดสอบขับเคลื่อนตารางงานของทีมพัฒนา
🇧🇬 بلغاری
Тестовият пилот управляваше графиците на екипа за разработка.
🇭🇷 کروات
Testni pilot upravljao je rasporedom razvojnog tima.
🇳🇴 نروژی
Testpiloten kjørte utviklingsteamets tidsplaner.
🇱🇹 لیتوانیایی
Bandomasis pilotas vadovavo kūrimo komandos tvarkaraščiams.
🇷🇸 صربی
Тест пилот је управљао распоредом развојног тима.
🇸🇮 اسلوونیایی
Testni pilot je vodil urnike razvojne ekipe.
🇪🇸 کاتالان
El pilot de prova va conduir els horaris de l'equip de desenvolupament.
🇪🇪 استونیایی
Testpiloot juhtis arendusmeeskonna ajakavasid.
🇱🇻 لتونیایی
Testa pilots vadīja izstrādes komandas grafikus.
🇮🇳 هندی
परीक्षण पायलट ने विकास दल के शेड्यूल को संचालित किया।
🇧🇩 بنگالی
পরীক্ষার পাইলট উন্নয়ন দলের সময়সূচী চালিত.
🇵🇭 فیلیپینی
Ang test pilot ang nagmaneho sa mga iskedyul ng development team.
🇲🇾 مالایی
Juruterbang ujian memandu jadual pasukan pembangunan.
🇵🇰 اردو
ٹیسٹ پائلٹ نے ترقیاتی ٹیم کے نظام الاوقات کو چلایا۔
🇦🇱 آلبانیایی
Piloti testues drejtoi oraret e ekipit të zhvillimit.
🇻🇦 لاتین
Expertus gubernator cedulas bigas progressus eiecit.
💚 اسپرانتو
La testpiloto movis la horarojn de la evoluigteamo.
👽 کلینگون
The test pilot drove the development team's schedules.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Test pilotu inkişaf qrupunun cədvəllərini idarə etdi.
🇪🇸 گالیسیایی
O piloto de proba dirixiu os horarios do equipo de desenvolvemento.
🇮🇳 تامیلی
சோதனை பைலட் மேம்பாட்டுக் குழுவின் அட்டவணையை இயக்கினார்.

واژه‌های مرتبط

عبارات مرتبط

خلبان هواپیما را با دقت فرود آورد. ID: 1186 خلبان هواپیما را به سلامت روی باند فرود آورد. ID: 2457 خلبان آزمایشی رویه های جدید امنیت سایبری را انجام داد. ID: 3334 خلبان آزمایشی پارامترهای الگوریتم یادگیری عمیق را هدایت کرد. ID: 3335 خلبان آزمایشی توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را رهبری کرد. ID: 3336 خلبان آزمایشی یک راه حل مولد هوش مصنوعی انجام داد. ID: 3337 آزمایش آزمایشی این فرضیه را در مورد میکروبیوم روده در سلامت ایجاد کرد. ID: 3338 خلبان آزمایشی طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را رهبری کرد. ID: 3339 خلبان آزمایشی نتایج تحقیقات انرژی زمین گرمایی را انجام داد. ID: 3340 پایلوت آزمایشی گزارش های حسابداری سه ماهه آخر را انجام داد. ID: 3341 پایلوت آزمایشی گردش کار پلت فرم فروش را هدایت کرد. ID: 3342 خلبان آزمایشی یک سیستم نظارت بر ترافیک هوایی را انجام داد. ID: 3343 خلبان آزمایشی نوار نقاله تولید کارخانه خودکار را راند. ID: 3344 خلبان آزمایشی باعث بهبود زیرساخت فیبر نوری شد. ID: 3345 آزمایش آزمایشی منجر به بودجه اضافی برای پروژه های نوآوری شد. ID: 3346 پایلوت آزمایشی نصب پارک خورشیدی اجتماعی را انجام داد. ID: 3347 خلبان آزمایشی سیستم تهویه مطبوع را در سالن مرکزی اجرا کرد. ID: 3348 خلبان آزمایشی سرور پایگاه داده ابری را هدایت کرد. ID: 3349 آزمایش آزمایشی بیماران بخش مراقبت های ویژه را انجام داد. ID: 3350 خلبان آزمایشی کلاس فیزیک کوانتومی و نسبیت را رهبری کرد. ID: 3351 خلبان آزمایشی پنل های فتوولتائیک را بر روی سقف سالن ورزشی راند. ID: 3352 خلبان آزمایشی به روز رسانی نرم افزار را برای همه دستگاه ها انجام داد. ID: 3353 خلبان آزمایشی آسفالت بزرگراه دولتی جدید را هدایت کرد. ID: 3354 آزمایشی نمونه کارها سرمایه گذاری مشتریان را انجام داد. ID: 3355 خلبان آزمایشی یک نسخه پشتیبان از فایل های سرور اصلی انجام داد. ID: 3356 پایلوت آزمایشی یک مشاوره بین المللی پایداری انجام داد. ID: 3357 خلبان آزمایشی محیط کار را با ارگونومی مدرن رانندگی کرد. ID: 3358 پایلوت آزمایشی تئاتر شهرداری را با رعایت سبک تاریخی اجرا کرد. ID: 3360 راننده آزمایشی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایش رانندگی کرد. ID: 3361 خلبان آزمایشی عکس هایی با وضوح بالا از جانوران بومی گرفت. ID: 3362 آزمایشی آزمایشی بهترین پروژه های نوآوری فن آوری را انجام داد. ID: 3363