🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "خلبان آزمایشی برنامه های تیم توسعه را هدایت کرد." in other languages
خلبان آزمایشی برنامه های تیم توسعه را هدایت کرد.
See how to say the phrase خلبان آزمایشی برنامه های تیم توسعه را هدایت کرد. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The test pilot drove the development team's schedules.
🇪🇸 اسپانیایی
El piloto de pruebas guió los cronogramas del equipo de desarrollo.
🇩🇪 آلمانی
Der Testpilot steuerte die Zeitpläne des Entwicklungsteams.
🇯🇵 ژاپنی
テストパイロットは開発チームのスケジュールを推進しました。
🇫🇷 فرانسوی
Le pilote d'essai a piloté les plannings de l'équipe de développement.
🇧🇷 پرتغالی
O piloto de testes conduziu as agendas da equipe de desenvolvimento.
🇷🇺 روسی
Пилот-испытатель контролировал графики команды разработчиков.
🇮🇹 ایتالیایی
Il pilota collaudatore ha guidato i programmi del team di sviluppo.
🇳🇱 هلندی
De testpiloot leidde de schema's van het ontwikkelingsteam.
🇵🇱 لهستانی
Pilot testowy kierował harmonogramem zespołu programistów.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Test pilotu
geliştirme ekibinin programlarını yönlendirdi.
🇨🇳 چینی
试飞员推动了开发团队的日程安排。
🇮🇷 فارسی
خلبان آزمایشی برنامه های تیم توسعه را هدایت کرد.
🇻🇳 ویتنامی
Phi công thử nghiệm đã điều khiển lịch trình của nhóm phát triển.
🇨🇿 چکی
Testovací pilot řídil plány vývojového týmu.
🇮🇩 اندونزیایی
Uji coba mengarahkan jadwal tim pengembangan.
🇰🇷 کرهای
테스트 파일럿은 개발팀의 일정을 주도했습니다.
🇸🇦 عربی
قاد طيار الاختبار جداول فريق التطوير.
🇭🇺 مجاری
A tesztpilóta vezette a fejlesztőcsapat ütemtervét.
🇸🇪 سوئدی
Testpiloten körde utvecklingsteamets scheman.
🇷🇴 رومانیایی
Pilotul de testare a condus programul echipei de dezvoltare.
🇬🇷 یونانی
Ο πιλότος δοκιμής οδήγησε τα χρονοδιαγράμματα της ομάδας ανάπτυξης.
🇩🇰 دانمارکی
Testpiloten kørte udviklingsteamets tidsplaner.
🇫🇮 فنلاندی
Testipilotti ajoi kehitysryhmän aikatauluja.
🇮🇱 عبری
טייס הניסוי הניע את לוחות הזמנים של צוות הפיתוח.
🇸🇰 اسلواکی
Skúšobný pilot riadi plány vývojového tímu.
🇹🇭 تایلندی
นักบินทดสอบขับเคลื่อนตารางงานของทีมพัฒนา
🇧🇬 بلغاری
Тестовият пилот управляваше графиците на екипа за разработка.
🇭🇷 کروات
Testni pilot upravljao je rasporedom razvojnog tima.
🇳🇴 نروژی
Testpiloten kjørte utviklingsteamets tidsplaner.
🇱🇹 لیتوانیایی
Bandomasis pilotas vadovavo kūrimo komandos tvarkaraščiams.
🇷🇸 صربی
Тест пилот је управљао распоредом развојног тима.
🇸🇮 اسلوونیایی
Testni pilot je vodil urnike razvojne ekipe.
🇪🇸 کاتالان
El pilot de prova va conduir els horaris de l'equip de desenvolupament.
🇪🇪 استونیایی
Testpiloot juhtis arendusmeeskonna ajakavasid.
🇱🇻 لتونیایی
Testa pilots vadīja izstrādes komandas grafikus.
🇮🇳 هندی
परीक्षण पायलट ने विकास दल के शेड्यूल को संचालित किया।
🇧🇩 بنگالی
পরীক্ষার পাইলট উন্নয়ন দলের সময়সূচী চালিত.
🇵🇭 فیلیپینی
Ang test pilot ang nagmaneho sa mga iskedyul ng development team.
🇲🇾 مالایی
Juruterbang ujian memandu jadual pasukan pembangunan.
🇵🇰 اردو
ٹیسٹ پائلٹ نے ترقیاتی ٹیم کے نظام الاوقات کو چلایا۔
🇦🇱 آلبانیایی
Piloti testues drejtoi oraret e ekipit të zhvillimit.
🇻🇦 لاتین
Expertus gubernator cedulas bigas progressus eiecit.
💚 اسپرانتو
La testpiloto movis la horarojn de la evoluigteamo.
👽 کلینگون
The test pilot drove the development team's schedules.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Test pilotu inkişaf qrupunun cədvəllərini idarə etdi.
🇪🇸 گالیسیایی
O piloto de proba dirixiu os horarios do equipo de desenvolvemento.
🇮🇳 تامیلی
சோதனை பைலட் மேம்பாட்டுக் குழுவின் அட்டவணையை இயக்கினார்.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
خلبان هواپیما را با دقت فرود آورد.
خلبان هواپیما را به سلامت روی باند فرود آورد.
خلبان آزمایشی رویه های جدید امنیت سایبری را انجام داد.
خلبان آزمایشی پارامترهای الگوریتم یادگیری عمیق را هدایت کرد.
خلبان آزمایشی توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را رهبری کرد.
خلبان آزمایشی یک راه حل مولد هوش مصنوعی انجام داد.
آزمایش آزمایشی این فرضیه را در مورد میکروبیوم روده در سلامت ایجاد کرد.
خلبان آزمایشی طراحی ساختاری آسمان خراش مسکونی را رهبری کرد.
خلبان آزمایشی نتایج تحقیقات انرژی زمین گرمایی را انجام داد.
پایلوت آزمایشی گزارش های حسابداری سه ماهه آخر را انجام داد.
پایلوت آزمایشی گردش کار پلت فرم فروش را هدایت کرد.
خلبان آزمایشی یک سیستم نظارت بر ترافیک هوایی را انجام داد.
خلبان آزمایشی نوار نقاله تولید کارخانه خودکار را راند.
خلبان آزمایشی باعث بهبود زیرساخت فیبر نوری شد.
آزمایش آزمایشی منجر به بودجه اضافی برای پروژه های نوآوری شد.
پایلوت آزمایشی نصب پارک خورشیدی اجتماعی را انجام داد.
خلبان آزمایشی سیستم تهویه مطبوع را در سالن مرکزی اجرا کرد.
خلبان آزمایشی سرور پایگاه داده ابری را هدایت کرد.
آزمایش آزمایشی بیماران بخش مراقبت های ویژه را انجام داد.
خلبان آزمایشی کلاس فیزیک کوانتومی و نسبیت را رهبری کرد.
خلبان آزمایشی پنل های فتوولتائیک را بر روی سقف سالن ورزشی راند.
خلبان آزمایشی به روز رسانی نرم افزار را برای همه دستگاه ها انجام داد.
خلبان آزمایشی آسفالت بزرگراه دولتی جدید را هدایت کرد.
آزمایشی نمونه کارها سرمایه گذاری مشتریان را انجام داد.
خلبان آزمایشی یک نسخه پشتیبان از فایل های سرور اصلی انجام داد.
پایلوت آزمایشی یک مشاوره بین المللی پایداری انجام داد.
خلبان آزمایشی محیط کار را با ارگونومی مدرن رانندگی کرد.
پایلوت آزمایشی تئاتر شهرداری را با رعایت سبک تاریخی اجرا کرد.
راننده آزمایشی نمونه اولیه خودروی الکتریکی را در مسیر آزمایش رانندگی کرد.
خلبان آزمایشی عکس هایی با وضوح بالا از جانوران بومی گرفت.
آزمایشی آزمایشی بهترین پروژه های نوآوری فن آوری را انجام داد.