🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "هیئت مدیره به نوار نقاله تولید کارخانه خودکار مجوز داد." in other languages
هیئت مدیره به نوار نقاله تولید کارخانه خودکار مجوز داد.
See how to say the phrase هیئت مدیره به نوار نقاله تولید کارخانه خودکار مجوز داد. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The board authorized the production line of the automated factory.
🇪🇸 اسپانیایی
La junta autorizó el transportador de producción de la fábrica automatizada.
🇩🇪 آلمانی
Der Vorstand genehmigte den Produktionsförderer der automatisierten Fabrik.
🇯🇵 ژاپنی
理事会は自動化工場の生産コンベヤーを認可した。
🇫🇷 فرانسوی
Le conseil a autorisé le convoyeur de production de l'usine automatisée.
🇧🇷 پرتغالی
A diretoria autorizou a esteira de produção da fábrica automatizada.
🇷🇺 روسی
Правление санкционировало запуск производственного конвейера автоматизированного завода.
🇮🇹 ایتالیایی
Il consiglio ha autorizzato il trasportatore di produzione della fabbrica automatizzata.
🇳🇱 هلندی
Het bestuur gaf toestemming voor de productietransporteur van de geautomatiseerde fabriek.
🇵🇱 لهستانی
Zarząd zatwierdził przenośnik produkcyjny zautomatyzowanej fabryki.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Kurul
otomasyonlu fabrikanın üretim konveyörüne yetki verdi.
🇨🇳 چینی
董事会授权自动化工厂的生产输送机。
🇮🇷 فارسی
هیئت مدیره به نوار نقاله تولید کارخانه خودکار مجوز داد.
🇻🇳 ویتنامی
Hội đồng quản trị ủy quyền băng tải sản xuất của nhà máy tự động.
🇨🇿 چکی
Představenstvo schválilo výrobní dopravník automatizované továrny.
🇮🇩 اندونزیایی
Dewan mengesahkan konveyor produksi pabrik otomatis.
🇰🇷 کرهای
이사회는 자동화된 공장의 생산 컨베이어를 승인했습니다.
🇸🇦 عربی
سمح المجلس لناقل الإنتاج للمصنع الآلي.
🇭🇺 مجاری
Az igazgatóság engedélyezte az automatizált gyár gyártási szállítószalagját.
🇸🇪 سوئدی
Styrelsen auktoriserade produktionstransportören för den automatiserade fabriken.
🇷🇴 رومانیایی
Consiliul a autorizat transportorul de producție al fabricii automatizate.
🇬🇷 یونانی
Το συμβούλιο εξουσιοδότησε τον μεταφορέα παραγωγής του αυτοματοποιημένου εργοστασίου.
🇩🇰 دانمارکی
Bestyrelsen godkendte produktionstransportøren på den automatiserede fabrik.
🇫🇮 فنلاندی
Hallitus valtuutti automatisoidun tehtaan tuotantokuljettimen.
🇮🇱 عبری
הדירקטוריון אישר את מסוע הייצור של המפעל האוטומטי.
🇸🇰 اسلواکی
Predstavenstvo schválilo výrobný dopravník automatizovanej továrne.
🇹🇭 تایلندی
คณะกรรมการอนุมัติสายพานลำเลียงการผลิตของโรงงานอัตโนมัติ
🇧🇬 بلغاری
Бордът разреши производствения конвейер на автоматизираната фабрика.
🇭🇷 کروات
Odbor je odobrio proizvodnu traku automatizirane tvornice.
🇳🇴 نروژی
Styret autoriserte produksjonstransportøren til den automatiserte fabrikken.
🇱🇹 لیتوانیایی
Valdyba įgaliojo automatizuotos gamyklos gamybos konvejerį.
🇷🇸 صربی
Одбор је овластио производни транспортер аутоматизоване фабрике.
🇸🇮 اسلوونیایی
Odbor je odobril proizvodni tekoči trak avtomatizirane tovarne.
🇪🇸 کاتالان
La junta va autoritzar el transportador de producció de la fàbrica automatitzada.
🇪🇪 استونیایی
Juhatus volitas automatiseeritud tehase tootmiskonveieri.
🇱🇻 لتونیایی
Valde pilnvaroja automatizētās rūpnīcas ražošanas konveijeru.
🇮🇳 هندی
बोर्ड ने स्वचालित कारखाने के उत्पादन कन्वेयर को अधिकृत किया।
🇧🇩 بنگالی
বোর্ড স্বয়ংক্রিয় কারখানার উৎপাদন পরিবাহককে অনুমোদন দেয়।
🇵🇭 فیلیپینی
Pinahintulutan ng board ang production conveyor ng automated factory.
🇲🇾 مالایی
Lembaga membenarkan penghantar pengeluaran kilang automatik.
🇵🇰 اردو
بورڈ نے خودکار فیکٹری کے پروڈکشن کنویئر کو اختیار دے دیا۔
🇦🇱 آلبانیایی
Bordi autorizoi transportuesin e prodhimit të fabrikës së automatizuar.
🇻🇦 لاتین
Tabula authentica TRADUCTOR productionis officinas automated.
💚 اسپرانتو
La estraro rajtigis la produktadtransportilon de la aŭtomatigita fabriko.
👽 کلینگون
The board authorized the production line of the automated factory.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
İdarə heyəti avtomatlaşdırılmış zavodun istehsal konveyerinə icazə verdi.
🇪🇸 گالیسیایی
A xunta autorizou o transportador de produción da fábrica automatizada.
🇮🇳 تامیلی
தானாக இயங்கும் தொழிற்சாலையின் உற்பத்தி கன்வேயரை வாரியம் அங்கீகரித்துள்ளது.
عبارات مرتبط
این آزمایشگاه توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را آزمایش کرد.
این آزمایشگاه نوار نقاله تولید خودکار کارخانه را آزمایش کرد.
این کمیته توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را بررسی کرد.
این کمیسیون نوار نقاله تولید خودکار کارخانه را بررسی کرد.
هیئت مدیره با گسترش کارخانه قطعات الکترونیکی موافقت کرد.
هیئت مدیره نوار نقاله تولید خودکار کارخانه را تایید کرد.
تیم ما توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را اجرا کرد.
تیم ما نوار نقاله تولید کارخانه خودکار را پیاده سازی کرد.
این دانشمند توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را تأیید کرد.
این دانشمند نوار نقاله تولید کارخانه خودکار را تأیید کرد.
معمار توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را طراحی کرد.
معمار نوار نقاله تولید را برای کارخانه خودکار طراحی کرد.
این محقق توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را منتشر کرد.
این محقق نوار نقاله تولید کارخانه خودکار را منتشر کرد.
ما توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را ممیزی کردیم.
ما نوار نقاله تولید کارخانه خودکار را ممیزی می کنیم.
گسترش کارخانه قطعات الکترونیکی را بهینه کرد.
این نوار نقاله تولید کارخانه خودکار را بهینه کرد.
او توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را توسعه داد.
او نوار نقاله خودکار تولید کارخانه را توسعه داد.
آنها توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را خودکار کردند.
آنها نوار نقاله تولید کارخانه خودکار را خودکار کردند.
این کارشناس توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را پیشنهاد کرد.
کارشناس نوار نقاله تولید خودکار کارخانه را پیشنهاد کرد.
هیئت مدیره مجوز گسترش کارخانه قطعات الکترونیکی را صادر کرد.
ما توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را بررسی می کنیم.
ما نوار نقاله تولید کارخانه خودکار را بازرسی می کنیم.
او توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را مدرن کرد.
این نوار نقاله تولید کارخانه خودکار را مدرن کرد.
او توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را راه اندازی کرد.
او نوار نقاله تولید خودکار کارخانه را راه اندازی کرد.
دکتر متخصص در توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی شرکت کرد.
پزشک متخصص در نوار نقاله تولید کارخانه اتوماتیک حضور یافت.
استاد فوق لیسانس گسترش کارخانه قطعات الکترونیکی را تدریس می کرد.
معلم فوق لیسانس نوار نقاله تولیدی کارخانه خودکار را آموزش داد.
آنها توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را نصب کردند.
آنها نوار نقاله تولید خودکار کارخانه را نصب کردند.
من درخواست توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را داشتم.
من نوار نقاله تولید خودکار کارخانه را سفارش دادم.
مهندس عمران بر گسترش کارخانه قطعات الکترونیکی نظارت داشت.
مهندس عمران بر نوار نقاله تولید کارخانه خودکار نظارت داشت.
این تحلیلگر مالی گسترش کارخانه قطعات الکترونیکی را بررسی کرد.
تحلیلگر مالی نوار نقاله تولید کارخانه خودکار را بررسی کرد.
تکنسین کامپیوتر گسترش کارخانه قطعات الکترونیکی را بازسازی کرد.
تکنسین کامپیوتر نوار نقاله تولید کارخانه خودکار را بازسازی کرد.
ما قرارداد توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را بستیم.
ما با نوار نقاله تولید کارخانه خودکار قرارداد داریم.
او گسترش کارخانه قطعات الکترونیکی را سفارشی کرد.
او نوار نقاله تولید کارخانه خودکار را سفارشی کرد.
او گسترش کارخانه قطعات الکترونیکی را هماهنگ کرد.
او نوار نقاله تولید کارخانه خودکار را هماهنگ کرد.
آنها کارخانه در حال گسترش قطعات الکترونیکی را بازسازی کردند.
آنها نوار نقاله تولید کارخانه خودکار را بازسازی کردند.
خلبان آزمایشی توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را رهبری کرد.
خلبان آزمایشی نوار نقاله تولید کارخانه خودکار را راند.
این عکاس حرفه ای از گسترش کارخانه قطعات الکترونیکی شکار کرد.
این عکاس حرفه ای نوار نقاله تولید کارخانه خودکار را شکار کرد.
ما به گسترش کارخانه قطعات الکترونیکی پاداش می دهیم.
ما به نوار نقاله تولید کارخانه خودکار اعطا می کنیم.
شهردار از گسترش کارخانه قطعات الکترونیکی خبر داد.
شهردار از نوار نقاله تولید خودکار کارخانه خبر داد.
مهندس محیط زیست گسترش کارخانه قطعات الکترونیکی را ارائه کرد.
مهندس محیط زیست نوار نقاله تولیدی کارخانه خودکار را ارائه کرد.
شرکت ما توسعه کارخانه قطعات الکترونیکی را به ثبت رسانده است.
شرکت ما نوار نقاله تولید خودکار کارخانه را به ثبت رسانده است.
هیئت نظارت با گسترش کارخانه قطعات الکترونیکی موافقت کرد.