🇮🇷 فارسی
How to say the phrase "راننده تیم را به پیروزی در مسابقات قهرمانی منطقه هدایت کرد." in other languages
راننده تیم را به پیروزی در مسابقات قهرمانی منطقه هدایت کرد.
See how to say the phrase راننده تیم را به پیروزی در مسابقات قهرمانی منطقه هدایت کرد. in 48 languages, with available variations and pronunciation.
ترجمه به زبانهای دیگر
🇺🇸 انگلیسی
The driver drove the team's victory in the regional championship.
🇪🇸 اسپانیایی
El piloto llevó al equipo a la victoria en el campeonato regional.
🇩🇪 آلمانی
Der Fahrer führte das Team zum Sieg in der Regionalmeisterschaft.
🇯🇵 ژاپنی
そのドライバーはチームを地域選手権で勝利に導いた。
🇫🇷 فرانسوی
Le pilote a mené l'équipe à la victoire au championnat régional.
🇧🇷 پرتغالی
O motorista conduziu a vitória da equipe no campeonato regional.
🇷🇺 روسی
Гонщик привел команду к победе в чемпионате области.
🇮🇹 ایتالیایی
Il pilota ha portato la squadra alla vittoria nel campionato regionale.
🇳🇱 هلندی
De coureur leidde het team naar de overwinning in het regionale kampioenschap.
🇵🇱 لهستانی
Kierowca poprowadził zespół do zwycięstwa w mistrzostwach regionu.
🇹🇷 ترکی استانبولی
Sürücü
takımı bölgesel şampiyonada zafere taşıdı.
🇨🇳 چینی
这位车手带领车队在地区锦标赛中取得了胜利。
🇮🇷 فارسی
راننده تیم را به پیروزی در مسابقات قهرمانی منطقه هدایت کرد.
🇻🇳 ویتنامی
Người lái xe đã dẫn dắt đội giành chức vô địch khu vực.
🇨🇿 چکی
Jezdec dovedl tým k vítězství v krajském přeboru.
🇮🇩 اندونزیایی
Pembalap memimpin tim meraih kemenangan di kejuaraan regional.
🇰🇷 کرهای
드라이버는 팀을 지역 챔피언십에서 승리로 이끌었습니다.
🇸🇦 عربی
قاد السائق الفريق للفوز بالبطولة الإقليمية.
🇭🇺 مجاری
A pilóta győzelemre vezette a csapatot a regionális bajnokságban.
🇸🇪 سوئدی
Föraren ledde laget till seger i det regionala mästerskapet.
🇷🇴 رومانیایی
Pilotul a condus echipa la victorie în campionatul regional.
🇬🇷 یونانی
Ο οδηγός οδήγησε την ομάδα στη νίκη στο περιφερειακό πρωτάθλημα.
🇩🇰 دانمارکی
Føreren førte holdet til sejr i det regionale mesterskab.
🇫🇮 فنلاندی
Kuljettaja johti joukkueen voittoon alueen mestaruussarjassa.
🇮🇱 عبری
הנהג הוביל את הקבוצה לזכייה באליפות האזורית.
🇸🇰 اسلواکی
Jazdec priviedol tím k víťazstvu v krajskom šampionáte.
🇹🇭 تایلندی
นักแข่งนำทีมคว้าชัยชนะในการแข่งขันชิงแชมป์ระดับภูมิภาค
🇧🇬 بلغاری
Водачът изведе отбора до победа в регионалното първенство.
🇭🇷 کروات
Vozač je vodio momčad do pobjede u regionalnom prvenstvu.
🇳🇴 نروژی
Føreren ledet laget til seier i det regionale mesterskapet.
🇱🇹 لیتوانیایی
Vairuotojas atvedė komandą į pergalę regiono čempionate.
🇷🇸 صربی
Возач је предводио екипу до победе у регионалном првенству.
🇸🇮 اسلوونیایی
Voznik je ekipo popeljal do zmage v regionalnem prvenstvu.
🇪🇸 کاتالان
El pilot va portar l'equip a la victòria al campionat autonòmic.
🇪🇪 استونیایی
Sõitja viis meeskonna piirkonna meistrivõistlustel võidule.
🇱🇻 لتونیایی
Autovadītājs komandu aizveda līdz uzvarai reģiona čempionātā.
🇮🇳 هندی
ड्राइवर ने क्षेत्रीय चैंपियनशिप में टीम को जीत दिलाई।
🇧🇩 بنگالی
চালক দলকে আঞ্চলিক চ্যাম্পিয়নশিপে জয়ের পথে নিয়ে যান।
🇵🇭 فیلیپینی
Pinangunahan ng driver ang koponan sa tagumpay sa regional championship.
🇲🇾 مالایی
Pemandu itu mengetuai pasukan untuk meraih kemenangan dalam kejohanan serantau.
🇵🇰 اردو
ڈرائیور نے ٹیم کو علاقائی چیمپئن شپ میں فتح دلائی۔
🇦🇱 آلبانیایی
Shoferi udhëhoqi ekipin drejt fitores në kampionatin rajonal.
🇻🇦 لاتین
Auriga turmas ad victoriam regionis patrocinium ducebat.
💚 اسپرانتو
La ŝoforo kondukis la teamon al venko en la regiona ĉampioneco.
👽 کلینگون
The driver drove the team's victory in the regional championship.
🇦🇿 ترکی آذربایجانی
Sürücü komandanı rayon birinciliyində qələbəyə aparıb.
🇪🇸 گالیسیایی
O piloto levou ao equipo á vitoria no campionato autonómico.
🇮🇳 تامیلی
ஓட்டுநர் வட்டார சாம்பியன்ஷிப்பில் அணியை வெற்றிக்கு அழைத்துச் சென்றார்.
واژههای مرتبط
عبارات مرتبط
راننده سر گذرگاه توقف کرد.
راننده با احتیاط در جاده رانندگی کرد.
راننده برف پاک کن شیشه جلو را فعال کرد.
راننده چراغ های مه شکن ماشین را روشن کرد.
راننده برای سوخت گیری خودرو در ایستگاه توقف کرد.
راننده یک رژیم غذایی جدید سرشار از ویتامین را رهبری کرد.
راننده جزئیات قرارداد کار جدید را بررسی کرد.
راننده نصب سیستم انرژی خورشیدی را رهبری کرد.
راننده یک کنفرانس آنلاین در مورد پایداری را رهبری کرد.
راننده لایحه جدید در مورد حفظ محیط زیست را رهبری کرد.
راننده یک تمرین روتین برای سلامت ستون فقرات انجام داد.
راننده حقوق مصرف کننده را در معامله انجام داد.
راننده یک رویداد فرهنگی رایگان را برای جامعه رهبری کرد.
راننده پیشنهاد نوآوری فناوری را برای شرکت رهبری کرد.
راننده تجهیزات پیشرفته را به دفتر رساند.
راننده برنامه نویسی پیشرفته و تکنیک های هوش مصنوعی را انجام داد.
راننده کارخانه هیدرولیک ساختمان مسکونی را رانندگی کرد.
راننده در مورد تأثیرات آب و هوا بر کشاورزی منطقه بحث کرد.
راننده یک مستند جذاب در مورد زندگی دریایی را هدایت کرد.
راننده در طول سفر مناظر خیره کننده را رانندگی کرد.
راننده موتور الکتریکی وسیله نقلیه را رانندگی کرد.
راننده یک درمان مدرن و موثر علیه آنفولانزا انجام داد.
راننده مفاهیم اساسی ادبیات کلاسیک را هدایت کرد.
راننده درختان بومی را وارد میدان مرکزی محله کرد.
راننده یک ایمیل تایید با تمام بلیط ها ارسال کرد.
راننده طراحی داخلی خانه ساحلی را رهبری کرد.
راننده دیروز متخصص امنیت سایبری را رانندگی کرد.
راننده عملیات سرور ابری جدید را رهبری کرد.
راننده یک کارمند جدید را به تیم فروش هدایت کرد.
راننده با مبلمان چوبی جامد به اتاق نشیمن هدایت شد.
راننده فیلتر هوای سیستم تهویه را رانندگی کرد.
راننده نقاشی رنگ روغن این بنای تاریخی را رانندگی کرد.
راننده اتوبوس تور را در مسیر کوهستانی رانندگی کرد.
راننده در طول جشنواره موسیقی لحظات فراموش نشدنی را رانندگی کرد.